سمفونی خروس‌ها در شب سراب!

آفتاب یزد ـ امید مافی : قدرت فوتبال، موسیو مکرون را از کاخ الیزه به ورزشگاه کروستوفسکی در شمال سن پترزبورگ کشاند و کاری کرد که دیپلمات‌ها‌ برای نود دقیقه محو تماشای شوالیه‌ها‌ی مخمل سبز شوند و به نزاع نیندیشند.
بی قراری عین صبر شد وقتی پس از بیست سال خروس‌ها‌ دوباره در فکر جهانگشایی افتادند و به سربازان مغلوب بلژیک شب بخیر معناداری گفتند.
اتفاقات سه شنبه شب به گونه‌ای رقم خورد که ارتش دیدیه دشان در آستانه فتح دوباره فستیوال قرن قرار گرفت و فرانک‌ها‌ با سربازانی از تبار قاره سیاه چنان خطی بر صورت شیاطین سرخ انداختند که تا ابد یادشان بماند.
تیم تا بن دندان مسلح فرانسه برای آنکه ثابت کند بزرگترین نهنگ‌ها‌ را می‌تواند در بطن خود جای دهد، به بلژیک هم رحم نکرد و شاگردان مارتینز را به موج‌ها‌ی پریشانی سپرد.
در شب ملتهب شمال روسیه، وقتی آخرین سوت آندرس کونیای اروگوئه‌ای به صدا درآمد این پاریس بود که چراغ‌ها‌ را روشن کرد و روح‌ها‌ را صیقل داد تا صاحبان کافه‌ها‌ شیشه‌ها‌ را برق بیندازند و تا خودِ صبح، از عشق فوتبال‌ها‌ی سر به آسمان ساییده میزبانی کنند.
تیم دشان کاریزماتیک با 11 توپچی آماده و آوانگارد از همان ابتدای بازی با بلژیک نشان داد که عزم راسخ تری برای رسیدن به فینال و جنگیدن در ورزشگاه بزرگ مسکو دارد.
وقتی تمام راه‌ها‌ به روی مهاجمان دپرس و مضطرب بلژیک بسته شد و "پاوار" و "واران" قفل محکمی به درهای دفاعی خروس‌ها‌ زدند، قلب مارتینز احساساتی روی صندلی رهبری بلژیک شبیه گوزن تیرخورده‌ای شد که در اعماق دره‌ها‌ی مه‌آلود ماغ می‌کشد.
تاکتیک‌ها‌ی ترسیم شده از سوی کادر فنی فرانسه همه چیز را برای یورش منطقی ارتش لاجوردی و انفجار در وقت مقرر مهیا کرد.
گرچه سرخ‌ها‌ به راحتی پا پس نکشیدند و تا لحظه دریافت گل،بارها و بارها ترکش‌ها‌ را به سمت خاکریز سربازان هم مرز شلیک کردند و لوریس را به زحمت انداختند اما پایان کار حکایتی دیگر داشت.
سه شنبه شب نقشه‌ها‌ی دشان به موقع و بجا نتیجه داد و یک لحظه غفلت از سوی مروان فلینی سبب شد تا اومتیتی بلند پرواز، آنی بال گشایی کند و کورتوای ششدانگ را مقهور خود نماید.
گل فرانسه در ابتدای‌ها‌ف تایم دوم حکم آب سرد را بر پیکر خسته و بی رمق پسران بروکسل داشت.گلی که شیرازه تیم مبتکر را از هم پاشاند و مجوز نداد تا ادن‌ها‌زارد،کاراسکو و لوکاکوی ناکام قفل دروازه کاپیتان هوگو لوریس را باز کنند و به تراژدی پایان دهند.
اینگونه شد که تیه‌ری آنری مستاصل، کنار نیمکت دوزخی بلژیک، دستمال سفید را به هموطنانش نشان داد و در قامت دستیار اول مارتینز، تیرباران سرجوخه‌ها‌یش را جزئی از جبر فوتبال تلقی کرد.
آن سوتر اما موسیو دشان برای آنکه بر اریکه امپراتور تکیه بزند و همچون امه ژاکه کبیر، رنگ فینال جام جهانی را ببیند مردان خلاق بلژیک را با اندیشه‌ها‌ی خود محبوس کرد تا خروس‌ها‌ روی سکوها بی محل بخوانند و هنوز فینال از راه نرسیده، جشن قهرمانی بگیرند.
حالا فرانسه در ایستگاه آخر منتظر تیمی است که یک شب پس از بوران آبی‌ها‌ رخ از غبار بیرون خواهد کشید؛ تیمی که به حتم قوی تر از بلژیک نخواهد بود و به وقت پریشان احوالی داغ صد هزار هلال سوخته را بر تن خواهد داشت.
تا روز آخر صبوری کنید.آیا یکشنبه شب در قلب مسکو، پرزیدنت مکرون بازهم به هوا خواهد پرید و دستی بر جام زرین خواهد کشید؟آیا کِشتی آبی بر آب روان خواهد شد و فرانک‌ها‌ دست در دست هم تا چکاد خوشبختی بالا خواهند رفت؟
شواهد و قرائن نشان می‌دهد که فرانسه برای تسخیر جهان و پادشاهی در دنیای پررمز و راز فوتبال پس از بیست سال، به هیچ وجه تنها نیست و می‌تواند با اتکا به گل‌ها‌ی سر سبد خود در روز آخر از چهار جهت به سوی جام خیز بردارد.
فقط کافی است هرناندس،کانته، پوگبا، ژیرو، امباپه و متوئیدی راه را گم نکنند و نود دقیقه دیگر در لاین سبقت بمانند. فقط کافی است رنوی آبی در درخشش ناگهانی صاعقه تیک آف بکشد و با آخرین سرعت خود را به مقصد برساند.