نشست سران گروه جی 7 در سایه تنش‌های تجاری به کار خود پایان داد تلاش برای فرار از آشوب ترامپ

محمدرضا ستاری
نشست سران گروه جی 7 در کانادا روز گذشته در حالی به کار خود پایان داد که مسائلی همچون خروج آمریکا از برجام و نیز آغاز جنگ تجاری ایالات متحده علیه متحدان اقتصادی خود یکی از چالش‌های اصلی نشست امسال بود. گروه جی 7 در دو نشست خود در سال گذشته نیز (به خصوص در نشست ایتالیا) نشانه‌هایی از افتراق و واگرایی با آمریکا را به نمایش گذاشته بودند، اما این امر امسال به گونه‌ای رقم خورد که برخی از تحلیل‌گران معتقد بودند، رئیس ایالات متحده آمریکا علاوه بر انزوای بی سابقه در نشست سران 7، نشانه‌هایی از خروج کشورش از این گروه را نیز به نمایش گذاشت.
پیش‌بینی‌ای که خیلی زود محقق شد
تقریباً سال گذشته و پس از برگزاری نشست گروه 7 در ایتالیا، فرانسیس فوکویاما فیلسوف سیاسی مشهور و نظریه‌پرداز پایان تاریخ، طی مصاحبه‌ای با یک نشریه ایتالیایی با پیش‌بینی چنین روزهایی در روابط فراآتلانتیکی میان آمریکا و اروپا، توصیه کرده بود: ترامپ آمده است تا همه چیز را خراب کند، شما بهتر است به راه خود ادامه دهید. او گفته بود که ترامپ مشکلاتی جدی با دنیای دموکرات و به خصوص اروپای تنها مانده دارد؛ به همین دلیل است که قادر نیست با رهبران لیبرال اروپایی ارتباط برقرار کند، اما برعکس نشان داده که با رهبران اقتدارگرا مانند پادشاه عربستان، ولادمیر پوتین و عبدالفتاح السیسی رابطه بسیار خوبی دارد. فوکویاما همچنین تصریح کرده بود که با توجه به واگرایی ترامپ با ارزش‌های دموکراتیک او به سمت یکجانبه‌گرایی و تک‌تازی خواهد رفت و به همین دلیل است که در آینده نزدیک شاهد بازگشت به دنیای چند قطبی و شکاف در سطح ژئوپلتیک خواهیم بود.
این تحلیل از سوی یکی از مشهورترین نظریه‌پردازان جهان، دقیقاً به میزان قابل توجهی پس از گذشت یک سال محقق شد. زمانی که ترامپ علی‌رغم خواست و فشار اروپایی‌ها با پشت کردن به توافق هسته‌ای به صورت یکجانبه از آن خارج و متعاقب آن با بازگرداندن تحریم‌های ثانویه علیه ایران، روند همکاری‌های تجاری و اقتصادی ایران و اروپا را تحت شعاع قرار داد. هنوز جهان از شوک این اقدام خارج نشده بود که ترامپ با اعمال تعرفه‌های 25 و 10 درصدی برای واردات فولاد و آلومینیوم به آمریکا، یک جنگ تجاری تمام عیار را به خصوص بر علیه اروپا کلید زد. او که با شعار «اول آمریکا» به روی کار آمده، معتقد است که در مناسبات تجاری فعلی، آمریکا در حال متضرر شدن است در حالی که سایر رقبا هر چند به ظاهر متحد ما هستند، اما در حقیقت بیشترین منافع را می‌برند.
ترامپ به دنبال چیست؟
در خصوص علت این یکجانبه‌گرایی از سوی آمریکا، تحلیل‌های متفاوتی از سوی کارشناسان مطرح می‌شود، اما یکی از مهمترین این تحلیل‌ها مربوط به طرح بلندمدت آمریکا برای تسلط و بسط هژمون خود در جهان است. اصولاً سیاست نومحافظه‌کاران که در زمان بوش پسر نیز در قالب جنگ پیشدستانه در افغانستان و عراق تبلور یافت، عبور آمریکا از قدرت هژمون به سمت امپراتوری است. نئوکان‌ها معتقدند که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، اکنون بهترین موقعیت برای بسط و ایجاد این امپراتوری مهیا است و به همین سبب است که نقش ارکان مادی در مقابل ارکان غیرمادی مانند مشروعیت، رضایت و اجماع‌سازی به بهانه کسب توفق مطلق در دوران ترامپ در اولویت قرار گرفته است. اکنون واشنگتن با دامن زدن به اقداماتی یکجانبه در مقابل متحدان غربی خود، سعی دارد با فشارهای اقتصادی زمینه را برای بسط قدرت امنیتی آمریکا به قدرت اقتصادی فراهم کند. به همین دلیل ترامپ و تیم او با مانور بر روی موافقان داخلی که تا حدود زیادی نظر مثبت آنها را در طول یک سال و نیم گذشته جلب کرده‌، با هدف پیگیری منافع آمریکا و احیاء اقتصاد این کشور مانند دهه 1980 میلادی وارد میدان شده‌اند. میدانی که با طراحی یک بازی پیچیده تجاری و امنیتی قصد حل کردن سایر رقبا را در ساختار پیش طراحی شده دارد. اصولاً استراتژی بلندمدت آمریکا در قرن بیست‌ و یکم رفتن به سمت بسط قدرت هژمونیک و امپراتوری بوده و به همین دلیل است که راهبردهای ترامپ به میزان زیادی با تئوری بازیگر دیوانه هنری کسینجر همخوانی دارد. بازیگری که با احساس تغییر نظام بین‌الملل وارد میدان شده و با سعی در بر هم زدن نظم موجود و ایجاد بی‌نظمی، نظم دلخواه را از آن بیرون می‌کشد. در همین راستا، مهدی مطهرنیا استاد روابط بین‌الملل معتقد است که سیاست ترامپ و تیم او مبتنی بر پارادایم آشوب، پیروی از دکترین بازیگر دیوانه کسینجر، تاکید بر توزیع ابهام و تاکتیک تحریک کردن طرف مقابل استوار است. بر همین مبنا و با توجه به عدم توانایی اروپا برای مقابله با آمریکا به تنهایی، این استراتژی تاکنون برای واشنگتن کارکرد داشته است چرا که با توجه به وابستگی شدید اقتصاد اروپا به آمریکا، آنها علاوه بر خلع سلاح شدن در مسیر جنگ تجاری فعلی، حتی توان تجارت مستقل با ایران را در صورت بازگشت تحریم‌های ثانویه آمریکا نخواهند داشت. این امر از آنجا اهمیت دارد که قوانین داخلی ایالات متحده اکنون توان تعمیم یافتن به مناسبات اروپایی‌ها با سایر کشورهای جهان را داراست. با این اوصاف رئیس ایالات متحده آمریکا در حالی که یک تنه در میان رهبران سایر کشورهای صنعتی در کانادا قرار گرفته و علی‌رغم اینکه گفته می‌شود در انزوای کامل نیز قرار داشت، صحبت از بازگشت روسیه به گروه 7 می‌کند. صحبتی نمادین که با توجه به مخالفت و واکنش شدید سایر کشورهای گروه 7 به این موضوع، خود نشان دهنده و پیامی از قصد آمریکا برای تغییر در ساختار فعلی است.
اروپا چه میزان قدرت مقابله با آمریکا را دارد؟
حال ترامپ روز آخر نشست سران جی 7 را به بهانه مذاکره با رهبر کره‌شمالی ترک می‌کند تا کارشناسان این اقدام را زمینه‌ای برای خروج آمریکا از این گروه قلمداد کرده و رسانه‌ها در تیترهای خود جمله «گروه شش در آستانه تولد» را درج کنند. با توجه به این مساله است که خبرگزاری دویچه وله آلمان با ابراز تردید نسبت به اجماع علیه آمریکا آورده است: جنگ تجاری، رفع تبعیض جنسیتی و مقابله با آلودگی دریاها از جمله مهمترین مسائل موجود در نشست کانادا است، اما آیا به رغم اختلاف نظرهای جدی با ترامپ، امکان صدور یک بیانیه مشترک در نشست امسال وجود دارد؟ در همین رابطه است که اکنون رهبران اروپایی از لزوم اتحاد در مقابل ترامپ و حتی مقابله به مثل صحبت می‌کنند. امری که با توجه به شرایط موجود بیشتر نوعی شعار برای حفظ وجهه اروپایی در مقابل یکجانبه‌گرایی آمریکا محسوب می‌شود. به زعم کارشناسان تنها در صورتی می‌توان در مقابل ترامپ ایستاد و او را وادار به عقب‌نشینی کرد که یک اجماع کلی نسبت به یکجانبه‌گرایی آمریکا صورت بگیرد. امری که با توجه به عقب‌نشینی چین و افتراق‌های موجود، تا به اینجای کار بعید به نظر می‌رسد.
بلیط اتوبوس