روزنامه آفتاب یزد
1397/02/27

اتفاق شوک آوری در انتخابات عراق رخ نداده است!

آفتاب یزد ـ رضا بردستانی: انتخابات پارلمانی عراق با همه فراز و نشیب‌ها، در شرایطی آرام برگزار شد. مهم ترین مسئله‌ای که محافل رسانه‌ای و سیاسی را شدیدا تحت الشعاع قرار داد ـ البته تا پیش از اعلام نتایج اولیه ـ مشارکت کم عراقی‌ها و به تعبیری ساده‌تر بی‌انگیزگی برای شرکت در نخستین انتخابات سراسری در این کشور بعد از برچیده شدن گروه تروریستی داعش بود.
با نگاهی به تحولات یکی ـ دو سال اخیر عراق، طبیعتاً پیروزی مقتدی صدر به دلیل نوع مواجهه او با برخی حوادث و رخدادهای سیاسی عراق و منطقه و نیز سفرهایی که به کشورهای مختلف منطقه از جمله عربستان داشته، نگاه‌ها را بیشتر به خود مشغول داشت تا جایی که پیروزی او در انتخابات به نوعی پیروزی برخی تفکرات منطقه‌ای تعبیر شد. در همین رابطه طی تماسی با
حسن دانایی فر، مشاور اقتصادی معاون اول رئیس‌جمهور در امور اقتصادی عراق و سوریه و نیز سفیر سابق ایران در بغداد، سوالاتی با محوریت موضوع اصلی این روزهای عراق یعنی انتخابات پارلمانی مطرح کردیم که در ادامه این سوالات و پاسخ‌های این دیپلمات سابق، پیش روی مخاطبان آفتاب یزد قرار می‌گیرد.

نتایج به دست آمده از انتخابات پارلمانی عراق قابل پیش‌بینی بود یا خیر؟
از نظر کسی که سال‌ها است موضوع عراق و تحولات آن را در ابعاد مختلف دنبال می‌کند؛ نتایج قابل پیش‌بینی بود اما در ترتیب توالی، تصورها این بود که نصر اول، فتح دوم و سائرون سوم. با اتفاقات رخ داده تنها می‌توان گفت که فقط جای نصر و سائرون عوض شده است. البته در مجموع برندگان انتخابات از همان مجموعه پنج گانه نصر، فتح، سائرون، دولت قانون و حکمت بیرون خواهند آمد که تحلیل‌های پیش از انتخابات نیز همین ترکیب و نه همین ترتیب را پیش‌بینی کرده بود.

پس چنین می‌توان برداشت کرد که عملا اتفاق شوک آوری رخ نداده است؟
تقریبا به همین معنا است با در نظر گرفتن اینکه اختلاف آراء زیاد نیست و گروه‌ها توانسته‌اند نزدیک به هم رای کسب کنند. البته انتظار این نبود که سائرون اول باشد نصر سوم ولی این
جا به جایی‌ها به منزله شوک سیاسی ناشی از یک انتخابات سراسری نمی‌تواند تلقی شود.

همان‌گونه که می‌دانید انتخابات پارلمانی در عراق به‌عنوان نخستین انتخابات پس از برچیده شدن داعش در عراق، این انتظار را به وجود آورده بود که مشارکت بالاتری را به خود اختصاص دهد اما چنین نشد. پیام مشارکتی که خیلی‌ها آن را دور از انتظار دانستند چه بود؟
این یک واقعیت است که میزان مشارکت در این دوره یعنی دوره چهارم اگرچه نسبت به ادوار اول و دوم خیلی تفاوت نداشت اما به طور قطع از دور سوم بسیار کمتر بود. این مشارکت پایین را باید از زوایای مختلفی مورد بررسی قرار داد، برخی سیاسی است و برخی اجتماعی و اقتصادی. در نگاه نخست باید پذیرفت خدمات قرار نگرفته در اختیار عراقی‌ها در این مسئله نقش زیادی داشت و به نوعی از عملکردها چندان رضایتی وجود نداشت.
ضمن آنکه برخی یک ایراد فنی را نیز مطرح می‌کنند که آن نیز می‌تواند مورد توجه قرار گیرد و آن مدل برگزاری انتخابات برای نخستین بار بود که خیلی طولانی و زمانبر شد یعنی پروسه انتخابات اندکی فرسایشی و از بین برنده انگیزه بود که البته تاکید می‌کنم برخی بر این مسئله نیز دست گذاشته اند. این دلیل شاید نزدیک به دو یا سه درصد تاثیرگذار بوده باشد ولی به هر حال مشارکتی نزدیک به 49 درصد به عدد 44 رسیده که این افت مشارکت باید مورد توجه قرار داشته باشد.

در اینجا می‌خواهیم گریزی بزنیم به بیرون عراق و مشخصا روی میزان مشارکت مردم در انتخابات. از سال‌های 2010 و 2011 در اقصی نقاط دنیا وقتی به انتخابات نگاه می‌کنیم نخستین مسئله‌ای که مشهود است، میزان پایین مشارکت است. این پایین‌بودن میزان مشارکت چه معنایی به ذهن متبادر می‌کند؛ دلزدگی از سیاستمداران، باور‌ناپذیربودن انتخابات یا حاکم شدن تفکر عدم کارایی انتخابات در ایجاد تغییر؟
البته ایران را باید استثناء کرد! این روند در کشورهایی که خود را مهد دموکراسی می‌دانند نیز در حال رخ دادن است اما شرایط در خاورمیانه اندکی متفاوت است. در کشورهای غربی می‌توان گفت دموکراسی زدگی باعث این نزول و افت مشارکت مردم شده به این معنا که مردم ابزار انتخابات را ناکارآمد می‌دانند اما در کشورهای خاورمیانه اندکی مسئله متفاوت است و آن بازمی‌گردد به عدم انطباق شعارها و رفتارها یعنی مردم را مجاب کرده که رفتن به پای صندوق‌های رای نتوانسته این باور را شکوفا کند که می‌توان تحولی عمیق ایجاد کرد.

باز می‌گردیم به مسئله عراق؛ بخواهیم یا نخواهیم در این انتخابات همه نگاه‌ها به سوی مقتدی صدر است. مقتدی صدر و تحرکات سیاسی وی طی یکی ـ دو سال اخیر، گاه برخی انتقادات را نیز برانگیخته بود اما در جدیدترین اظهار نظر، مقتدی صدر گفته که روابطی عادی با ایران، آمریکا و عربستان سعودی خواهیم داشت. ولی در هر صورت این انتخابات به نوعی تقابل سیاست‌های عربستان و خواست‌های سیاسی ایران در عراق نیز معنا شد. به‌عنوان سفیر سابق ایران در بغداد که با آن فضا آشنایی نزدیکتری دارید این تئوری و اندیشه تا چه میزان می‌تواند به واقعیت نزدیک باشد؟
فکر می‌کنم روابط سعودی با عراق تا بخواهد به شرایط طبیعی و اثرگذار برسد فاصله بسیاری زیادی دارد. البته عربستان به شدت علاقه‌مند حضور و دخالت در امور حتی داخلی عراق است. اما رفتار عربستانی‌ها پس از سقوط صدام و نیز رفتار حکام ریاض هنگام حمله عراق به کویت و حوادث پس از آن، شرایطی را در جامعه عراق به وجود آورده که عملاً اثرگذاری سعودی‌ها را دچار تاخیر بسیار زیادی کرده است پس از الان نمی‌توان گفت در عراق چنین تقابل‌هایی به وجود آمده، منظور تقابل ایران با عربستان یا عربستان با سایر کشورها.
ایران و عراق از گذشته روابطی طبیعی داشته‌اند حتی پیش از سقوط صدام حسین در عراق، جمهوری اسلامی ایران و عراق به نوعی رابطه دست یافته بودند که تاثیرگذاری تهران در امور عراق کاملا پذیرفته شده معنا می‌شده چه در بخش عربی و چه در بخش کرد نشین. یعنی این سیر بسیار طبیعی است و روابطی ویژه و ریشه‌دار به وجود آورده که پذیرش تئوری تقابل ایران و عربستان را اندکی سخت می‌کند. ساده تر اگر بگویم نوع رابطه ایران و عراق با نوع رابطه عراق و عربستان اساسا قابل مقایسه نیست و به همین یک دلیل هم این تقابل را رد می‌کنم.
البته نتیجه انتخابات پارلمانی نیز این مسئله را بیان نمی‌کند که سعودی‌ها توانسته باشند در عراق چیزی را به دست آورده باشد.

بخشی از سوال قبلی بازمی گردد به سفر مقتدی صدر به عربستان. پس از آن بود که عربستان تحرکاتی را انجام داد که منتهی شد به احتمال سفر ولیعهد عربستان به عراق که وقتی با واکنش‌های تند سیاسی و اجتماعی رو در رو شد به راحتی این سفر را لغو کرد. برخی مفسران سیاسی معتقدند که عربستان در حوزه عراق به یک بازنگری کلی دست زده و نگاه و روش خود در مواجهه با این کشور را عوض کرده است. در اینجا به این دو راهی می‌رسیم که یا عربستان ناتوان از تحمیل سیاست‌های خود در عراق است یا اینکه دنبال راهی نو می‌گردد، به نظر شما عملاً عربستان همچنان تمایلی به حضور و دخالت در عراق دارد و اگر دارد تا چه اندازه موفق بوده است؟
بخشی از پاسخ این سوال در پاسخ به سوال قبلی داده شد؛ یعنی عربستان در ابتدای راهی طولانی ایستاده و به طور طبیعی حالا حالاها باید روی این روابط کار کند. البته باید خاطرنشان کرد که سفر یک مقام سیاسی حتی تاثیرگذار به معنای تغییرات گسترده در سیاست‌ها و راهبردها نیست البته می‌توان این برداشت را به جامعه سیاسی ـ اجتماعی منتقل کرد که برخی تغییرات در راه و محتمل است.
این سفرها اولا طبیعی است در ثانی باید اذعان داشت که عربستان در حال تغییر تاکتیک‌های سیاسی است و در حال تلاش برای رسیدن به یک جایگاه ثابت و قابل اعتنا در عراق. آینده این مسئله را به اثبات خواهد رساند که موفق بوده یا خیر.

مقتدی صدر طی اظهار نظری گفته که با جریان حکمت و الوطنیه ائتلاف خواهد کرد. در این برهه این اعلام موضع را خوب ارزیابی می‌کنید؟!
به نظر می‌رسد اندکی باید صبر کرد چون در این زمان جمع بندی زود است و باید چشم به روزهای آتی دوخت. انتخابات عراق عوامل و مسائل بسیاری دارد که برای نشان داده شدن اندکی بیشتر به زمان نیاز دارد.

براساس نتایج انتخابات پارلمانی عراق، احساس می‌کنید تغییرات گسترده و بنیادین به وجود خواهد آمد یا این تغییرات ناچیز، اندک و نامحسوس خواهد بود؟
براساس گفته خودتان که اشاره کردید مقتدی صدر گفته سیاست‌های عراق به روال سابق و طبیعی ادامه پیدا خواهد کرد؛ طبیعی است که تغییرات گسترده‌ای را شاهد نباشیم. عراق در مرحله سازندگی است. در عراق پساداعش نیاز به توجه، آرامش و یاری است پس باید صبوری کرد تا اتفاقات خوبی در عراق رخ دهد. عراق به وفاق تمامی گروه‌های سیاسی نیازمند است. رهبران سیاسی عراق دارای تجربیات ارزشمندی هستند که این نیازها را به درستی درک خواهند کرد. پس عملا بروز تغییرات ماهوی و اساسی در سیاست‌های عراق را منتفی می‌دانم.

آخرین سوال؛ نقش مرجعیت شیعه در تعاملات سیاسی و اجتماعی عراق کماکان به قوت خود باقی خواهد بود؟
قطعاً در این یک مورد ذره‌ای تردید به ذهن خطور نمی‌کند. مرجعیت سرمایه و به قول مردم عراق راس المال جامعه عراق است و این نقش برای همیشه پابرجا خواهد بود.