روزنامه آفتاب یزد
1397/02/27

نامه‌ای برای رئیس صدا و سیما

غمگینم، خیلی غمگین، برای اینکه آدما، مخصوصا آدمای خاص تا وقتی زنده ان کسی نه حالشونو می‌پرسه و نه اصلا بهشون فکر می‌کنه، اما وقتی خبر می‌رسه فلانی مرد، سیل پیام‌ها‌ی تسلیت و تاسفه که از در و دیوار هر جایی که وایستادی و نشستی و خوابیدی می‌ره بالا. همه میشن رفیق فابریک اون بنده خدا که مرده و اون عزیز تازه سفر کرده میشه عزیز اندرعزیز همه. حالا هم حکایت قاسم افشار گوینده پیشکسوت تلویزیونه که 9 سال تمام سکوت اختیار کرد و لب از لب باز نکرد و هیچکس نگفت برادر من تو چرا سکوت کردی؟ چی شد که سکوت کردی؟ چه بلایی سرت اومد که سکوت کردی؟ ‌اصلا چرا از تلویزیون اومدی بیرون؟ ‌چرا کارتو ول کردی؟ حالا الان داری چیکار می‌کنی؟ چجوری زندگیتو می‌گذرونی؟ تو که اینهمه سال واسه تلویزیون کار کردی و سابقه جمع‌کردی و یه دفه گذاشتی رفتی از چه راهی نون در میاری می‌خوری؟ یه بار شد این بنده خدا رو بخاطر اینهمه سال خدمت صادقانه صداش کنید تلویزیون تو یکی از این هزاران برنامه‌ای
که 24 ساعته به خورد مردم می‌دید و نصف بیشترشون دوزار نمی‌ارزن، ازش تقدیر و تشکر کنید و به واسطه این کار خاطرات نوستالژیک مردم رو زنده کنید؟ حالا که مرده یادتون افتاده که ایشون یه زمونی تو تلویزیون اخبارگو بوده؟ هنوز کفن ناصرچشم آذر خشک نشده که تو تلویزیون ممنوع الورودش کرده بودید و وقتی از دنیا رفت واسش پیام تسلیت نوشتید، ‌ این کار شما چه فایده‌ای داره؟ چه باری از روی دوش اون بنده خدا و بازمانده‌هاش برمی‌داره؟ شما که تو زمان حیاتش یادی ازش نکردین حالا این مویه کردنتون برای مرگش چه معنی‌ای می‌ده؟‌ به خدا اگر پیام تسلیت ندید کسی نمیگه چرا پیام ندادید. کسی نبودن رو نمی‌بینه، چون شما با رفتارایی که می‌کنید همیشه برای مردم مثل فونت بولدشده‌اید توی روزنامه. بهتر نیست سکوت اختیار کنید و تو سکوتتون به رفتارتون فکر کنید.
خدا نیاره اون روزی رو که ملکه رنجبر، حسین محب اهری و بقیه هنرمندایی که حالشون خوب نیست و شما سال به دوازده ماه جیکتون برای احوال پرسی ازشون در نمیاد از دنیا برن، خدا نیاره روزی رو که بلایی سر استاد شجریان بیاد، حتما می‌خواید واسه اونا هم پیام تسلیت بدید. شما که الان که زنده ان حالی ازشون نمی‌پرسید رو چه حسابی سه ثانیه بعد از زمان فوتشون پیام تسلیتتون رو همه خبرگزاری‌ها‌ میاد بالا؟ ببینید چیکار کردید که پرویز پرستویی که اینهمه تو تلویزیون سریال بازی کرده پیام می‌ده که حتی اگر من مردم خبر مرگمو تو تلویزیون اعلام نکنید. این چند دهمین باریه که قلم من داره به خاطر کردارهای مختلف و عجیبتون از شما انتقاد می‌کنه و اصلا توجه نمی‌کنید و راهی رو که خودتونم می‌دونید اشتباهه، ادامه می‌دید. به قول قدیمیا: من آنچه شرط بلاغت بود با تو همی گفتم. تو خواه پند گیر خواه ملال.