نخست ‌وزير روزنامه ‌نگار

آماده سرمايه‌گذاري در ايران هستيم
 
 
 زهرا راد- حميد باباوند
 
«نيكول پاشينيان» رهبر انقلاب ارمنستان را روز تعطيل ديديم؛ چند ساعت قبل از آنكه به اعضاي كابينه‌اش بگويد: درست است كه دولت ما، موقت است و بايد تلاش كنيم تا انتخابات مجلس زودتر برگزار شود اما در همين مدت بايد تلاش كنيم تا كارهاي زمين مانده را‌برداريم و جلوتر ببريم. او كسي است كه توانست آرام‌ترين انقلاب منطقه را طي كمتر از دو هفته به ثمر برساند. دوهفته‌اي كه برايش از دو سال قبل تدارك ديده بود. نيكول پاشينيان روزنامه‌نگار چهل و دو ساله‌اي است كه تجربه سردبيري پرمخاطب‌ترين روزنامه ارمنستان را دارد. او كه مدتي است حضور در مجلس و رهبري يك ائلاف سياسي را به تجربيات خود افزوده؛ در سال‌هاي قبل از همراهي با هر حركت شتابزده‌اي خودداري كرده بود اما در دو سال گذشته با تمركز روي ورزش خودش را براي يك حركت اساسي آماده كرد. او براي آماده كردن كشور حركتش را به شكل پياده و با دست خالي آغاز كرد و بعد از طي مسافت بيش از صد و بيست كيلومتر به ييروان رسيد و چند روز را هم بي‌وقفه در خيابان‌هاي اين شهر از يك سو به سوي ديگر رفت. مشروح گفت‌وگو با وي به شرح زير است:
 
آقاي نخست‌وزير وقتي با مردم صحبت مي‌كردم، بعضي‌ها معتقد بودند ديگر نبايد شما را نيكول يا آقاي پاشينيان صدا كرد و از اين به بعد بايد به شما بگويند بارون پاشينيان؛ نظر شما چيست؟
مردم هر طور كه دوست دارند مي‌توانند من را صدا كنند. اتفاقي نيفتاده و من همان آدم قبلي هستم؛ فقط عنوان نخست‌وزير هم به ديگر اسامي و القابي كه مي‌توانند صدايم كنند اضافه شده است و هميشه و در همه حال سعي مي‌كنم صريح و راحت با مردم در ارتباط باشم.
حالا در كاخ رياست‌جمهوري تنها هستيد و از آن جمعيتي كه همراه شما بودند خبري نيست. حالا آنها آن سوي ديوار هستند و شما در اين سو بايد به توقعات آنها پاسخ بدهيد.
مردم در همين چند روز هم از تغييرات صورت گرفته شگفت‌زده هستند. در فيس‌بوك برايم مي‌نويسند: «تعجب مي‌كنم كاري كه بايد پنج روز در گمرك طول مي‌كشيد چطور در عرض پنج دقيقه انجام شد.» از زماني كه نخست‌وزير شدم اقتصاد پالس‌هاي مثبتي نشان داده است. ما هنوز هيچ كار خاصي شروع نكرده‌ايم؛ از همين نتيجه مي‌گيريم همين مقدار كه دولت براي مردم مانع‌تراشي نكند، براي شروع كافي است.
براي صد روز اول چه برنامه‌اي داريد؟
بايد مردم را آزاد بگذاريم تا اقتصاد رشد كند و البته بستر مناسبي براي مبادلات خارجي هم آماده كنيم.
وقتي رييس پليس را انتخاب كرديد با اعتراض مردم رو به رو شديد؛ تصور مي‌كنيد چه زماني مردم از شما خواسته‌هايي داشته باشند كه فراتر از توان شما يا قانون باشد؟
من با حمايت مردم به اين مقام رسيدم. سعي مي‌كنم دليل تمام تصميم‌هايم را براي مردم توضيح بدهم و هر زماني كه نتوانم خواسته‌هاي مردم را برآورده كنم، از اين جايگاه كنار مي‌روم.
ما به عنوان روزنامه‌نگار هميشه منتقد هستيم اما در كار اجرايي محدوديت‌هايي وجود دارد و انسان را از آرمان‌خواهي دور مي‌كند. شما به عنوان يك روزنامه‌نگار چطور اين تناقض را در خودتان برطرف خواهيد كرد.
به نظرم نخست‌وزير هم بايد مانند يك روزنامه‌نگار با همه‌چيز به ديد انتقاد نگاه كند و ركود از آنجا شروع مي‌شود كه اين ديد را از دست مي‌دهد. زرق و برق اين محيط كار رسمي نبايد باعث شود كه از مردم جدا شويم. روزنامه‌نگاري در تمام دوره فعاليت‌هاي سياسي من كمك حال من بوده است و مطمئنم اين‌بار هم اين اتفاق خواهد افتاد. مهم‌ترين ويژگي روزنامه‌نگار اين است كه چيزهايي را مي‌بيند كه ديگران نمي‌بينند. فكر مي‌كنم اين ويژگي در دوره نخست وزيري به من بسيار كمك خواهد كرد.
از روزهاي اول انقلاب، فقط گفتيد انقلاب ما مخملي است. آيا بنا نداريد به آن رنگ و بو بدهيد، مثل گل لاله يا رنگ نارنجي؟
اين اسم‌گذاري با خواست من نيست كه بخواهم روي آن اسمي از اين دست بگذارم. اين انقلاب با هيچ گل يا رنگي قابل تعريف نيست. اين از دل مردم بيرون آمده و براي همين هم آن را انقلاب محبت و احترام متقابل نامگذاري كرده‌اند. من چند بار اين را در ميدان جمهوري (هارابراك) گفته‌ام. هيچ نيروي خارجي در آن دخالت نداشته و اين براي ما خيلي مهم است. من بارها تاكيد كرده و ضمانت داده‌ام كه اجازه ورود نيروهاي خارجي را نمي‌دهم. چون ارمنستان و نظام آن براي من بالاترين ارزش را دارد. الان بسيار خوشحالم كه با اين ترتيب در انقلاب‌مان موفق شديم و اين انقلاب از ميان مردم ارمنستان زاييده شده و در برابر مشكلات دروني جامعه بوده است و حتي تحت تاثير مسائل منطقه‌اي نيز نبوده است.
استقلال و روابط ما با همسايه‌هاي‌مان براي ما خيلي مهم است؛ مخصوصا ايران و گرجستان. ارمنستان بايد استقلال خودش را در تمام مذاكرات و مراودات سياسي حفظ كند. تنها نقطه اشتراك اين انقلاب و انقلاب‌هاي ديگر اين است كه توانسته جايگاه ارمنستان را در منطقه بالا ببرد.
واردات و صادرات ميان ايران و ارمنستان در حال حاضر كمتر از 500 ميليون دلار است، بنا داريد كه تا سال 2020 اين عدد را چه مقدار افزايش دهيد؟
به نظرم از تمام پتانسيل دو كشور استفاده نمي‌شود. كارهاي زيادي براي انجام دادن داريم. پروژه‌هاي زيادي هست كه انجام نمي‌شود. پروژه‌هايي كه معلوم نيست چرا به ثمر نمي‌رسد و پروژه‌هايي كه معلوم نيست چرا كند انجام مي‌شود و پروژه‌هايي هست كه مطابق انتظار ما پيش نمي‌رود. اميدوارم واقعا بتوانيم اين مبادلات را به حركت بيندازيم؛ چون براي هر دو ملت مفيد است. ما حتي در زمينه توليد صنايع دفاعي، گاز و توريسم آماده سرمايه‌گذاري در ايران هستيم. سعي مي‌كنيم مسير صادرات محصولات كشاورزي و گوشت را به ايران تسهيل كنيم. ما علاقه زيادي داريم كه اين روابط را به سطح جديدي برسانيم و من مطمئنم اين علاقه متقابل در ايران هم وجود دارد.
آيا از اولين قدمي كه براي انقلاب برداشتيد، هدف‌تان رسيدن به مقام نخست‌وزيري بود؟
در عالم سياست هيچ حرفي را نمي‌شود قاطع گفت. من از سال 2007 كارم را شروع كردم، گفتم كه هيچ نيرويي نمي‌تواند جلوي ما را بگيرد. چون خواسته‌هاي ما همان خواسته‌هاي مردم است. در 10 سال گذشته ما مداوم بين مردم بوديم، در اين مدت هميشه موفق نبوديم و شك هم نسبت به حركت ما وجود داشت تا اينكه بالاخره همه‌چيز مشخص شد. مساله اين نيست كه من كجا و در چه مقامي باشم و خواسته‌هاي من هيچ ارزشي ندارد اگر برآمده از دل خواسته‌هاي مردم نباشد. از همان قدم اول مطمئن بودم كه مردم پيروز مي‌شوند و من در اين مسير هيچ كوتاهي‌اي نخواهم داشت و اينكه كجا قرار مي‌گيرم يا اصلا باقي مي‌مانم و نمي‌مانم؛ برايم مهم نبود و نيست. چون هدف من خدمت به ملت ارمني براي رسيدن به اهداف‌شان است. من دوبار به ايران سفر كرده‌ام؛ اصفهان و تهران. با ارامنه ايران صحبت كرده‌ام و احترامي كه در ايران دارند را از نزديك احساس كرده‌ام و امكاناتي كه داشتند برايم جالب بود و بايد از مردم و دولت ايران تشكر كنم.
شما آقاي سركيسيان را «مرده سياسي» لقب داديد، آيا قرار است با ادبيات روزنامه‌نگارانه دوره نخست‌وزيري را طي كنيد؟
اين مربوط به زمان خودش بود؛ وقتي كه حزب جمهوري و سرژ سركيسيان نتوانستند درك كنند كه چه اتفاقي در ارمنستان در حال وقوع است و فكر مي‌كردند هنوز قدرت دارند. اين شكل تفكر موجب مسائل زيادي در كشور شده بود. بايد حرفي مي‌زدم كه متوجه اتفاقي كه در كشور مي‌افتد بشوند؛ بنابراين از اين ادبيات استفاده كردم. طبيعتا شرايط الان فرق مي‌كند و ما بايد هميشه همراه با زمان پيش برويم.
نگاهي به سن روساي دولت در ارمنستان نشان مي‌دهد كه آنها سن و سال زيادي نداشته‌اند. اعضاي كابينه شما عمدتا جوان هستند و بعضي از دوستان ما اين كابينه را جوان‌ترين كابينه منطقه لقب داده‌اند؛ به نظر مي‌رسد سياستمداران در ارمنستان خيلي زود بازنشسته مي‌شوند؟
هر كشوري اقتضائات خودش را دارد. ما مسائل زيادي داريم كه بايد حل كنيم و انرژي زيادي براي حل آن نياز است. فكر مي‌كنم دولت جوان هم براي ارمنستان و هم براي منطقه شادي مي‌آورد. جوان بودن مزاياي زيادي دارد اما راهي كه رفتيم نشان مي‌دهد كه با عقلانيت مي‌توانيم از پس مسائل بربياييم. اما فكر مي‌كنم در كار سياسي جوان قلمداد كردن چندان درست نيست. من چهل و دو سالم است اما بيست و هفت سال است كه در كار سياست هستم؛ بخشي به عنوان روزنامه‌نگار و بخشي به عنوان سياستمدار. ارمنستان بعد از استقلال هميشه در افق نگاه و موضوع تمام مقالات من بوده است. راهي كه رفتيم اين را به مردم هم نشان داد. فكر مي‌كنم همين تجربه كمك مي‌كند كه به جاهاي خوبي برسيم.
رهبر فقيد ايران در زمان حكومت سوسياليستي نامه‌اي را به آقاي گورباچف نوشتند و خبر از پايان اين حكومت دادند؛ اين نامه را ديده‌ايد؟
خيلي جالب است. نه متاسفانه، نديده‌ام.
و آخرين سوال. گزارش‌هاي زنده و شخصي‌تان كه هر روز از فيس‌بوك پخش مي‌كنيد را تا كي ادامه خواهيد داد؟
اين گزارش‌ها هميشه خواهد بود و دليلي براي نبودن‌شان نيست.
 
رابطه با ايران براي ما بسيار مهم است
ضمانت داده‌ام اجازه ورود نيروهاي خارجي را ندهم.
هيچ نيروي خارجي در انقلاب ما تاثيرگذار نبود.
اين انقلاب از ميان مردم ارمنستان متولد شد.
بايد مردم را آزاد بگذاريم تا اقتصاد رشد كند.
روزي كه نتوانم خواسته‌هاي مردم را برآورده كنم، از اين جايگاه كنار مي‌روم.
سياستمدار بايد مانند روزنامه‌نگار نگاه انتقادي داشته باشد.