روزنامه اعتماد
1395/12/28

نوروز، انتخاب‌ شايسته‌ فرهنگي جهان

انسان ايراني كه به مدت هزاران سال در سرزمين ايران زندگي كرده است و از رمز كيفيت زندگي در اين سرزمين و رعايت كردن اصولي كه براي زندگي در اين سرزمين به آن نياز داشته مطلع شده است، آرام آرام اين اصول را تصحيح كرده و راه مواجه شدن با ظرفيت‌هاي موجود در محيط اطراف خود را يافته است. يكي از اين ظرفيت‌ها كه در طول تاريخ كهن اين سرزمين نمايان شده و جزيي از فرهنگ عمومي ايرانيان است، نحوه بيرون آمدن از زمستان و ورود به بهار است. در سرزمين ما به جهت تنوع جغرافيايي كه وجود دارد و تنگناهايي كه انسان اين سرزمين در طول تاريخ با آنها مواجه شده است، مساله زمستان مساله مهمي در اين جغرافيا بوده است. ورود به زمستان و خروج از آن براي انسان ايراني معاني ويژه‌اي دارد. لذا تمهيداتي هم براي اين موضوع توسط ايرانيان انديشيده شده است. هم براي ورود به فصل زمستان و هم براي خروج از آن. ما در ورود به زمستان جشن‌هاي مهرگان را در مهر و يلدا را در دي ماه داريم.
در اين جشن‌هاست كه ايران ثروت خود را به رخ زمستان مي‌كشد و با نشان دادن ظرفيت‌هاي طبيعي كه دارد با گندم و جو وعلوفه و ميوه‌هايي كه دارد، با جمع شدن به دور اين ثروت و جشني كه برپا مي‌كند، مي‌گويد كه من به قدر كافي ثروت دارم كه نگران ورود زمستان و چگونگي خروج از آن نيستم. بعد از سپري شدن زمستان هم جشن‌هاي مربوط به خروج از زمستان و ورود به بهار شكل مي‌گيرد كه در حقيقت نخستين و مشهورترين اين جشن‌ها، چهارشنبه سوري است. اين جشن در واقع جشن استقبال از خورشيد و نور است. به همين جهت هم هست كه وقتي ما از روي آتش مي‌پريم مي‌گوييم «گرمي تو از من، زردي من از تو» يعني كسالتي كه زمستان ممكن بود براي من پيش بياورد را به تو (آتش) مي‌دهم و نشاطي كه تو با گرمي و نور خود مي‌تواني به من بدهي از تو طلب مي‌كنم.
 البته اين را بعضي به احترام به آتش تعبير كرده‌اند كه چندان مرتبط نيست، در حقيقت موضوع اصلي در چهارشنبه سوري استقبال از بهار است و به همين جهت هم در آخرين چهارشنبه هر سال اتفاق مي‌افتد. نوروز كه همه دنيا در مقابل آن سر تعظيم فرود آورده‌اند و پذيرفته‌اند كه يكي از شايسته‌ترين انتخاب‌هاي فرهنگي جهان است، آغاز فصل بهار است.
اين آغاز با جشن مفصلي همراه است چرا كه ما زمستان سرد و تاريك را پشت سر گذاشته‌ايم و بهار پر از زندگي و طراوت را پيش رو داريم. اين براي ايرانيان خوش سليقه با طبع سليمي كه دارند بهانه‌اي است براي شكر‌گزاري. به همين جهت هم همانطور كه پيش از اسلام آغاز شده بود، دين مبين اسلام هم احترام به اين امر را واجب دانسته و اجازه داده است كه اين تحول بزرگ داشته شود و در حقيقت دعايي كه ما هنگام تحويل سال مي‌خوانيم «حول حالنا الي احسن الحال» هم همين معنا را دارد و ما را از حالت پژمردگي و سردي و تاريكي زمستان به بهترين حال‌ها كه حال بهار و شكفتگي و پيشرفت و رشد است، نزديك مي‌كند. بعد از اين آيين ورود به بهار، ما روز سيزده بدر را داريم كه جشن رفتن به طبيعت و وارد شدن عملي به بهار است.
اينها همه با اساطير و باورهاي تاريخي ما مرتبط است. عيد نوروز و سيزده بدر به داستان حضرت سليمان (ع) و گم شدن انگشتري ايشان هم مربوط مي‌شود.
از طرفي هم داستان‌هاي مربوط به مير نوروزي را داريم كه هنوز هم در بخشي از نقاط ايران اجرا مي‌شود. نوروز زمان پشت سرگذاشتن تاريكي و سياهي و به استقبال رشد و شكوفايي و نور و اميد رفتن است. و ما اين اتفاق را در لحظه‌اي كه زمان تغيير فصل از زمستان به بهار است، جشن مي‌گيريم. بهتر است به جاي به حاشيه رفتن به حقيقت اين جشن كه بسيار هم قابل احترام است بپردازيم و به آن احترام بگذاريم.