روزنامه آرمان امروز
1395/12/28

نهضت ۶۷ ساله پیـرمـرد قبـاپوش

آرمان: ۶۷ سال از روزی می‌گذرد که یک پیرمرد قباپوش، پای استعمارگرانی مانند شوروی، آمریکا و به‌ویژه انگلستان را از ایران قطع کرد. البته این کشورها برای همیشه ایران را ترک نگفتند، اما این گامی که برای استقلال ایران برداشته شد، گام مهم و ارزشمندی بود. ۶۷ سال قبل در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ مجلس شانزدهم ملی ایران قانونی به تصویب رساند که مطابق آن دست بریتانیایی‌ها از صنعت نفت ایران کوتاه می‌شد و افسار نفت به چنگ ایرانیان بازمی‌گشت. محمد مصدق یکی از شاخص‌ترین مبارزان ملی ایران بود که از منتقدان سرسخت محمدرضا پهلوی و رژیم منتسب به او بود.
صنعت نفت؛ مدیون نام مصدق
نام مصدق در تاریخ ایران همواره به «صنعت نفت ایران» گره خورده است. او در طول مبارزات خود تلاش بسیاری برای ملی شدن این صنعت مهم کشور انجام داد. مصدق بارها بر این نكته تاكید داشت كه ایرانیان باید خود منابع نفتی كشورشان را اداره و بهره‌برداری كنند. انگلستان، کشوری بود که حدود ۱۷۰ سال قبل، در مسجدسلیمان، نخستین چاه‌های نفت را حفاری کرد و بیش از صد سال بدون هیچ مانعی این ثروت عظیم ایرانیان را به تاراج برد. دولت وقت ایران هیچ آگاهی و دركی از این اتفاق مهم نداشت، اما كاشفان آن به خوبی می‌دانستند به چه ثروتی در ایران دست یافته‌اند. در آن دوران، وضعیت بین‌المللی به‌گونه‌ای بود که تقریبا تمامی کشورهای جهان سوم به‌نحوی تحت استعمار بودند. در برخی مناطق نیز یک کشور مستعمره چند کشور بود. كشورهای مختلف به ویژه روسیه، انگلیس و آمریكا با پیشنهادهایی به دولت ایران، خواستار كسب امتیاز نفتی بودند و از آنجا كه انگلیس، امتیاز بهره‌برداری از منابع نفت جنوب كشور را در اختیار داشت، روس‌ها درصدد كسب امتیاز منابع نفتی شمال و آمریكایی‌ها نیز به دنبال امتیاز نفت در ایران بودند. سهم‌خواهی‌های این سه کشور، ایران را در معرض تجزیه و نابودی قرارداده بود و سیاست‌ورزان ایرانی گاهی برای فرار از شکست و گاهی برای حفظ تاج وتخت خود، امتیازات گزافی به این کشورها می‌دادند، اما مصدق خلاف این رویه می‌اندیشید.
چه شد که مصدق نفت را ملی کرد؟
مصدق معتقد بود اگر به یکی از این کشورها امتیازی بدهیم، دیگر استعمارکنندگان مارا مجبور می‌کنند که به آنها نیز امتیاز دهیم. به فرض اگر امتیاز نفت جنوب در اختیار انگلستان باشد، ضمن اینکه سرمایه‌های مردم فقیر ایران به جیب بریتانیا ریخته می‌شود، شوروی هم خواستار امتیاز نفت شمال می‌شود. حال اگر امتیاز نفت شمال را به روس‌ها دهیم، بریتانیا فشار می‌آورد که امتیاز دیگری به دست بیاورد تا یک گام از شوروی جلوتر ایستاده باشد و همین دور تکرار و ایران نابود می‌شود. دكتر مصدق كه رهبری گروهی متشكل از ۱۶ تن از نمایندگان مجلس چهاردهم را برعهده داشت، در خصوص واگذاری امتیاز نفت به خارجی‌ها گفت: «به بهانه اینكه به یك كشور نفت داده شده است، نباید به هیچ كشور دیگری امتیاز داد، چرا كه این دور باطل تمامی نخواهد داشت» و این‌گونه بود که بحث موازنه منفی را تئوریزه کرد. مصدق در دوره شانزدهم به مجلس راه یافت و در این دوره طرح «ملی شدن صنعت نفت» به رهبری او در مجلس تصویب شد. در این دوره، کمیسیون نفت تشکیل شد و پیشنهادی را به مجلس ارائه داد که از طریق آن نفت ایران ملی و از چنگال استعمار خارج می‌شد. سرانجام با تلاش‌های دكتر مصدق و همراهان وی، ماده واحده ملی شدن صنعت نفت در روز ۲۴ اسفند ماه سال ۱۳۲۹ در مجلس شورای ملی مطرح‌شد و در روز ۲۹ اسفندماه همان سال به تصویب رسید. در متن پیشنهاد تصویب‌شده آمده بود: «به ‌نام سعادت ملت ایران و به‌منظور كمك به تامین صلح جهانی، امضاكنندگان ذیل پیشنهاد می‌نماییم كه صنعت نفت ایران در تمام مناطق كشور بدون استثنا ملی اعلام شود، یعنی تمام عملیات اكتشاف، استخراج و بهره‌برداری در دست دولت قرارگیرد.» مجلس سنا نیز این پیشنهاد را در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ تصویب كرد و پیشنهاد به قانون تبدیل شد.

مصدق باید نابود شود!
از این دوران به بعد بود که مصدق به عنوان برجسته‌ترین منتقد پهلوی و بزرگ‌ترین مانع استعمارگران در ایران شناخته شد. او سال بعد به نخست‌وزیری ایران رسید. استعمارگران که با حضور مصدق قادر به تاراج ثروت‌های ایران نبودند، چاره‌ای جز نابودی او نداشتند و در سال ۱۳۳۲ طبق برنامه آمریکایی‌ها در ایران کودتایی ترتیب دادند و دولت مصدق را از میان برداشتند. پس از آن و تا زمان انقلاب هیچ‌گاه دولت‌های مستقل در ایران روی کار نیامدند و تمامی آنها بله‌قربان‌گویان محمدرضای خودکامه بودند. مصدق نیز پس از کودتا به زادگاهش احمدآباد تبعید شد و تا آخر عمر در حصرخانگی ماند. مرد قباش‌پوش ایران که پای استعمارکنندگان را از ایران بریده بود، بر اثر عارضه سرطان در سال ۱۳۴۵ درگذشت.