روزنامه جهان صنعت
1397/01/28

جای خالی مدیریت یکپارچه

امیر واعظی‌آشتیانی* - اقتصاد کشور دچار چالشی شده است که آبشخور اصلی آن را از دهه 70 تا امروز می‌توان در عدم توجه مدیران و تصمیم‌گیران سیاسی و اقتصادی در امور و درهم‌آمیختگی تصمیمات سیاسی خارجی و داخلی جست‌و‌جو کرد. تصمیمات نادرست در طول دهه‌های متوالی در همه دولت‌ها اقتصاد کشور را تا جایی به انحطاط کشاند که ضمن فلج شدن آن، پول ملی نیز روز‌به‌روز تضعیف شود. از آنجا‌ که مدیران توانایی انطباق خود با شرایط را نداشتند چالش ارز در همه دولت‌ها ادامه پیدا کرد تا جایی که هیچ دولتی آرامش ارزی نداشت و نتوانست مسایلی مثل حفظ ارزش پول و تولید ملی را کنترل کند.
برخی عوامل تعریف‌شده ثابت در آسیب‌های اقتصادی کشور و از سویی عدم مدیریت شایسته و تعهد کافی موجب آن شده است که هر سال شرایط اقتصادی کشور پیچیده‌تر از گذشته شود. این در حالی است که برنامه‌های پنج ساله و چشم‌انداز 20 ساله این امکان را فراهم می‌کند که شرایط اقتصادی کنترل شده و بر‌اساس توسعه پیش رود. اما بی‌توجهی به این برنامه‌ها موجب افزایش هزینه‌ها شده و کشور را روز‌به‌روز از اهداف خود دورتر می‌کند.
بی‌اهمیتی به برنامه پنج ساله خود به تنهایی یکی از عوامل مهمی است که هزینه‌های تولید را افزایش می‌دهد. از شاخص‌های افزایش هزینه تولید نیز می‌توان همزمان به افزایش بهای ارز و از سویی دیگر افزایش دستمزدها اشاره کرد. اقتصاد کشور در روزهای اخیر اما شاهد این دو موضوع به شکل همزمان بوده است. هرچند افزایش دستمزدها امری است که اگر تحقق پیدا نکند کارگر دچار مشکل در معیشت خود خواهد شد اما این افزایش نه از جانب دولت و نه از جانب کارفرما تامین نشده بلکه هزینه اصلی آن را مردم یا به عبارتی مصرف‌کننده پرداخت می‌کند.
وزارت کار هر سال با نشست‌هایی که برگزار می‌کند سعی در ارائه بهترین درصد برای افزایش دستمزدها دارد و این افزایش به طور مستقیم از جیب و زندگی روزمره مردم تامین می‌شود. متاسفانه در نهایت این مردم هستند که هزینه‌ها را پرداخت می‌کنند. تولید‌کننده نیز در شرایطی قرار می‌گیرد که به دلیل افزایش قیمت کالای خود قدرت مانورش کاهش پیدا کرده بنابراین در چرخه رقابت دچار مشکل می‌شود. این چرخه در ادامه مسیر خود شرایطی را ایجاد می‌کند که سفره مردم روز‌به‌روز کوچک‌تر شده و معیشت با مشکلات جدی روبه‌رو شود.به وضوح باید گفت از مشکلات اساسی اقتصاد کشور تصمیمات سیاسی، احساساتی و دستوری است. این مثلث سال‌هاست در اقتصاد کشور ریشه دوانده ‌ و تا زمانی که رنگ نبازد و اقتصاد بر اساس تصمیمات منطقی ادامه حیات ندهد هیچ تغییر مثبتی را شاهد نخواهیم بود. نقش‌آفرینی پررنگ این مثلث در تصمیم‌گیری‌های اقتصاد کشور موجب شده ‌ دولت به شکلی کاملا دستوری در راستای تک‌نرخی کردن ارز قدم بردارد و به نظر می‌رسد تفکر اندیشه بلند‌مدت پشتوانه این تصمیم‌گیری نباشد.اقتصاد کشور باید با مدیریت افراد کاردان و کارآمد پیش رود. این کشتی تا زمانی که هر سرنشین به سویی پارو بزند و تفکری یکپارچه بر اساس مدیریت در آن حکمفرما نباشد هرگز به خشکی نخواهد رسید و به سردرگمی و غرق شدن نزدیک می‌شود.
*مدیرعامل سابق
شرکت شهرک‌های صنعتی
v.ashtiani37i@yahoo.com