روزنامه جهان صنعت
1397/01/28

«جهان‌صنعت» راهبردهای انتخاب شهردار تهران را بررسی می‌کند؛

فاطمه بیک‌پور- پس از کش و قوس‌های فراوان و حاشیه‌های متعدد طی هشت ماه اخیر، بالاخره محمدعلی نجفی از شهرداری پایتخت برکنار شد‌‌. در ظاهر استعفا و در عمل چنان فشار آشکاری از سوی دادستان کل کشور به او وارد شد که حجت را بر همگان تمام کرد و به نحوی نشان داد تا اینجا هم به سختی حضور او در بهشت تحمل می‌شده است‌‌. ماجرا در شورای شهر با برگزاری دو جلسه نمایشی در مرداد 96 با حضور خبرنگاران و معرفی برنامه‌های کاندیداهای شهرداری آغاز شد‌‌؛ جایی که ظرف دو روز کاندیداهای شهرداری به شورا آمدند و برنامه‌های خود را اعلام کردند. در حالی که همان لحظات اعلامی برنامه، مرعشی عنوان می‌کرد من از کاندیداتوری کناره‌گیری می‌کنم و اعضای شورا روی گزینه دیگری تمرکز کنند، نه تنها وقت خبرنگاران را بیهوده ساعت‌ها گرفتند و شوآفی جهت بررسی گزینه‌های متعدد راه انداختند، بلکه از قبل می‌دانستند که همه اعضای شورا از احزاب مختلف اصلاح‌طلبی روی نجفی به اجماع رسیده‌اند و در مورد هیچ یک از گزینه‌ها همه اعضا آرای یکسان نداشتند‌‌. سرانجام نجفی با فشارهای وسیع و تخریب‌های گسترده از سوی رسانه‌های اصولگرا بر مسند شهرداری نشست‌‌. چندی نگذشت که انتقادات از سوی جناح‌های مختلف، به عملکرد نجفی به خصوص در مورد نوع انتصاباتش در بدنه شهرداری آغاز شد‌‌. وضعیت به گونه‌ای پیش رفت که برخی از افرادی که نامشان در لیست فساد دوره قالیباف بود هم به سمت و نان و آبی در شهرداری رسیدند‌‌. چه آنکه یکی از همان‌ها حالا سرپرست و جایگزین موقت نجفی در شهرداری شده است‌‌. اما انتصاب نزدیکان قالیباف یا ارتقای سمت آنها از معاونت‌ها به شهرداران مناطق مختلف هم رسید‌‌. نجفی همیشه از انتخاب‌های خود دفاع کرد و هیچگاه زیربار این نرفت که به دنبال نیروی صرف اصلاح‌طلبی یا اصولگرایی است‌‌. از آن سو اما اقدامات درخوری هم در این حدود هشت ماه انجام داد‌‌. از ممنوعیت صدور هولوگرام‌های جدید و توقف تراکم‌فروشی تا ارسال 12 پرونده فساد از دوره قالیباف به قوه قضاییه جهت بررسی که تاکنون نهاد قضایی هیچ کسی را در خصوص این پرونده‌های فساد احضار و بازجویی نکرده است‌‌. در واقع قالیباف از اتمام دوره مدیریتش بر مسند شهرداری تاکنون نه پاسخگوی اتهامات و قصورهایش در خصوص فاجعه پلاسکو بوده است، نه پاسخگوی املاک نجومی و نه پاسخگوی 12 پرونده تخلف و فساد ارسال شده به قوه قضاییه توسط نجفی‌‌. اما قصه اصلی برکناری نجفی از رقص چند دختربچه به مناسبت جشن روز زن در برج میلاد کلید خورد‌‌؛ جایی که اصولگرایان و نیروهای سایبری‌شان در شبکه‌های اجتماعی به صورت گسترده و یکپارچه شروع به تخریب و پرونده‌سازی کردند و خود نجفی به گفته زهرا صدراعظم نوری نماینده شورای شهر، چندین ساعت بازجویی غیرمحترمانه می‌شود و نهایتا به قید کفالت آزاد می‌شود‌‌. بله شهردار کلانشهر تهران با کفالت آزاد می‌شود! به دلیل رقص چند دختربچه جلوی چشمش‌‌. همین حواشی باعث شد کمی بعد نجفی نخستین استعفای خود را تسلیم شورای شهر کند‌‌. همان موقع زمزمه‌ها مبنی بر اینکه او تاب فشار و ایستادگی در مقابل سختی‌ها از سوی دستگاه‌های مختلف را ندارد و همان بهتر که برود آغاز شد‌‌. پس از نوروز جلسه بررسی استعفای او با حضور گسترده رسانه‌ها برگزار شد و استعفا با 16 رای مخالف اعضای شورا، پذیرفته نشد‌‌. اما فقط 24 ساعت کافی بود تا دادستان کشور اعلام کند اعضای شورا به چه دلیل استعفا را نپذیرفته‌اند و به آنها هشدار دهد که اگر اتفاقی در شهر بیفتد مسوولیتش بر عهده شورایی‌ها خواهد بود‌‌. واکنشی تند و شوکه‌کننده از سوی نهادی که اصولا این گونه عریان در امور شهری دخالت نمی‌کرد‌‌. دادستان تاکید کرده بود که نجفی بار دیگر استعفا دهد و تاریخ دقیق ترک محل کار خود را هر چه زودتر اعلام کند‌‌. همین عامل باعث شد تا فردای آن روز همان اعضای مخالف استعفای نجفی در شورا، رای موافق دهند و به همین راحتی در عرض یک روز میدان را خالی کنند و جلوی فشارها نایستند‌‌. نجفی در کوتاه‌ترین زمان ممکن رفت تا مشکلی دیگر به مشکلات شهر اضافه شود‌‌. چرا که حداقل دو ماه طول می‌کشد تا شهرداری مناسب، جایگزین او شود‌‌. در این میان محسن‌ هاشمی به عنوان رییس شورا که خود سودای شهردار شدن را در سر دارد، هیچ واکنش و پاسخی به اظهارات دادستانی در روز جلسه پذیرش استعفا نداشت و این خود، مستقل بودن شورا را زیر سوال می‌برد‌‌. در زمینه استعفای نجفی و ارزیابی کارشناسی از اتفاقات رخ داده به سراغ دکتر حسین ایمانی جامعه‌شناس شهری رفتیم تا ببینیم چه عواملی منجر به وقوع این تنش‌های شهری شد‌‌.
نجفی در، جا زدن و کوتاه آمدن سابقه‌دار است
او در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» در تحلیل وضعیت پیش آمده در شهرداری عنوان می‌کند: شهرداری عرصه‌ای از قدرت در کشور است که چه بخواهیم و چه نخواهیم با فشارها، مخالفت‌ها و اعتراض‌های زیادی مواجه است‌‌. کسی که به عنوان رییس این حوزه به میدان می‌آید، با موارد فشار، کارشکنی، تخریب، اعتراض و مدرک‌سازی‌های متعدد است که مواجه می‌شود‌‌. در واقع این ابزار کار سیاسی است‌‌. وی معتقد است: شاید شورا باید بیش از اینها در انتخاب خود دقت می‌کرد‌‌. زیرا این بار نخست نبود که نجفی این گونه رفتار می‌کرد‌‌. تا حجم مشکلات زیاد می‌شود، سریع جا می‌زند و از سمت خود کناره‌گیری می‌کند‌‌. در همین زمینه کسانی بودند که پیش از اتفاقات شهرداری هشدار دادند که برای این میدان، فردی قوی، شجاع و صبور انتخاب کنید‌‌. من تصور می‌کنم نجفی تسلیم شد و به هر حال باید به آرای مردم، به تاریخ و به خودش پاسخگو باشد‌‌. او چنانچه راه و اهداف خود را قبول داشت، باید در صحنه می‌ماند‌‌. این جامعه‌شناس می‌گوید: یک بخشی از این اتفاقات هم به خود نجفی بازمی‌گردد‌‌. به نظر من کار او در عرصه سیاسی کشور با اتفاق اخیر شهرداری، برای همیشه تمام شد و دیگر برای هیچ پستی مناسب نیست‌‌.
مدیریت شهری بعد از حاشیه‌های شهرداری به اغما رفت
وی در خصوص عملکرد ضعیف شورا در تغییر نظر سریع بر اثر فشار دادستان کشور با پذیرش استعفای نجفی نیز عنوان می‌کند: شورای شهر باید بیش از اینها تامل می‌کرد‌‌. شهردار یک مقام سمبلیک نیست‌‌. مدیر کل شهر است‌‌. در واقع موتور محرکه شهری در ایران است‌‌. کسی باید به عنوان شهردار انتخاب شود که سابقه خوب و مناسبی از کار اداری و اجرایی در پروژه‌ها داشته باشد و صبوری و استحکام سیاسی و شخصیتی خود را از قبل نشان داده باشد‌ زیرا این سمت تعارفبردار و کار حزبی نیست و در مسایل روزمره زندگی مردم بسیار تاثیرگذار است‌‌. آن هم در شهری که با بحران‌های متعددی از جمله افزایش ساخت‌و‌ساز، مشکلات حاشیه‌ای و پیرامونی و تمرکز جمعیت روبه‌‌رو است‌‌. وی نخستین مشکل شهرداری را نوع درآمدها و فساد آنجا می‌داند که باید برای حل نسبی همه اینها حداقل همان زمان چهار ساله را در اختیار داشته باشد تا بتواند برخی کارهای اساسی که شروع می‌شود را به سرانجام برساند‌‌. همین حالا با این حاشیه‌ها و اتفاقاتی که برای شهرداری افتاد، عملا مدیریت شهری به اغما رفته است‌‌.
از سوی دیگر همانند هفته‌های نخست بعد از انتخابات که گمانه‌زنی‌های زیادی در خصوص حضور محسن‌ هاشمی‌رفسنجانی بر مسند شهرداری مطرح می‌شد، بار دیگر از شروع استعفای نجفی تاکنون طیف کارگزاران و بخشی از اعضای شورای شهر که تحت نفوذ محسن‌ هاشمی در شورا هستند، تلاش‌های زیادی را به لحاظ جریان‌سازی خبری، خبرسازی، تبلیغات و‌‌. ‌‌. ‌‌. آغاز کرده‌اند تا ثابت کنند محسن‌ هاشمی بهترین گزینه جایگزینی نجفی در شهرداری می‌تواند باشد‌‌. برخی‌ها معتقدند او تعامل خوبی با بالادستان قدرت در حاکمیت دارد و می‌تواند از پس معضلات شهری به خصوص در حوزه حمل و نقل بربیاید‌‌. بنابراین جایگزین مناسبی است‌‌. فارغ از اینکه او برای این سمت مناسب است یا خیر، محسن‌ هاشمی با رای بالای مردم پایتخت به عنوان عضو شورای شهر انتخاب شد تا ناظر شهردار باشد نه اینکه خودش با آن کفه سنگین اعتماد مردمی ناگهان به میثاق‌نامه و مردم پشت کند و هوای شهردار شدن در سر داشته باشد‌‌. این اقدام و حضور احتمالی‌ هاشمی در «بهشت»، آشکارا تخلف محسوب و باعث می‌شود چمران اصولگرا وارد شورای شهر شود‌؛ کسی که مردم برای حضور او در شورا نه گفتند‌‌. مهم‌تر از آن از بین بردن اعتماد مردمی است که آنها را با شعار وحدت کنید و به همه اعضای لیست رای بدهید تا جلوی فساد شهری بایستیم و اصولگرایان را از صحنه بیرون کنیم، به پای صندوق‌های رای کشاندند و بسیاری از افراد شایسته اصلاح‌طلب که سابقه خوبی در امر نمایندگی شورا یا مدیریت امور شهری داشتند را در لیست باندی- جناحی- حزبی خود نگنجاندند‌‌.
مقصر اصلی حضور 14 ساله اصولگرایان در شورای شهر، اصلاح‌طلبانند
این استاد دانشگاه تهران در خصوص گمانه‌زنی‌هایی که برای حضور‌ هاشمی بر مسند شهرداری مطرح می‌شود بیان می‌کند: یک مساله در توسعه سیاسی وجود دارد‌‌. اینکه از خطاهای خود درس بگیریم و سیاست‌های توسعه‌ای و شهری خود را مطابق با خطاهای گذشته درست کنیم‌‌. گویا اصلاح‌طلبان از تجربه شورای شهر اول درس نگرفته‌اند و همین حالا با عملکرد ضعیف در خصوص استعفای نجفی و کنارگذاشتن او باعث شده‌اند تجربه آن شورا در حال تکرار باشد‌‌. پس از شورای اول بود که اصولگرایان به مدت 14 سال قدرت را در دست گرفتند و روی کار آمدند و آن همه فساد و‌‌.‌‌.‌‌. رخ‌نمایی کرد‌‌. ایمانی تاکید می‌کند: در واقع مقصر اصلی حضور 14 ساله اصولگرایان در شورای شهر، اصلاح‌طلبان هستند‌‌. وی در خصوص تبلیغات و جریان‌سازی‌های گسترده برای حضور‌ هاشمی در مسند شهرداری بیان می‌کند: اگر کسی می‌خواهد شهردار شود، چرا کاندیدای شورای شهر شد؟ اگر کسی از یک جناح قدرت را به دست بگیرد باید این سیستم منسجم باقی بماند‌‌. وی تصریح می‌کند: من با ورود تعدادی از اعضای اصولگرا به شورای شهر مشکلی ندارم‌‌. این امر به دموکراسی هم نزدیک‌تر است و امکان تبانی و پنهان‌‌کاری را از بین می‌برد‌‌. اینکه در دوره‌های قبل اصولگرایان یکدست قدرت را در دست داشتند و این دوره هم اصلاح‌طلبان قدرت را در دست دارند، یک آفت در سیاست است‌‌. از قضا وجود رقیب قدرتمند باعث یکدستی بیشتر شورا می‌شود و به نفع شهر است‌‌. همین در دست داشتن قدرت توسط یک جناح باعث می‌شود همچون حالا اعضای شورای شهر در موارد مختلف با یکدیگر منسجم نباشند و اختلافات‌شان کم‌کم آشکار می‌شود و این امر برای شهر و مدیریت آن ضرر دارد‌‌.
اصلاح‌طلبان منتقدان خوبی هستند اما برای اداره شهر استراتژی منسجمی ندارند
این جامعه‌شناس شهری تاکید می‌کند: متاسفانه اصلاح‌طلبان حالا که قدرت را در دست دارند، استراتژی و برنامه منسجمی برای اداره شهر ندارند‌‌. آنها در مقام منتقد، نقش خود را به خوبی ایفا می‌کنند اما زمانی که به قدرت می‌رسند،خیلی راحت از فشارها و سختی‌ها عقب می‌کشند و هیچ برنامه و هدف روشنی برای فعالیت‌های خود ندارند‌‌. وی معتقد است: این درست نیست که به مردم وعده‌هایی در خصوص مبارزه با رانت و فساد و تحولات شهری بدهیم و آنها را به رای دادن لیستی ترغیب و تشویق و کلی تبلیغات کنیم،در نهایت جایی که باید محکم باشیم، وا بدهیم و کاری در راستای وعده‌هایمان نکنیم‌‌. این رفتار، در واقع پاشنه آشیل اصلاح‌طلبان است‌‌ چراکه اگر این بار آنها در قدرتی که در دست دارند شکست بخورند، فقط شکست در عرصه مدیریت شهری محسوب نمی‌شود، بلکه به معنای شکست در عرصه‌های کلان کشور است‌ زیرا در ذهن مردم می‌ماند. آنها وعده‌هایی دادند که هرگز عملیاتی نشد و پوچ بود و هدف و برنامه روشنی نداشتند و در نهایت خواهند گفت شما به جای اداره شهر و رفع مشکلات آن، به مسایل و حاشیه‌های خود پرداختید‌‌.
ایمانی در خصوص نوع انتخاب شهردار پایتخت پیشنهاد می‌دهد: عرصه شهرداری را می‌توان به صورت غیرسیاسی، همچون مدیرعامل یک شرکت بزرگ هم نگاه کرد‌‌. در واقع، ویژگی‌های مدیریتی آن باید بر ویژگی‌های سیاسی او بچربد‌‌. شهردار باید بتواند وظایف مدیریتی خود را به درستی انجام دهد‌‌. این استاد دانشگاه معتقد است: نظام شهری ما به روز نیست و قوانین حاکم بر شهر ما با قوانین حاکم بر شهر پنج هزار نفری یکسان است‌‌. نباید به شهردار به عنوان اینکه قرار است جایگاهی همچون ریاست‌جمهوری را بعد‌ها به دست بیاورد، هدیه دهیم‌‌. باید به دنبال فردی بود که از پس فشارها و مسایل مختلف بربیاید و سیستم و قوانین را به خوبی بشناسد‌‌؛ کسی که حداقل به اندازه قالیباف کار اجرایی کند‌‌. از آن سو شورا می‌تواند به امور سیاسی خود بپردازد و شهرداری مدیریت اجرایی کند بیش از مدیریت سیاسی‌‌؛ فردی که بتواند فساد را جمع کند و این امر نیازمند فردی بوروکرات و کارکشته است‌‌. آدم حرفه‌ای می‌خواهد نه بازنشسته و جاه‌طلب سیاسی که از این پست برای آینده خود استفاده کند و چیزی هم عاید شهر نشود‌‌.