منبع الهام طراحان پیرگاردین!

محمدرضا ستوده- به این آقا نگاه کنید. نام این آقا هدایت‌الله ممبینی است. به لباس‌هایش نگاه کنید. به سلیقه او خوب دقت کنید. به بلوز زیبایش. به کت خوش‌بُرش و خوش‌دوختش و در نهایت به ترکیب رویایی، تلفیق حیرت‌انگیز و دلربای کُت با بلوزش. این آقا مسوول خریدن و تامین لباس‌های تیم ملی فوتبال ماست. کسی که طراحی بلوزش عقل از سر طراحان دولچه گابانا و زارا پرانده و بُرش کت و دوخت آن خواب و خوراک را از صنعت پوشاک ایتالیا گرفته.
وقتی این آقا با این وضع سلیقه مسوول تامین لباس تیم ملی است باید خدا را شکر کنیم که لباس تیم ملی برای جام‌جهانی سفید و ساده است. چون اگر می‌خواست با همان سلیقه‌ای که برای خودش خرید کرده برای تیم ملی هم لباس بخرد، تیم ملی باید با جوراب پاریزین، شورت مامان‌دوز، پیراهن یقه‌دیپلمات سفید و ساده، جلیقه صورتی، کلاه عرقچین و گیوه به میدان می‌رفت.
درثانی یک جوری از سفید و ساده بودن لباس تیم ملی تعجب می‌کنید که انگار تا الان فدراسیون روی پیراهن تیم ملی منجوق و ملیله و پولک‌دوزی می‌کرده. در طول تاریخ همواره سفید و ساده بوده. حالا یک‌بار یک یوزپلنگ روی آن چاپ کردند که از بس کمرنگ بود هیچ‌کس متوجه این نبوغ و خلاقیت ما نشد.
سپردن مسوولیت تامین لباس تیم ملی به این آقا مثل این است که:
احمدی‌نژاد را به عنوان نماینده ایران در مسابقات جهانی پسر شایسته معرفی کنیم. یا مجید خراطها را به عنوان رییس هیات داوران جایزه گرمی منصوب کنند‌ یا از لبخند عباس جدیدی برای تبلیغ خمیر‌دندان در اتوبان‌های تهران استفاده شود.
تا زمانی که این فرد مسوول لباس جور کردن برای تیم ملی باشد، بهترین اتفاقی که می‌تواند برای تیم ملی بیفتد این است که بدون لباس به میدان برویم تا حداقل از گزند سلیقه خطرناک این آقا در امان باشیم.