مديران تلويزيون بايد محافظه‌كاري را كنار بگذارند

حسين شمقدري مستند ساز جواني است كه در مؤسسه «آرمان مديا»، دوربين مستندش را به غرب برد و از «ميراث آلبرتا» گرفته تا «سي‌و‌سه سال سكوت» و «انقلاب جنسي1»، با غرب آن طور كه هست روبه‌رو شد، اين بار هم از فضاي سياه و سفيد ذهني كه به طور پيش فرض در ذهن مخاطب شرقي نسبت به غرب وجود دارد عبور كرده و در«انقلاب جنسي2»، به بحث زن در جامعه غربي پرداخته است؛ جايي كه زن از جايگاه انساني خود رانده و باعث شكل‌گيري جنبش فمنيسم شد و فمنيست‌ها كاري كردند كه خانواده در غرب به چالش كشيده شود. شمقدري در گفت‌و‌گو با «جوان» درباره «انقلاب‌جنسي2» توضيحات بيشتري داده است.

براي شروع مصاحبه، نگاهي به مستند «انقلاب جنسي 1» داشته باشيم؛ مستندي كه بازتاب‌هاي زيادي داشت، نگاه‌ها به«انقلاب جنسي 1» چطور بود؟
اكثر كساني كه آن مستند را ديدند نگاه مثبتي به آن داشتند، يعني حداقل موضع منفي نداشتند. كساني هم بودند كه مي‌گفتند نگاه مستند به غرب خيلي مثبت است اما اين نگاه را قبول ندارم چون ما در همان مستند هم نقد‌هاي زيادي نسبت به غرب داشته‌ايم. انگار برخي‌ فقط دوست داشتند قسمت‌هاي مثبت غرب را ببينند. به هر حال مستند بايد بياني صادقانه داشته باشد و من هم تلاشم اين بود كه دوربينم صادق باشد. موضوع ديگري كه در «انقلاب جنسي‌1» مطرح شد و مي‌شود درباره «انقلاب جنسي 2» هم مطرح كرد، اين است كه هر مستندسازي سراغ چنين موضوعاتی نمی‌رود، ولي حسين شمقدري از حمايت برخوردار بوده است؟
«آرمان مديا» كلاً با اين ويژگي شناخته شده كه روي خطوط قرمز حركت مي‌كند. اين مسئله ناشي از اعتمادي است كه از سوي جامعه و حاكميت به ما شده و باعث شده تا بتوانيم روي خط قرمز حركت كنيم. از اين اعتماد و حمايت ممنونم ولي اگر تصور مي‌كنيد اعتمادي كه به ما شده به منزله اين است كه پول و كمك در اختيار ما قرار داده‌اند، اشتباه مي‌كنيد. هيچ كمكي براي توليد مستند انقلاب جنسي در اختيار ما قرار نگرفته است و همه هزينه‌هاي آن را از جيب خودمان داديم و حتي از خانواده و آشنايانمان پول قرض كرده‌ايم. حالا خدا را شكر مستند با استقبال خوبي روبه‌رو شده و در فروش، هزينه‌هاي خودش را درآورده و مي‌توانيم قرض‌هايمان را پس دهيم. با اين وضع پس بقيه هم مي‌توانند سراغ چنين موضوعاتي بروند؟
شايد خيلي از گروه‌هاي مستندساز يك ترس پيش‌فرض در ذهن‌شان دارند كه نمي‌توانند براي كارهاي اينچنيني پيشقدم شوند و از حاكميت انتظار حمايت داشته باشند. براي همين شبهه برايشان ايجاد شده كه اصلاً نمي‌شود كار انتقادي ساخت. به «انقلاب جنسي2» بپردازيم. در اين مستند از محمد دلاوري خبرنگار تلويزيون به عنوان راوي استفاده شده، چرا مثل مستندهاي قبلي خودتان روايت را انجام نداديد؟
در اين كار سعي كرديم از راوي‌ای استفاده كنيم كه توانايي اجرا و بيانش بالا باشد و تجربه اجرا و روايت نيز داشته باشد. با آقاي دلاوري پيش از اين در مستند«كارخانه جهان» همكاري خوبي داشتيم و در اين كار هماهنگي‌مان بيشتر هم شد و اين هماهنگي به كار خيلي كمك كرد. خب كار اصلي من كارگرداني است و اگر روايت هم مي‌كردم از سر ناچاري بوده است، وگرنه كار اجراي محمد دلاوري به مراتب از من بهتر و حرفه‌اي است و قطعاً در كارهاي بعدي هم ادامه پيدا خواهد كرد. محمد دلاوري براي بيننده يادآور بخش«صرفاً جهت اطلاع» اخبار 20:30 است، فكر نمي‌كنيد اين موضوع به كار ضربه بزند، مخصوصاً اينكه مانند صرفاً جهت اطلاع در اين مستند هم بيان طنز و كنايه آميزي دارد!
درباره بيان طنز كه بايد بگويم اگر اين بيان نبود اصلاً شخصيت راوي درنمي‌آمد اما در نوع بيان سعي كرديم ادبيات مستند با ادبيات صداوسيمايي متفاوت باشد. در اين مستند مي‌بينيم كه دلاوري با سوژه‌هاي گفت و گو خيلي راحت صحبت مي‌كند، شوخي مي‌كند و مي‌خندد، در حالي كه در كار‌هاي صداو سيما شاهد چنين چيزي نيستيم و نگاه ديگري در آنها حاكم است. حال در ادامه كارهايي كه با دلاوري انجام خواهيم داد متوجه مي‌شويد چقدر نگاه خودش با نگاه حاكميتي و صداوسيمايي متفاوت است. دلاوري در دفتر خبرگزاري صداوسيما در بلژيك حضور داشته است، تجربيات حضور وي در اروپا در مرحله پژوهش و نگارش فيلمنامه مستند كمك كرد؟
ايده مستند براي ما بود و آن را با آقاي دلاوري مطرح كرديم، او هم كمك كرد چكش‌كاري شود. در مرحله‌هاي بعد مثل سناريو هم خيلي كمك كرد. دلاوري كتابي دارد با عنوان«976 روز در پس كوچه‌هاي اروپا» كه شامل تجربه‌هاي وي از زندگي در اروپاست. آقاي دلاوري همچنين متن پلاتوها را از من مي‌گرفت و بازنويسي مي‌كرد كه بسيار بهتر مي‌شد. در اين مستند نقدهاي زيادي به جامعه ايراني داريد!
بله، خيلي‌ها تصور مي‌كنند اگر در جايي از غرب خوب گفتيم بلافاصله بايد بياييم و آن را نفي و نقد كنيم. در حالي كه جوامع غربي در خيلي از موارد از ما جلوتر هستند. ما در جوامع غربی براي زن يك نوع هويت مي‌بينيم. هر وقت صحبت از زن در غرب مي‌شود نگاه‌ها به سمت آزادي جنسي و سوءاستفاده‌هاي جنسي از زن مي‌شود. در حالي كه سعي كرده ايم توضيح دهيم كه چه كساني در غرب دچار سوءاستفاده جنسي مي‌شوند و اصولاً تعريف ما از سوءاستفاده جنسي با تعريف غربي متفاوت است. در آنجا حتي يك نگاه مرد هم شامل موضوع آزار جنسي می‌شود و برايش عواقب سنگين قانوني در پی دارد اما در ايران چنين موضوعي هنوز جا نيفتاده است. ولي در دستورات اسلامي به شدت روي همين موضوع «نگاه» هم تأكيد شده و شريعت اسلامی روي حفظ عفت براي داشتن يك زندگي سعادتمند تأكيد كرده است.
بله نكته همين جاست. ما در كشورمان براي زنان بدحجاب «گشت ارشاد» ايجاد كرده بودیم اما در همان آيه از قرآن كه حجاب را تأكيد كرده است، به مردان نيز گفته شده كه چشم‌هايشان را از نگاه به نامحرم نگه دارند. تا وقتي كه ما نتوانيم نگاه مردان را كنترل كنيم، گشت ارشاد موفق نخواهد بود. در اصل نيازمند نوعی کنترل مردانه هستيم كه اگر يك مرد باعث نگاه و رفتارش باعث اذيت زنان شد در همان جا با وي برخورد شود. نه اينكه فقط با زنان برخورد كنند و اگر زني به دنبال شكايت از يك مرد به خاطر اذيت شد، مجبور به شكايت به دادگاه و دردسر‌هاي بعدي شود. در غرب اين مسئله را رعايت كرده‌اند يعني اگر مردي به يك زن نگاه بدي داشته باشد، قانون با وي برخورد شديد مي‌كند. ما نياز داريم رسانه هايي مانند صداوسيما درباره اين موضوع صحبت كنند تا شاهد تغيير در اوضاع باشيم. چرا مستند هايي مثل«انقلاب جنسي» هيچ گاه به تلويزيون راه پيدا نمي‌كنند؟
صداوسيما محافظه‌كار است. بارها اين مسئله را گفته ام كه مديران صداوسيما خيلي محافظه‌كارند و البته اين حرف‌ها برايم هزينه‌ساز شده است. چه هزينه‌اي؟
كارهاي ما اغلب از شبكه‌هاي تلويزيوني پخش نمي‌شود يا اگر پخش مي‌كنند سانسورش مي‌كنند و در شبكه‌هایي مثل «افق» و «مستند»، پخش مي‌كنند. در حالي كه اين مستند‌ها بايد در شبكه‌هاي «يك» و «3» كه پربيننده‌ترين شبكه‌هاي تلويزيون هستند ديده شوند و درباره‌اش ميزگرد برگزار شود. فكر نمي‌كنيد درباره «انقلاب جنسي»، تلويزيون هم محدوديت‌ها و ملاحظات جدي‌ای داشته باشد؟
درباره مستند «انقلاب جنسي1» اين موضوع را قبول دارم كه براي مخاطب عام تلويزيون نيست، اما مي‌شود در برنامه‌هاي مرتبط بخش‌هايي از آن پخش شود و درباره‌اش نقد و بررسي كنند ولی درباره «انقلاب جنسي 2» معتقدم به راحتي مي‌شود با كمي مميزي همه آن را از تلويزيون پخش كرد. در بخشي از مستند «انقلاب جنسي2» به سوئيس رفته‌ايد و با خانواده‌اي سوئيسي هم‌صحبت شده‌ايد، به نظرم نگاه مثبت مستندساز به جامعه سوئيس، هلند و آلمان در اين مستند به خوبي ديده مي‌شود!
واقعاً من به جامعه بومي در كشورهاي هلند و سوئيس نگاه مثبتي دارم. در همان هم‌صحبتي با خانواده سوئيسي ديدم كه وقتي از زن خانواده مي‌پرسيم که نمي‌ترسي شغلت را از دست بدهي و وابسته به همسرت شوي؟ جواب مي‌دهد «نه چون ما خداي قدرتمندي داريم كه از ما حفاظت مي‌كند»، اين زن كاملاً به خدا توكل دارد درحالي كه اگر همين سؤال را از من بكنند تلاش مي‌كنم پاسخ آن را بر اساس قواعد به ظاهر منطقي بدهم.
آن خانواده سوئيسي اگرچه مسلمان نبودند اماخداباور بودند، آنها به بازگشت مسيح(ع) ايمان دارند و معتقدم در زمان ظهور حضرت حجت(عج) بسياري از اين افراد به كمك امام مهدي(عج) خواهند آمد.