نیش‌ترمز قطار استعفا در کرج

آرمان-یاسمین طالقانی: باز هم استعفا و باز هم نام یک شهردار در انتهای استعفا! ظاهرا قطار استعفا در تهران متوقف نشد و راه خود را ادامه می‌دهد به‌نحوی که در ایستگاه کرج هم بر پدال ترمز زده شد تا شهردار این شهر هم استعفا دهد. اگر نجفی که شهردار تهران بود بیماری را بهانه‌ای برای خروج از بهشت آورد، اصغر نصیری از اختلاف میان شورای شهر کرج و شهرداری این شهر می‌گوید که گویا با گفت‌وگو و مذاکره به سرانجامی نرسیده است. بنابراین دیروز که پنجاه و دومین جلسه شورای شهر کرج برگزار شد، اصغر نصیری استعفای خود را اعلام کرد.
اختلافات بی‌پایان
اختلافات میان شورای شهر و شهرداری کرج به یک یا دو مورد خلاصه نمی‌شود و با یک نگاه گذرا به این دو نهاد شهری موارد زیادی از اختلاف سلیقه و عدم تعامل دیده می‌شود. به‌عنوان نمونه یکی از اختلافات بر سر انتصابات در شهرداری کرج بود که در 19 آذرماه سال گذشته عیان شد. در آن روز شهردار کرج، دو تن از اعضای شورای شهر را خطاب قرار داد و گفت: بنده برای جایگاه حقوقی اعضا ارزش قائلم اما نه تا جایی که از حق می‌گذرند و به گزافه‌گویی می‌پردازند. اصغر نصیری با تاکید بر اینکه اعضای شورا نباید دنبال سناریوگویی باشند و بنده از ابتدا گفتم عادت ندارم با التماس کاری کنم، ادامه داد: تا زمانی کار می‌کنم که اصول را مدنظر قرار دهم و به‌هیچ ‌عنوان زیر بار این حرف‌ها نمی‌روم. درهمان جلسه یک عضو شورای شهر کرج در واکنش به نطق شهردار کرج مبنی بر اینکه برخی در شورای شهر برای انتصابات در شهرداری سناریوهایی را دنبال می‌کنند، گفت: «تعجب می‌کنم از آقای شهردار، ای‌کاش شهرداری داشتیم که قبلا با شورا کار کرده بود، این شورا 13 شخصیت مستقل دارد که نظر خود را مطرح می‌کنند؛ خوشبختانه واژه بگم بگم را هم شنیدیم که خاطراتی از گذشته را برای ما زنده کرد. اینکه نماینده‌ای نتواند سوال کند عجیب است. من برادر و خواهری ندارم که جویای شغل باشند، کارمند شهرداری هم نیستم اما به این نهاد احترام می‌گذارم». پیش از آن هم اختلافات بر سر انتصابات وجود داشت چنان‌که در 5 آذر سال گذشته نایب‌رئیس شورای شهر کرج یکی از معاونان شهردار را خطاب قرار داد و گفت: «این معاون شهردار کرج به چه حقی با نیروهای خدمات شهر برخورد بدی دارد؟ در امضای صورت وضعیت‌ها دقت نمی‌کند و پیمانکاران را دوست ‌دارد؟ نفوذ این مسئول در شهر زبانزد است و بسیاری مرعوب وی شده‌اند و شنیده می‌شود با بالادستی‌ها ارتباطی خوب دارد. برادر من چرا از این شاخه به آن شاخه می‌پری و یک روز پرچم اصولگرایی و یک روز پرچم اصلاح‌طلبی به دست می‌گیری؟ دوران بندبازی در این شهر و شورا به پایان رسیده است».
چرا استعفا دادم؟
ظاهرا اکنون به اصول مدنظر شهردار کرج خدشه وارد شده که او قصد خداحافظی دارد چرا که پیش‌تر تاکید کرده بود: «تا زمانی کار می‌کنم که اصول را مدنظر قرار دهم» و استعفای او به این معناست که شرایط به‌نحوی پیش رفته که او نتوانسته اصولش را مدنظر قرار داده و اجرا کند. در متن استعفای اصغر نصیری آمده است: «آمده بودم تا نهال امید را که با رأی تک تک شهروندان کاشته و در شهر کرج جان گرفته بود، آبیاری، تنومند و ریشه‌دار کنم. آمده بودم تا طلسم و قفل مترو و تامین اعتبار برای راه‌اندازی آن را بگشایم. در اوضاع و احوال اختلاف میان شهرداری و شورا، مهم حفظ جایگاه قانونی شورا به‌ویژه زنده نگه داشتن امیدی است که مردم در انتخابات سال گذشته به آن دل بستند. به همین دلیل دو راه بیشتر پیش رو ندارم، نخست اینکه به هر قیمتی بمانم و شهروندان در میان دعواهای بی‌حاصل و اختلاف‌نظرها فراموش شوند که ره‌آورد آن معطل ماندن خدمات به مردم فهیم و قدرشناس این شهر و خدشه‌دار شدن اعتماد مردم به شورای پنجم خواهد بود. دیگر اینکه توفیق خدمت به چنین مردمی را رها و میدان را برای فرد دیگری -که خارج از اختلاف نظرها بتواند کارهای بر زمین مانده را به سرانجام رساند- واگذارم. اما با این همه در این مدت به شهر و شهروندان وابسته شده‌ام و شاهد لبخند رضایت بر چهره کارگر زحمتکشی هستم که می‌تواند قبل از مدیران حقوق بگیرد، پیش از شهروندان با نشاط و دلگرمی بیدار شود و برای آنها در سرمای منهای 13 درجه مسیر رفت‌و‌آمد بگشاید و برف از شاخه درختان بتکاند، ساعت دو بامداد راه بر من ببندد که بمانید و حمایت خود را از ما برندارید، اشک شوق بر گونه پیرمردی در مسجد محله اسلام‌آباد ببینم که با حداقل انتظار حداکثر امید را به تحول در مدیریت شهری می‌دهد. بی‌شک با اختلاف‌های موجود استمرار نشاط چنین نیرویی همیشگی نخواهد بود و به شهر، شهروندان و اعتماد مردم آسیب خواهد خورد، اتفاقی که به‌صلاح شورا و شهرداری نیست. تاریخ گواه است هر جا بوده‌ام حمیت و تعصب و محدودیت زمانی نگذاشته است از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنم به همین دلیل تصمیم به ترک خدمت برایم سخت و ملال‌آور، اما سخت‌تر از آن پاشیدن بذر یأس بر چمنزار شهری است که استعداد، توانمندی و خلاقیت دارد، اما با ادامه اختلاف‌ها هیچ‌کدام از این قابلیت‌ها به فرجام شایسته نمی‌رسد. پس به ناچار و به‌رغم میل باطنی راه دوم را برگزیده‌ام. تردید ندارم اگر مشکلات پیش رو نبود و همدلی و همفکری لازم میان شورا و شهرداری برقرار بود، می‌توانستیم با لوایحی که به شورای شهر می‌آوریم، درآمدهای پایدار شهری را چندین برابر کرده و از رهگذر آن، خدمات بیشتری به شهر بدهیم. اما ادامه اختلاف‌ها مسیر چنین لوایح و سرانجام آنها را محدود و حتی مسدود می‌کند. نتیجه اینکه استعفای خود را از مسئولیت مدیریت شهری به محضر شورای اسلامی شهر اعلام می‌کنم و امیدوارم اعضای محترم شورا با پذیرش استعفا بستر خدمات مناسب و شایسته‌تر را برای شهر کرج فراهم آورند».