به کجا چنین شتابان؟ تومن از دلار پرسید

علی آهنگر- یکشنبه ١٩ فروردین ٩٧ به عنوان روز پر التهاب ارز و دلار در تاریخ اقتصاد ایران ثبت خواهد شد. روزى که دلار مرز دهشتناک پنج هزار و هشتصد تومان را درنوردید و به دامنه اضطراب شش هزار تومان نزدیک شد. سکه از یک میلیون و نهصد هزار تومان گذشت و در عین حال شاخص هاى بورس در بازار سهام افت لحظه به لحظه‌اى را شاهد بود.
افزایش شدید و ناگهانى نرخ دلار در حالى رقم مى خورد که قیمت آن یک سال پیش، یعنى در روزهاى نخست فروردین ٩۶ بیشتر از ٣٨٠٠ تومان نبود. این رقم هر چند که در بهمن ماه سال گذشته روزهاى پر نوسان و نگران کننده اى را پشت سر گذاشت و به قیمت ۴٩٠٠ تومان رسیده بود، ولى با سیاست گذارى موقت بانک مرکزى سرانجام با سال ٩۶ در کانال ۴٨٠٠ تومان خدا حافظى کرد.
روزهاى تعطیل و گشت و گذار و دیده‌بوسى‌هاى عید با گوشه چشم هاى گرانى ارز هم بیگانه نبود. میهمان‌ها پس از عید مبارکى و احوالپرسى‌هاى معمول خبر از عبور دلار از پنج هزار و ده تومان مى‌دادند. بزرگترها مى‌گفتند خدا بخیر کند. تعطیلات دامنه‌دار ٩٧ سرانجام به پایان رسید و جاده‌ها از قفل ترافیکى و جنگل‌ها و درختان از هجوم وحشتناک شکسته شدن‌ها و آتش‌سوزى نفس تازه‌اى کشیدند که حمله‌کنندگان به بازار ارز و سکه چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را.
اما چرا؟! چرا و به چه دلیل دلار، یورو و سکه فقط در طول یک یا دو روز آغازین کارى در سال جدید به ناگاه سرسام‌آورترین گردنه‌هاى گرانى را طى کردند؟! دانش اقتصاد حکم مى‌کند که ریشه‌هاى گرانى ارز را در دلایل اقتصادى جست و جو کنیم. اقتصاد مى‌گوید که ارز هم نوعى کالا است و قانون ساده عرضه و تقاضا نرخ آن را تعیین مى‌کند.
در چنین بایسته‌اى باید ببینیم در روند عرضه دلار چه اتفاق ناگوارى رخ داده است که تقاضا و در نتیجه قیمت به حد مشقت رسیده است. مى‌دانیم که عمده منبع تامین دلار در کشور ما وابسته به تولید و فروش نفت است. در ماه‌هاى اخیر هیچ اتفاق بدى براى تولید و فروش نفت و در نتیجه ارزآورى آن نیفتاده است. بعلاوه، قیمت جهانى نفت در کانال هفتاد دلار روزهاى آرامشِ دلنشینى را براى همه کشورهاى تولید کننده نفت رقم زده است. امیدبخش تر آن که هیچ تهدیدى هم براى بازار جهانى و نیز ملى و کشورى عرضه نفت و قیمت آن در آینده وجود ندارد. پس گرانى مشقت بار دلار در بازار تهران به هیچ روى دلایل اقتصادى نمى تواند داشته باشد.
اگر چنین است پس دلایل گرانى موحش ارز را باید در بازار سیاست و علت‌هاى روانى پى‌جویى کنیم. در علت‌هاى سیاسى، همه چیز به ترامپ و ١٢ ماه مى یا ٢٢ اردیبهشت برمى‌گردد. ٣3 روز دیگر تا تعیین تکلیف برجام توسط رئیس‌جمهورى پیش‌بینى‌ناپذیر مانده است. همچنان که جهش قیمت دلار را هیچ دلیل عقلى و اقتصادى پشتیبانى نمى‌کند، خروج آمریکا از برجام نیز با هیچ گزاره معقول سیاسى و اندیشمندانه حمایت نمى‌شود. ولى نکته این است که رئیس‌جمهورى خارج از گزاره‌هاى عقل سیاسى بر بزرگترین قدرت اقتصادى و نظامى جهان حاکم شده است.
در چنین شرایطى، روح‌ها و روان‌ها بیش و پیش از هر چیزى آزرده مى شود. امنیت روانى به مخاطره مى‌افتد و اقتصاد آسیب‌پذیر مى‌شود. موجودى‌هاى پولى و سرمایه‌اى به گونه‌هاى امنیت دارى مانند دلار تبدیل مى‌شود و سرمایه‌ها از بازار نااطمینانى داخلى به بازارهاى داراى امنیت خارج از کشور مهاجرت مى‌کند. بنا براین، راه چاره و علاج در چنین شرایطى طبیعتا نه راه‌حل‌هاى اقتصادى و تزریق ارز به بازار، که بازگرداندن امنیت روانى و اعتماد به آینده کشور در سپهر دیپلماسى جهانى است.
*روزنامه نگار
رزرو هتل