دلهره به پايتخت ‌رسيدن داعش

داستان پايتخت سرانجام به نقطه اوجي كه بيننده‌هايش منتظرش بودند رسيد؛ نقطه‌اي كه با وجود اطلاع قبلي و آمادگي ذهني بيننده، بسيار گسترده‌تر و هيجان انگيز‌تر از آن چيزي شد كه مخاطبان تلويزيون انتظارش را داشتند و همين موضوع باعث شد تا بعد از پايان پخش اين سريال، موجي از واكنش‌ها را در فضاي مجازي شاهد باشيم. از نظرات غالباً مثبت بيننده‌ها گرفته كه ارزش كار مدافعان حرم را يادآور مي‌شدند تا افرادي كه مي‌خواستند مطرح كردند مسائلي چون سير صعودي قيمت دلار يا برخي اتفاقات ديگر، نسبت به آنچه در پايتخت نمايش داده شده، نظر منتقدانه‌اي داشته باشند!
«پايتخت» در قسمت هفدهم پوست انداخت و بيننده‌هايش را با تصاويري روبه‌رو كرد كه نه در سينما و نه در تلويزيون ايران سابقه نداشت. «پايتخت5» به ياد مدافعان حرم اولين بار زماني كه خانواده نقي معمولي در روستاي متروكه با يك زن بريده از داعش روبه‌رو شدند و تازه متوجه شدند كه به جاي تركيه سر از سوريه درآورده‌اند، نقي معمولي قهرمان سريال در تنهايي‌اش شروع به گريه مي‌كند و از سرنوشت همسر، دختران و خواهرش در صورت دستيابي داعش به آنها ابراز نگراني كرد. بريده اين قسمت از سريال با گفتاري از شهيد بابك نوري، شهيد مدافع حرم، در شبكه‌هاي مجازي دست به دست شد كه اين شهيد و بزرگوار هدفش از حضور در سوريه را دفاع از ناموس و اعتقادات عنوان مي‌كند. نگراني‌هايي كه نقي معمولي به عنوان يك پدر داشت در قسمت هفدهم رنگ واقعيت گرفت و خانواده وي به همراه يك خانواده سوري به اسارت عناصر داعش درآمدند؛ قسمتي نفسگير كه پايتخت را با همه تصورات قبلي درباره يك سريال فانتزي متفاوت كرده بود. برخي از نظرات درباره «پايتخت» هشتگ پايتخت 5، بعد از پخش قسمت هفدهم به يكي از ترندهاي توئيتر تبديل شد. در ميان توئيت‌هاي متعددي كه به زبان فارسي با اين هشتگ منتشر شد، طيف وسيعي از نظرات قابل مشاهده بود. همچنين در «اينستاگرام» ديگر شبكه اجتماعي پرطرفدار در ميان ايرانيان هم پست‌هاي متعددي با موضوع پايتخت5 قابل منتشر شد. حميد رسايي، نماينده سابق مجلس در توئيتي نوشت: «سريال پايتخت امشب نشون داد كه اگر مدافعان حرم نبودند، به جاي شادي، تفريح، مهموني، پخت و پز برنج ايراني و سفارش لباس شب، ناموس ايراني بايد زير چكمه داعش وحشي مي‌لرزيد... اداي احترام كنيم به خانواده شهدا و براي شادي روح شهداي مدافع حرم، صلوات»، همسر شهيد محمد بلباسي از مدافعان حرم نيز در استوري اينستاگرام نوشت: «بچه‌هام جواب سؤال‌هاشون رو گرفتند. خيلي دمتون گرم»، الميرا شريفي مقدم گوينده اخبار نوشت: «چند دقيقه نفسگير و پر از فكر در يك سريال... چهره‌هاي كريه و وحشتناك داعشي‌ها رو ديديد؟ فيلم بود، نزديك ما نبود اما خيلي‌ها از نزديك لمسش كرده‌اند. ما با تصويرش ترسيديم اما هزاران هزار نفر عزيزانشون به دست همين وحشي‌ها كشته شدند يا به بردگي رفتند. هر مرد و زني جلوي اينا مي‌ايسته، شجاع‌ترينه كه اگه نبودند، فيلم نبود، واقعيتِ همين تهران بود و الان توي هزار تا سوراخ پنهان شده بوديم. گاهي ميان خنده ها، به فكر فرورفتن لازمه»، مهرداد ميناوند هم با انتشار تصوير لحظه اسارت شهيد حججي در اينستاگرام، نوشت: «ديشب فقط يك سكانس از سريال طنز پايتخت از ترس نفسمان را در سينه حبس كرد و تنمان را لرزاند. چي در دل اين شهيد بود كه در وسط معركه واقعي حتي ذره‌اي ترس هم در وجودش نيست؟ روحت شاد اسطوره» تصاوير شهيد حججي و ديگر شهداي مدافع حرم در پست‌هاي مردمي به كرات استفاده شده و هر كس به زبان حال خودش سعي كرده بود ارادتش را به شهدا به نمايش بگذارد. پاسخ به آنهايي كه نقد مي‌كنند در كنار تقديرها از سريال «پايتخت 5»، پست‌ها و مطالبي نيز در نقد «پايتخت» و حضور اوج در اين سريال و اينكه اصولاً چرا بايد در سريال نوروزي سراغ حضور مدافعان حرم در سوريه رفت، منتشر شده است. افرادي هم اين قسمت از پايتخت را با بالارفتن قيمت دلار مقايسه كرده‌اند اما اين نقدها تا چه حد به واقعيت‌ها نزديك است و آيا «پايتخت» توانسته است حس مواجهه با داعش و علت و لزوم حضور ايران در سوريه را به تصوير بكشد؟ «رضا فرهمند» كارگردان مستند تحسين شده «زناني با گوشواره‌هاي باروتي» كه از نزديك با داعش و خانواده‌هاي گرفتار شده در چنگ داعش روبه‌رو شده، دراين باره به «جوان» مي‌گويد: من پايتخت را به طور كامل نديده بودم اما اين قسمت از سريال را به طور كامل ديدم و به نظرم نمايش اين تصاوير حركت كاملاً درستي بود، حتي اگر نمايش آن در مقياس بسيار كوچك‌تر و در سطح پايين تري از وقايعي كه در سوريه و عراق رخ داده است، باشد. فرهمند مي‌گويد: خيلي‌ها تصور مي‌كنند ميزان استرس و ترس در «پايتخت» زياد بود، اما خانواده‌هايي كه از نزديك با داعش روبه‌رو شدند بسيار بيشتر از چيزي كه در تلويزيون ديديم ترس را حس كرده‌اند. وقتي خانواده و ناموس اهالي سوريه و عراق در دست داعش اسير مي‌شدند تازه متوجه مي‌شدند كه اين ترس يعني چه و هيچ جايي براي شوخي با اين موضوع نيست. اين مستند ساز با بيان اينكه برخي‌ به اشتباه فكر مي‌كنند مسئله سوريه به امنيت ملي ما مربوط نيست، مي‌افزايد: حتي اگه در كشورمان هزار و صد مسئله و مشكل داشته باشيم، نبايد آنها باعث شود از اهميت مسئله سوريه براي امنيت ما كاسته شود. درست است كه امروز در امنيت قرار داريم، ولي زماني كه به اطرافمان نگاه مي‌كنيم كشورهاي اطراف ما همگي دچار جنگ و ناامني هستند و معلوم نيست چنين مسائلي زماني براي ما نيز رخ ندهد، همين ترس و اضطرابي كه در سريال پايتخت نشان داده شد به ما مي‌گويد بايد مسئله امنيت ملي مان را جدي بگيريم. كارگردان مستند «زناني با گوشواره‌هاي باروتي» در ادامه مي‌گويد: به عنوان يك بيننده نقد‌هاي زيادي به سريال پايتخت دارم ولي كارشان در نمايش خطر داعش بسيار ارزشمند بود. وي مي‌گويد: من اگر قرار بود اين قسمت را بسازم، مواجهه با داعش را خيلي خطرناك‌تر نشان مي‌دادم، خطر داعش بيشتر از چند سكانس و ديالوگ است كه در تلويزيون نمايش داده شده است. اين هنرمند تأكيد مي‌كند: برخي‌ تلاش مي‌كنند حضور در سوريه را به معناي مسئله‌اي كه مربوط به نظام است و فقط ارزشي‌ها با آن درگير هستند نشان دهند، اين تصور بسيار اشتباهي است، ما نبايد مسئله امنيت ملي‌مان را با ديگر مسائل قاطي كنيم، گروه‌هاي تروريستي در منطقه هميشه تهديد امنيتي براي ايران بوده‌اند و فرقي هم ندارد كه زماني نامشان «داعش» باشد يا «جبهه النصره» يا «ارتش آزاد» و ديگر گروه‌هاي تروريستي. قدرت اثرگذاري يك اثر نمايشي آنچه در «پايتخت 5» شاهد آن بوديم شايد بسيار بيشتر و مؤثرتر از فعاليت‌هاي رسانه‌اي در طول سال‌هاي اخير درباره خطر داعش براي امنيت كشورمان و ارزش كار شهداي مدافع حرم بود. قدرت تأثير گذاري يك مجموعه نمايشي با دايره وسيع بيننده در چند نما، اين باور را به وجود آورد كه اگر مدافعان حرم نبودند شايد ما هر روز مانند آنچه در پايتخت شاهد آن بوديم از اسارت و بردگي توسط داعش مي‌ترسيديم.
رزرو هتل