انتصاب جان بولتون به عنوان مشاور امنیت ملی آمریکا 10 روز پس از انتصاب مایک پمپئو به وزارت خارجه چه پیامی دارد؟

تکمیل حلقه تندروها در کاخ سفید
محمدرضا ستاری
در فاصله کمتر از 40 روز مانده به پایان ضرب‌الاجل دولت آمریکا در مورد برجام، تحولات صورت گرفته در کاخ سفید باعث افزایش نگرانی‌ها در خصوص توافق هسته‌ای شده است. در روزهای پایانی سال 1396، دونالد ترامپ با برکنار کردن رکس تیلرسون وزیر خارجه آمریکا، مایک پمپئو رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) را جایگزین او کرد. در حالیکه بسیاری از تحلیل‌گران با این انتصاب و با تکیه بر پیشینه ضد ایرانی پمپئو معتقد بودند که این انتصاب آینده برجام را بیش از پیش مورد تهدید قرار داده است، در ایام نوروز امسال، انتصابی دیگر در کاخ سفید مایه بهت و حیرت بسیاری از کارشناسان شد.
رئیس ایالات متحده آمریکا اوایل فروردین ماه امسال جان بولتون سفیر اسبق آمریکا در سازمان ملل را به جای ژنرال مک‌مستر به عنوان مشاور امنیت ملی آمریکا انتخاب کرد. بولتون که به فردی تندرو در آمریکا مشهور است، بارها خواستار حمله نظامی علیه ایران و کره‌شمالی شده است. با این انتصاب حالا فردی در جایگاه کلیدی تصمیم‌گیری در امور سیاست خارجی و استراتژی نظامی آمریکا قرار گرفته است که سال‌ها است آشکارا از تغییر رژیم در ایران حمایت کرده و یکی از پایه‌های ثابت در نشست‌های گروه منافقین در پاریس است. بولتون به عنوان یک فرد پست نو محافظه کار عمده شهرت خود را در طول 20 سال گذشته از طریق حمایت از طرح‌های یکجانبه‌گرایانه با محوریت اقدام نظامی به دست آورده است.
بولتون که از او به عنوان یک «باز جنگ طلب» یاد می‌شود، هم‌اکنون عضو پیوسته ارشد در موسسه امریکن انترپرایز و از صاحبنظران فاکس نیوزاست. او از مشاورین سیاست خارجی میت رامنی نامزد حزب جمهوری‌خواه در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۲ بود. بولتون همچنین با اندیشگاه‌های متعدد محافظه کاری همچون انجمن ملی سلاح، پروژه‌ای برای قرن آمریکایی جدید (PNAC), بنیاد یهودی امور امنیت ملی (JINSA), و کمیته صلح و امنیت در خلیج (CPSG) همکاری داشته‌ و گفته می‌شود یکی از عوامل اصلی متقاعد کردن بوش پسر برای حمله به عراق در سال 2003 میلادی بوده است. وی طی مصاحبه‌ای که پس از اعلام رسمی خبر انتصابش به عنوان مشاور امنیت ملی آمریکا صورت گرفت، به صراحت اعلام کرد که اکنون کاخ سفید گزینه‌های کامل خود را در اختیار دارد. بولتون همچنین از مخالفان سرسخت توافق هسته‌ای است به طوریکه در روزهای منتهی به نتیجه رسیدن برجام طی مقاله‌ای خواستار توقف مذاکرات و حمله نظامی به ایران شده بود. او همچنین در بهمن ماه امسال نیز طی مقاله‌ای در روزنامه وال استریت ژورنال تاکید کرده بود که باید نظام جمهوری اسلامی ایران پیش از رسیدن به 40 سالگی خود از بین برود.
حلقه فشار یا جنجال رسانه‌ای؟
هر چند انتخاب جان بولتون به سمت اصلی‌ترین مقام تصمیم‌گیری در عرصه نظامی و سیاست خارجی باعث نگرانی جامعه جهانی شده است، اما هستند تحلیل‌گرانی که معقتد بودند بولتون به سبب تحرکات سال‌های اخیرش به مهره‌ای سوخته و چهره‌ رسانه‌ای صرف در ساختار سیاسی آمریکا تبدیل شده است. یکی از استدلال‌های این دسته از تحلیل‌گران این بود که بولتون با شرکت در نشست گروه مجاهدین خلق به عنوان گروهی ورشکسته و منفور نزد افکار عمومی ایرانیان، نشان داده است که به راحتی حاضر است در ازای دریافت پول، اعتبار سیاسی خود را خدشه دار کند. از سوی دیگر برخی از مفسران نیز معتقدند جار و جنجال‌های به پا شده در کاخ سفید و انتصاب افراد تندرو به سمت‌های کلیدی در کاخ سفید، گویای وجهه تبلیغاتی راهبردهای کاخ سفید است که نباید زیاد از حد آن را جدی گرفت، چرا که یکی از استراتژی‌های اصلی دولت ترامپ در طول یکسال گذشته، ایجاد ابهام، آشوب و پس از آن عقب‌نشینی از مواضع اعلامی بوده است، به طوریکه این مهم را در قضیه خروج آمریکا از برجام بارها شاهد بوده‌ایم. این دسته از مفسران تاکید دارند با مرور رفتار گذشته ایالات متحده در قبال ایران، شاهد بوده‌ایم که هرگاه دولت‌های جمهوری‌خواهان تندرو در راس امور قرار داشته‌اند، چیزی بیشتر از تهدیدهای صرف را در راهبردهای خود نشان نداده‌اند. نمونه بارز این نکته را می‌توان در دولت جورج بوش پسر مشاهده کرد، زمانیکه او با قرار دادن ایران در محور شرارت، به افغانستان و عراق حمله کرد و این اقدام هر چه بود باعث نابودی دو دشمن اصلی ایران در مرزهای شرقی و غربی کشور یعنی طالبان و رژیم بعث عراق شد. اما این قضیه درست برعکس در دولت اوباما با اعمال شدیدترین تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران، موجبات انزوا و مشکلاتی برای کشور در سطح منطقه و جهان شده بود.
آیا اروپا ناجی برجام است؟
با این حال در سوی مقابل بسیاری از کارشناسان فضای این روزهای آمریکا و شرایط بین‌الملل را متفاوت‌تر از گذشته ارزیابی کرده و تحرکات کاخ سفید را پیامی جدی برای ایران و کشورهای اروپایی ارزیابی می‌کنند. این اقدامات در زمانی صورت می‌گیرد که شرایط منطقه خاورمیانه بسیار ملتهب و بحرانی است و تنها در سوریه نوعی جنگ جهانی کوچک جریان دارد. این مساله با اضافه شدن برجام و همچنین پیوند خوردن آن با نقش منطقه‌ای ایران به طور کامل در مقابل راهبردهای ایالات متحده و دکترین امنیت ملی این کشور قرار دارد.
به همین دلیل است که این کارشناسان تاکید دارند، تاکید دولت ترامپ بر خلاف دولت اوباما که راهبرد تغییر رفتار ایران را مد نظر داشت به طور کلی تغییر نظام ایران است و جمع شدن حلقه افراد تندرو مانند پمپئو، هیلی و بولتون با رهبری دونالد ترامپ دامنه این تهدید را بیش از گذشته جدی‌تر ساخته
است.
در این میان در خصوص نقش منطقه‌ای ایران، اروپا هم‌راستای آمریکا قرار داشته و تنها در مورد برجام است که در کنار ایران قرار دارد. رویکرد آنها در خصوص اعمال فشار و تحریم‌های احتمالی در برنامه موشکی ایران لزوم همراهی با کاخ سفید برای نجات توافق هسته‌ای اعلام می‌شود. آنها در این مسیر خواهان حفظ قدرت بین‌المللی خود برای اثرگذاری در تعیین روندهای جهانی هستند. از سوی دیگر بحث مراودات اقتصادی با ایران نیز برای سایر شرکای برجام فارغ از کارشکنی‌های آمریکا اهمیتی فراوان دارد. مساله بعدی اروپا این است که راه‌حل دیگری برای حل مناقشه هسته‌ای با ایران متصور نیست. به طوری که وزیر امور خارجه بریتانیا، بوریس جانسون در این خصوص به وضوح می گوید: من فکر نمی کنم کسی تا به حال جایگزین بهتری برای این توافق ارائه کرده باشد. آنهایی که با برجام مخالفت هستند باید راه حل بهتری پیدا کنند، چیزی که تاکنون ما با آن مواجه نشده‌ایم.
در این میان برای اتحادیه اروپا مسجل است که در پی لغو یک جانبه برجام توسط آمریکا و رخداد واکنش ایران، دستیابی به توافق دوباره با ایران دشوارتر از پیش خواهد شد.در این رابطه است که خبرگزاری یورو نیوز در گزارشی آورده است که در فرصت باقیمانده تا اعلام تصمیم دونالد ترامپ در مورد برجام، اتحادیه اروپا تمام تلاش خود را برای حفظ توافق هسته ای با ایران به کار خواهد بست. اما این که آیا اتحادیه اروپا موفق خواهد شد و یا ناگزیر تسلیم فشارهای آمریکا و سرسختی ایران خواهد شد، پیش بینی دشواری است.
سایر اخبار این روزنامه
رزرو هتل