روزنامه بهار
1396/11/25

بازگشت روحانی؟

حسن روحانی در دوره دوم تصدی گری خود بر قوه اجرایی کشور با انتقاداتی سنگین از سوی هر دو طیف سیاسی فعال در اقلیم سیاست و اجتماع ایران مواجه بوده است.
در شرایطی که انتقادات تند اصلاح طلبان از روحانی به دلیل عدم پایبندی او به وعده‌هاي انتخاباتی اش هر روز و به طرق مختلف مطرح مي‌گردد، دولت دوازدهم با فشارهای شدید طیف تندرو اصولگرا نیز دست و پنجه نرم مي‌کند.باید پذیرفت که مدیریت کردن این شرایط بسیار دشوار و گاهی غیر قابل تصور است. اما نکته اصلی این مشکلات سیاسی دولت دوازدهم را باید در خود دولت جستجو نمود.روال مدیریتی پیش گرفته شده توسط دولت دوازدهم این حق را برای همه گروه‌های سیاسی ایجاد کرده است که ریشه دولت و دلیل پیروزی رئيس دولت در انتخابات گذشته را به توانمندی جریان خود متعلق بدانند.این نحوه ورود دولت به منازعات سیاسی و اجرایی کشور نه تنها نقطه قوت روحانی قلمداد نخواهد شد بلکه آسیب پذیری بیشتری را برای سیستم مدیریتی به همراه خواهد داشت.
طی ماه‌هاي گذشته آنچه بیش از پیش جلب نظر مي‌کند را مي‌توان در گفتار اصلاح طلبانه و رفتارهای غیر از آن توسط حسن روحانی رویت نمود.باید در نظر داشت که بعد از اعتراضات اخیر فشار اجتماعی سنگین وارد بر اصلاح طلبان حامی دولت، با شدت بسیار بیشتری از سوی جامعه خواهان تغییر ایران بروز یافته است.به عبارت دیگر اصلاح‌طلبانی که با حمایت خود و بهره گیری از پایگاه اجتماعی شان در پیروزی روحانی نقش اساسی ایفا نموده بودند در ادامه راه با مشکل اساسی عدم اجازه ورود به بدنه تاثیرگذار دولت مواجه گردیدند.
روال طبیعی خواسته‌هاي اجتماعی پایگاه مردمی اصلاح طلبان شرایطی را برای این طیف سیاسی ایجاد نموده است که علی رغم ناتوانی در تصمیم سازی‌هاي دولتی، این جریان را با بحران پاسخگویی نسبت به رفتارهای دولتی غیر اصلاح طلب مواجه نموده است.اتخاذ روش دوگانه در سیاست داخلی که از سوی حسن روحانی پیش گرفته شده بود نه تنها افقی برای پیشبرد خواسته‌هاي به حق اجتماعی را به تصویر نمي‌کید بلکه در بسیاری از موارد سبب سردرگمی فعالان سیاسی و اجتماعی مي‌گردید.شاید بتوان سخنان اخیر روحانی در مراسم بزرگداشت سالروز پیروزی انقلاب اسلامی در میدان آزادی تهران را در همین راستا دسته بندی نمود.روال همیشگی مراسم هایی از جنس بزرگداشت‌هاي انقلابی به خوبی نشان مي‌داده است که نمي‌توان انتظاری جز تایید رفتارهای حاکمیتی را در ذهن پرورش داد.اما این بار و برای نخستین مرتبه پس از اعتراضات اخیر، بلندمرتبه ترین مسند دار اجرایی کشور خط قرمزی در حاکمیت را جا به جا کرده که تا پیش از این مسبوق به سابقه نبوده است.اعلان عمومی حق برگزاری رفراندوم آن هم از طرف رئيس دولت قانونی در کشور، طی سال‌های اخیر بی سابقه بوده است.ورود حسن روحانی به حیطه‌هاي دور از دسترس فعالان سیاسی جامعه را مي‌توان به بازگشت شخص رئيس‌جمهور به دوران پیش از انتخابات قلمداد نمود.
دورانی که مردم بسیاری از خواسته‌هایشان را از زبان فردی مي‌شنیدند که در صورت پیروزی مسند دار قدرتمندترین نهاد اجرایی کشور مي‌شده است.جا به جایی خطوط قرمز در حال و هوای سیاست داخلی آن هم از جانب رئيس جمهور مي‌تواند به زایش فصلی جدید در رابطه دولت_ملت به معنای عام کلمه بینجامد. شاید برقراری ظاهری توازن قدرت میان گروه‌های مختلف سیاسی و رفتار و گفتار دوگانه از سوی منصب داران دولتی به عنوان یکی از مولفه‌هاي مهم و تاثیرگذار در اعتراضات اخیر دولت روحانی را بصورتی ملموس با خطر جدی نارضایتی عمومی مواجه گردانید.در حالتی خوش بینانه مي‌توان امیدوار بود که این مواجهه مستقیم و بلاواسطه دولت با حجم اعتراضات و نارضایتی ها، سبب مطرح کردن بهترین راه برون رفت از بن بست‌هاي سیاسی و اجتماعی آن هم از زبان رئيس جمهور بوده است.شنیدن ندای تحول خواهی مردم پیش از آن که به فریادی خشمگین مبدل گردد وظیفه قانونی و اخلاقی دولتی است که از سوی همین مردم برای حل معضلاتشان برگزیده شده است.لذا اتفاقا طرح موضوع رفراندوم تنها از جانب دولت قابلیت استماع را خواهد داشت و این کمترین وظیفه اخلاقی و مدیریتی رئيس‌جمهوری است که با بازگشتی مسرت بخش نوید دهنده کم شدن عمق گسل ایجاد شده میان مردم و حکومت خواهد بود.