كريمي، كي‌روش و آديداس

1- «اكولوژي سوءمديريت»؛ اين بهترين تعريف براي مناظره برنامه 90 بود. هر جمله، هر افشاگري، هر مساله‌اي كه مطرح شد، بخشي از اين اكولوژي نمايان مي‌شد. سال‌هايي كه با سوءمديريت‌ها، فرصت‌ها تبديل به تهديد شدند. فوتبال تحقير، كوچك و بي‌اثر شد. برنامه راهبردي از نقشه فوتبال حذف شد. نظام استعداديابي و آموزشي مختومه شد. افزايش دانش فني مربيان و كادرهاي فني موردتوجه قرار نگرفت. قدمي براي خصوصي‌سازي برداشته نشد. ارتباط فوتبال و دانشگاه قطع شد. شفافيت رخ بربست. هزينه‌ها و درآمدها براي اهالي فوتبال هم بي‌اهميت شد. حق‌پخش تلويزيوني بايگاني شد. مسووليت‌هاي اجتماعي در فوتبال به‌تمسخر گرفته شد. اقتصاد فوتبال رويا شد. روابط جاي ضوابط را گرفت و نهاد فوتبال، ناكارآمد شد. اين سقوط يك‌شبه در برنامه 90 و با حرف‌هاي علي كريمي اتفاق نيفتاد. سال‌هاست فوتبال در سراشيبي ناكارآمدي است. ساده‌لوحانه است كه مقصر را به شخص محدود كنيم.
2- پرسش‌هاي كريمي همان‌ها بود كه بايد پرسيده مي‌شد؛ شفاف و بدون رودربايستي. واقعيتِ فوتبال ايران قرارداد كي‌روش با فدراسيون فوتبال است. قراردادي يك‌طرفه و عجيب. دبيركل فدراسيون فوتبال ايران درباره عدم برگزاري بازي‌هاي تداركاتي گفت: «اقتصاد فوتبال ما نشأت‌گرفته از اقتصاد كشور ما است و ما مشكل داريم.» اما با توجه به شرايط اقتصادي در كشور، قراردادي با سرمربي تيم‌ملي بسته مي‌شود كه سالانه 5 ميليارد تومان را به حساب او واريز مي‌كند. بحث بر سر دريافتي كي‌روش نيست. بحث بر سر سوءمديريت‌هاست كه به فوتبال ايران هزينه وارد مي‌كند. مرداني، مديريت را برعهده مي‌گيرند كه در ذهنيت و باورهاي‌شان، نقشه راه شفاف براي فوتبال ندارند. همين مي‌شود كه كي‌روش فراتر از قرارداد رفتار كند. توهين كند و جرات برخورد با او وجود نداشته باشد. همان نگاهي كه با كي‌روش قرارداد منعقد مي‌كند، با آديداس قرارداد مي‌بندد. موضوع پيچيده نيست. توان تشخيص اولويت‌ها در مديران ورزش ايران گرفته شده است.
3- اجازه بدهيد مساله ساده‌اي را مطرح كنم. تيم ‌ملي فوتبال ايران به عنوان تيم اول آسيا به جام‌جهاني روسيه صعود كرده است. ايران دو بازي حساس و مهم را در گروه دوم جام برگزار خواهد كرد؛ اسپانيا و پرتغال.
 
انبوهي از ستاره‌ها در اين دو تيم حضور دارند و ميلياردها نفر شاهد بازي ستاره‌هاي محبوب‌شان در جام‌جهاني خواهند بود. به‌نظر شما اسپانسرها تا چه ميزان حاضرند براي اين بازي هزينه كنند؟ مديران فوتبال ايران اما نظر ديگري دارند. آنها با آديداس توافق كرده‌اند براي پيراهن تيم‌ملي در اين دو بازي، پول بپردازند! يعني قرارداد طوري تنظيم شده است كه ما از آديداس لباس بخريم، درست بر‌خلاف 31 تيم حاضر ديگر.
4- نظريه «پنجره شكسته» كه دستاورد فكري مشترك يك جرم‌شناس و يك جامعه‌شناس امريكايي است، خيلي ساده مي‌گويد برخي تغييرات يا پديده‌هاي ظاهرا كوچك، محتواي پيام‌شان خيلي بزرگ است. مثلا وقتي وارد كشوري مي‌شويد، از برخورد افراد در مورد فرهنگ و سطح طبقاتي اهالي آن كشور داوري مي‌كنيد. گاهي شنيدن يك دروغ كوچك از فردي برجسته، كل داوري و نگاه ما در مورد او را تغيير مي‌دهد. بنابراين وجود يك «پنجره شكسته»، در خانه يا كوچه‌ يا كارخانه شما، پيامي است به ببيننده كه اينجا اوضاع خيلي هم نظم و ترتيب ندارد. پرونده ‌رفتارهاي تماشاگران ليگ ايران، ابهامات مالي فوتبال ايران، اعمال نفوذهاي عجيب در فوتبال، دلالي، حجم پرونده‌هاي انضباطي و ناسزاها و توهين‌ها در فوتبال نمونه‌اي از صدها پنجره شكسته‌اي است كه در جامعه ما وجود دارد و ظاهرا به آنها اهميتي داده نمي‌شود اما در عمل پيام‌هاي بزرگي براي جامعه و حتي ناظران بيروني دارند. فوتبال ايران با انبوهي از پنجره‌هاي شكسته روبه‌روست. در چنين شرايطي كدام عاقلي حاضر است كه به‌ بهبود شرايط فوتبال ايران كمك كند؟ وقتي بيشتر از 80 درصد بودجه فدراسيون فوتبال ايران صرف «تيم‌ملي بزرگسال» مي‌شود، چه فردي حاضر است فكر، انديشه و تفكرش را در فوتبال ايران سرمايه‌گذاري كند؟ چه كسي قرار است در مقابل تخريب‌ها دفاع كند؟ همين «پنجره‌هاي شكسته»، چهره فوتبال ايران را بي‌ثبات و بي‌اعتماد نشان داده كه هيچ فردي به آن اطمينان ندارد و وقتي فضا اين‌گونه باشد، يعني اميدي كمرنگ بايد به مشاركت داشت.
5- علي كريمي نماد اعتراض به روند موجود در فوتبال ايران شده است. او معترض به پنجره‌هاي شكسته در فوتبال ايران است كه نمايي زشت را به آن داده است. ما هم معترضيم. احتمالا مديران عالي فدراسيون فوتبال هم معترضند. بيان اين اعتراض، بزدلي نيست. ما مي‌خواهيم از چالش‌هاي تكراري، بديهي، ويرانگر و غيركاركردي خارج شويم و چالش‌هاي سازنده و كاربردي را از مديران و كارشناسان فوتبال ايران در دستور كار قرار دهيم. راه اين اعتراض‌ها نبايد بسته شود.
بلیط اتوبوس