روزنامه خراسان
1396/11/21

برگزیده جایزه ادبی جلال : باید به جایی برسیم که خواندن رمان نهادینه شود

گروه ادب و هنر- محمدرضا شرفی خبوشان نویسنده‌ای که فقط به فکر نوشتن است و بعد از نوشتن های متعدد و برنده شدن در جشنواره های مختلف امسال توانست دو جایزه بزرگ ادبی کشور را از آن خود کند، او که چندی پیش توانسته بود برگزیده دهمین جایزه ادبی جلال شود، دو روز قبل جایزه کتاب سال را هم در بخش نثر معاصر برای کتاب «بی کتابی» از آن خود کرد. شرفی که در عرصه شعر نیز کارهایی داشته است قبل از کتاب «بی کتابی»  چند اثر دیگر نیز منتشر کرده و در هشتمین دوره جایزه جلال برای  کتاب «رمان عاشقی به سبک ونگوک» هم نامزد دریافت جایزه در بخش رمان شده بود. به بهانه برگزیده شدن رمان «بی کتابی» در جایزه ادبی جلال آل احمد و کتاب سال جمهوری اسلامی سراغ این نویسنده موفق و پرکار قوچانی رفتیم که در ادامه نتیجه این گفت و گو را خواهید خواند.
 
از مجموعه‌های تان که تا به حال به چاپ رسیده بگویید؟
«مجموعه داستان بالای سر آب‌ها» ازسوی انتشارات امیرکبیر به تازگی به چاپ سوم رسیده که این کتاب در سال 88 و 89 اثر برگزیده در بخش دفاع مقدس شد. امسال هم نشر علمی‌فرهنگی چاپ سوم «موهای تو خانه ماهی‌هاست» را منتشر کرده است که این کتاب هم در جشنواره داستان انقلاب در بخش رمان نوجوان برگزیده شد و کتاب «رمان عاشقی به سبک ونگوک» هم قرار است به چاپ دوم برسد و انتشارات شهرستان ادب مشغول تدارک مقدمات آن است و این کتاب نامزد در دوره هشتم جایزه جلال، جایزه قلم‌زرین و جایزه شهید غنی‌پور شده بود.

چه شد از کتاب «رمان عاشقی به سبک ونگوک» در گونه عاشقانه به «بی کتابی» درگونه تاریخی رسیدید؟
دسته بندی رمان به عاشقانه و تاریخی زیاد متناسب با فضای رمان نیست! موضوع اصلی همه رمان ها سرشت آدمی و رفتار آدم ها در اجتماع است. همه رمان ها با موضوع انسانیت نوشته می شوند ولی گاهی ممکن است در فضاها و مکان های مختلف باشند.

برای نوشتن رمان تاریخی مثل «بی کتابی» چقدر مطالعه تاریخی داشتید؟
هر رمان نویس در حالی که یک نویسنده است یک پژوهشگر هم هست. هر رمان نویس بنا بر اقتضا های رمانی که در حال نوشتن دارد باید درباره آدم ها، فضا و مکان، زبان و حتی نثر دوره های مختلف رمان اطلاعاتی داشته باشد و برای داشتن این اطلاعات باید تحقیق و پژوهشی کند. رمان «بی کتابی» نیاز به تحقیق زیادی داشت و مجبور بودیم برای این تحقیق به اسناد و منابعی که درباره رمان به وجود می آمد مراجعه و یادداشت برداری کنیم.
شما در تحقیقاتی که در زمینه تاریخ برای «بی کتابی» داشتید، آیا به فرهنگ بی‌توجهی شده است؟
در برهه‌هایی از تاریخ مملکت ما نگاه به فرهنگ نگاهِ ابزاری بوده، نگاه تمامیت‌خواهی بوده، نگاه هر چیز را از آن خود کردن بوده، دقیقاً اتفاقی که در دوره قاجاریه می‌افتد، کاری که ناصرالدین‌شاه دارد با فرهنگ انجام می‌دهد، نگاهش کاملاً یک نگاه ابزاری و تفننی به فرهنگ است، فرهنگ را می‌خواهد از آنِ خودش کند. این باعث می‌شود که همان داشته‌های ما هم به یغما برود یعنی همان چیزی هم که داریم براساس تفکر اشتباه از بین برود و این منجر می‌شود تاثیرش را روی بخش‌های دیگر زندگی ما بگذارد.

با وجود برگزیده شدن «بی کتابی» در دو جایزه ادبی مهم و مطرح کشور هنوز اقبال عمومی از این کتاب صورت نگرفته است. به نظر شما چرا کتاب «بی کتابی» با اقبال  عمومی مواجه نشده است؟
بی کتابی در حال انتشار چاپ چهارم است که البته بازهم خوب نیست وقتی شمارگان هر چاپ هزار نسخه باشد و این که شمارگان کتاب ها افزایش پیدا کند نیاز به یک فرهنگ جمعی دارد و مردم باید دغدغه خواندن کتاب را داشته باشند و نمی شود از نهاد خاصی انتظار داشت که شرایط را برای مطالعه ایجاد کند بلکه باید مردم خودشان این احساس نیاز را تجربه کنند. این نیاز به آگاهی و کنجکاوی را باید مردم در خودشان تقویت کنند و باید بدانند که ادبیات داستانی خیلی در زندگی ضرورت دارد و می تواند در زندگی به آن ها کمک کند. ما در واقع باید به جایی برسیم که خواندن رمان و توصیه آن در ما نهادینه شود.

درحالی که مشکلات چاپ و نشر و گرانی کاغذ و... هست، چه عامل مهمی وجود دارد که باعث می‌شود کتاب‌هایی به چاپ چندم برسد؟
شرایط زیادی در این موضوع دخیل است. بعضی از این شرایط را اگر که بخواهم بگویم، حمل بر تعریف از خود می‌شود و از آن‌ها فاکتور می‌گیرم؛ فقط شرایطی را می‌گویم که شامل همه کتاب‌ها می‌تواند بشود. یکی از این شرایط که مهم‌ترین شرط است، خود ناشر است. تخصص ناشر، مخاطب‌یابی، شناخت بازار، نحوه انتشار و پخش آن و همه این‌ها به ناشر برمی‌گردد. اگر ناشر بتواند یک اثر را خوب عرضه کند، مخاطب‌ها را بشناسد و به‌موقع به دست مخاطب برساند و در جاهایی مثل سایت‌های مخصوص که مخاطب وجود دارد و شرایط ارسال کتاب را برای مخاطب فراهم می‌کنند، با این‌ها در ارتباط باشد؛ یعنی یک شبکه منظم حساب‌شده و تخصصی در کیفیت چاپش در این زمینه داشته باشد، باعث می‌شود کتاب عرضه شود. اما یک اثر هر چقدر هم خوب باشد، ولی ناشر توان این را نداشته باشد که اثر را معرفی و ارائه کند، طبیعتا کتاب در چاپ اول متوقف می‌شود.

بعد از ناشر خوب و متخصص، چه شرایط و ویژگی‌های دیگری در چاپ‌های متعدد یک کتاب تاثیرگذار است؟
بعد از ناشر، کیفیت اثر، ملاک مهم دیگری در چاپ‌های بعدی یک کتاب است؛ یعنی خود اثر جدای از این که در قالب شعر، داستان کوتاه یا رمان نوشته شود، باید بتواند برای شمار زیادی از مخاطبان در آن موضوع موردعلاقه نوشته شده باشد. علاقه‌مندانی همیشه در این حیطه‌های ادبی هستند. اگر نویسنده بتواند، شکل اثر محتوا را با کیفیت ارائه دهد که مخاطبان زیادتری شاملش شوند، طبیعتا نیاز در جامعه ایجاد می‌شود و کتاب به چاپ‌های بعدی خواهد رسید.

نقش جشنواره‌ها و جوایز ادبی را در معرفی یک کتاب و تجدیدچاپ آن موثر می‌دانید؟
بله، ذات جوایز ادبی و جشنواره ها برای همین است که راه مردم برای انتخاب خرید کتاب را هموار کند و همین نشان از اهمیت جوایز ادبی در تبلیغات است؛ ما اگر جوایز ادبی معتبر با داوری تخصصی، همه‌جانبه و به دور از مسائل حاشیه‌ای داشته باشیم، به طوری که اثری توسط عده ای کارشناس مورد ارزیابی قرار گرفته و به مردم معرفی شود می‌تواند عاملی برای جلب مخاطب به کتاب و تقاضای آن در بازار باشد و باعث شود که شمارگان کتاب بالاتر برود و به چاپ بعدی برسد.

 آیا با شرایط موجود کشور و تبلیغ رسانه ها درباره کتاب، امید به اضافه شدن شمارگان کتاب دارید؟
فروش کتاب بستگی به تلاش فردی و نهادینه شدن فرهنگ کتاب خوانی در درون ما دارد والبته زمانی موفق به تشویق مردم به کتاب خوانی می شویم که مطالعه کردن و کتاب خوانی را یک کار لذت بخش و تاثیر گذار کنیم و باید کاری کنیم که افراد خودشان به این مسئله برسند که کتاب یک موضوع لازم و حیاتی است و زمانی این امر محقق می شود که دست از شعار برداریم و شروع به کار کنیم و باید این کار در خانواده توسط پدر و مادر شروع شود.
 آن ها باید در کنار تفریحات جانبی و گشتن در فضای مجازی زمانی را به در دست گرفتن کتاب و مطالعه اختصاص دهند تا هم از لذت کتاب خواندن بهره مند شوند و هم الگویی باشند برای فرزندان شان که قطعا در آینده تاثیر آن را روی فرزندان شان خواهند دید. باید یادمان باشد که یک کل اجتماعی از اجزا شکل می گیرد واین اجزا هستند که با عملکرد جزئی خودشان می توانند در کل تاثیر گذار باشند و راه نجات این برون رفت از مطالعه اندک و پایین بودن شمارگان کتاب را باید در خودمان جست و جو کنیم.

وظیفه نویسنده ها در این زمینه چیست؟
خوشبختانه ادبیات ما حرف های زیادی برای گفتن دارد و نویسندگان ما دارند تمام تلاش خودشان را می کنند تا بتوانند با توجه به دغدغه های جامعه پیش بروند. در   این میان خود مردم هستند که می توانند با خواندن کتاب این چرخه را رشد دهند.
مردم می توانند با عملکردشان ادبیات را رشد دهند و مردم هستند که تعیین می کنند چه آثاری مایلند داشته باشند و بخوانند.
آن ها هستند که مشخص می کنند چه تعدادی نویسنده مطرح وجود داشته باشد. یادمان نرود که چیزی در بیرون از این اجتماع نیست و هرچه هست در خودمان است.

ممکن است روزی ما به شمارگان 5000 نسخه ای ومیلیونی برسیم ؟
قطعا این اتفاق دور از دسترس نیست فقط به شرط این که تک تک افراد جامعه این مطالبه را در خود جست و جو کنند و مطمئن باشید در صورت نهادینه شدن این امر به بیش از این ها هم خواهیم رسید فقط باید ارزش های ما کمی تغییر کند و باید ارزش ها به سمت نفع جمعی حرکت کند نه فردی.

کتاب «بی کتابی» برگزیده ادبی جلال آل احمد و کتاب سال شد. به نظر نویسنده خود کتاب چه ویژگی هایی در این کتاب وجود دارد؟
کتاب رویکردی به بخشی از تاریخ کشور داشته که هنوز جای کار دارد و آن هم دوره مشروطه است که بخش هیجان انگیز و تامل برانگیز تاریخ است که ظرفیت های بالایی دارد برای ادبیات داستانی. از ویژگی های دیگر کتاب، موضوع فرهنگ و کتاب و برخورد با پدیده های نوظهور است و دریافتن این که چگونه یک عمل فردی می تواند در جامعه تاثیر گذار باشد. به عهده گرفتن عملی که انجام می دهیم و اعتراف کردن به آن چه انجام می دهیم  نیز از ویژگی های دیگر کتاب «بی کتابی» است.

در پایان بگویید آیا کتاب جدیدی در حال نوشتن دارید؟
رمانی در حال نوشتن دارم در زمینه های تاریخی بدو انقلاب که هنوز برای اسمش تصمیمی نگرفته ام و متاسفانه به دلیل تحلیل و پژوهش زیادی که دارد به نمایشگاه کتاب هم نمی‌رسد و ممکن است نوشتن اش چند سالی به طول بینجامد.