روزنامه ایران
1396/10/24

امید در آتش انتظار


فریبا خان احمدی
 هشت روز از حادثه آتش سوزی نفتکش «سانچی» می‌گذرد و هنوز خبری از سرنوشت 29 خدمه آن در دست نیست.  هشت روز گذشت، هشت روز برزخی که خانواده‌های خدمه نفتکش سانچی بین امید و یأس در تقلا بودند. نفتکش ایرانی هزاران کیلومتر آن طرف‌تر از آب‌های کشورمان می‌سوزد و آدم‌های اینجا در خود آتش گرفته‌اند.آیا خبر خوشی می‌رسد؟ به آنها خبر خواهد رسید که شوهر و همسر و فرزندتان زنده‌اند؟
«حسن رومیایی» کجاست تا ببیند مادر و برادرش از شدت نگرانی رنگ به رخسار ندارند و یک پایشان ساختمان ملی نفتکش است و یک پایشان بیمارستان. ای کاش «حسین جهانی» برگردد تا بی‌تابی  مادرش تمام شود؛ آنها یک هفته است شب و روز ندارند و تنها چیزی که آرام‌شان می‌کند دیدن عکس‌های اوست. چگونه می‌توان نوشت از حزن و اندوه و نگرانی خانواده‌هایی که دل توی دل‌شان نیست و از چشمانشان غم و بی‌تابی می‌بارد.
ساختمان شماره 2 شرکت ملی نفتکش ایران این روزها میزبان آدم‌هایی است که در برزخ امید و یأس روزگار می‌گذرانند. از عزیزان شان یک هفته‌ای است خبر ندارند. خانواده‌ها از شدت نگرانی داخل لابی ب

منبع خبر: