روزنامه جهان صنعت
1396/10/23

امکان‌ناپذیری سیاست‌های برجامی ترامپ

دکتر صلاح‌الدین هرسنی* - رییس‌جمهور آمریکا دیروز چهارمین گزارش خود درباره برجام را تقدیم کنگره کرد‌. آن‌گونه که از نگرش ترامپ در قبال برجام پیداست، آمریکا درصدد اجرایی‌سازی سیاست‌های پیش روی خود در برجام است‌. لذا همین نگرش و نوع گزارش موجب گمانه‌زنی‌ها و احتمالات پیش روی آمریکا در برجام شده که باید دید تا چه اندازه امکان‌پذیر است‌؛
با توجه به شرایط موجود داخلی و خارجی، به نظر می‌رسد سه سیاست در ارتباط با چگونگی برخورد آمریکا در آینده برجام وجود دارد؛ سیاست اول بر خروج آمریکا از برجام تاکید می‌کند‌.
سیاست دوم مربوط به شرایطی است که آمریکا از برجام خارج نمی‌شود اما پایبندی ایران به برجام را نیز مورد پذیرش قرار نخواهد داد‌. سیاست سوم مربوط به شرایطی است که کنگره به موازات دولت از سازوکارهای محدودکننده در برخورد با ایران استفاده خواهد کرد‌. نظر به الگوهای رفتاری زمامداران قدرت‌محور آمریکا به ویژه ترامپ به نظر نمی‌رسد سیاست‌های پیش روی کاخ سفید در برجام قابلیت امکان و تحقق داشته باشد‌.
در سیاست اول که بر گزینه خروج تاکید می‌شود، آمریکا با توجه به مواضع ضدبرجامی ترامپ ‌باید تا نوامبر 2017 از برجام خارج می‌شد اما با وجود همه خط و نشان‌ها و تهدیدات آمریکا نتوانست این کار را انجام دهد‌.
هدف آمریکا در سیاست اول آن‌گونه که پیداست، نه خروج از برجام بلکه فضاسازی برای همراه کردن سایر بازیگران برجام به ویژه تروئیکای اروپایی برای بی‌اعتبارسازی آن است با این هدف که ایران نتواند از مزایای پیش‌بینی‌شده در برجام استفاده کند‌. در این ارتباط اگر ترامپ از برجام خارج شود، در این شرایط امکان اعاده تحریم‌های شورای‌ امنیت علیه ایران وجود نخواهد داشت ضمن آنکه خروج آمریکا از برجام مسوولیت حقوقی و راهبردی برای آمریکا ایجاد خواهد کرد و نه‌تنها هزینه‌های راهبردی آمریکا بلکه هزینه‌های سیاست و امنیت جهانی را افزایش خواهد داد‌.
از طرف دیگر سیاست خروج آمریکا از برجام امکان شکل‌گیری سیاست‌های تقابلی ایران و زمینه‌ساز رفتارهای رادیکالیسم ایران برای به چالش گرفتن منافع آمریکا در حوزه‌هایی تحت نفوذ آن خواهد شد‌. هدف ترامپ در سیاست دوم، صرف گزارش عدم پایبندی ایران به برجام نیست‌ بلکه بهره‌گیری از الگوی کنش دیپلماتیک برای نادیده گرفتن حقوق اقتصادی و راهبردی
ایران است‌.
اعمال رژیم تحریم‌های سازمان یافته از سوی کنگره و وزارت دارایی و بهره‌گیری از الگوهایی همانند تهدید، بلوف، حمایت از گروه‌های اپوزیسیون در ایران و افزایش ریسک مهم‌ترین ابزار‌های آمریکا برای تحقق و امکان‌سازی این سناریو است‌. این سناریو از آنجا که بر اساس نگرش و حلقه‌های نزدیک به او تفسیر می‌شوند، اساسا غیرحقوقی و فاقد ضمانت اجراست و بیشتر جنبه سمبلیک و نمادین دارد‌. در سیاست سوم که بر نقش‌یابی کنگره برای تصمیم‌گیری درباره برجام تاکید می‌شود، هدف ترامپ نادیده گرفتن کلیت برجام و همچنین نادیده گرفتن انتظارات راهبردی و محدودسازی قدرت ایران است‌. ترامپ تصور می‌کند شاید با اصرار بر ورود کنگره برای نقش‌آفرینی درباره برجام، بهتر و مطمئن‌تر می‌تواند کلیت آن را نادیده بگیرد اما در واقعیت امر، برجام مبتنی بر توافق دولت ایران با قوه مجریه آمریکاست و نقش‌آفرینی کنگره و حتی سایر عوامل بوروکراتیک، فردی و نهادی درباره این توافق نمی‌تواند اهداف ضدبرجامی ترامپ را
محقق کند‌.
*مدرس علوم سیاسی
و روابط بین‌الملل
S.Harsani.k@gmail.com