بحران جدی در انتظار اقتصاد کشور

میثم رادپور* - افزایش نرخ دلار را عده‌ای حاصل خواست و سود دولت می‌دانند و رفتارهای اقتصادی اخیر را که منتج به شکسته شدن قیمت شده محکوم می‌کنند. این شائبه بعد از اظهارات سیف، رییس کل بانک مرکزی مبنی بر اینکه عده‌ای مشتاق بوده‌اند سود بانکی کاهش بیشتری پیدا کند تشدید شده است.
افزایش قیمت دلار اما امری طبیعی است که برای کنترل وضعیت اقتصادی به شکلی منظم و سیتماتیک باید انجام می‌شد. دیدن دست‌های بانک مرکزی و دولت در این روند امری طبیعی است و باید بدانیم که اگر این موضوع بنا بر خواست مستقیم دولت هم انجام شده، کاملا طبیعی و قانونی است.
برخی اعتقاد دارند دولت قبل از خالی شدن خزانه خود تا آخرین ریال نباید تمهیداتی جدی بیندیشد. به تعبیری دیگر نرخ ارز به هر گونه‌ای که افزایش پیدا کند محکوم خواهد شد. این در حالی است که این افزایش نرخ خود معلول مشکلات دیگری است که برای کنترل آن باید چاره‌اندیشی کرد. از همین‌رو است که معتقدیم چنین طرح موضوعی از اساس اشتباه است.
افزایش نرخ دلار حاصل مسایل بلند‌مدتی است که همه دولت‌ها و نه‌تنها دولت دوازدهم در طول 40 سال گذشته در آن دست داشته‌اند. مسایل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دست به دست هم داده‌اند تا موقعیت نرخ دلار آشفتگی بیشتری پیدا کند. از جمله مشکلاتی که در طول سالیان وجود داشته است، کسری بودجه، بدهی نظام بازنشستگی، کسری نظام بانکی و مسایل سازمان تامین اجتماعی است. این موارد هر یک به تنهایی عاملی است برای افزایش نرخ دلار تا توانی در دولت ایجاد شود و خزانه خالی نماند.
بی‌پرده بگوییم دولت هیچ راه‌حل جدی و عمل‌گرایانه‌ای مگر رها کردن نرخ ارز ندارد. در همین حین مسایل سیاسی و روابط خارجی نیز هر روز با مشکلاتی جدید روبه‌رو می‌شود. حقیقت این است که ایران هیچ متحد اقتصادی واقعی ندارد و بانک‌های چینی هم مانند گذشته با ایران همکاری نمی‌کنند. ایالات متحده نیز هر روز بر حجم تحریم‌های اقتصادی خود می‌افزاید و ترکیه نیز به دلیل مشکلات‌ هالت‌بانک همکاری خوبی با ایران ندارد.
طبیعی است که اگر سال آینده با تورم مواجه شویم هیچ راه‌حل جدی برای کنترل وضعیت اقتصاد کشور نخواهیم داشت. ریال به شدت کاهش ارزش پیدا می‌کند و این کاهش ارزش راهکاری عملیاتی نخواهد داشت. در حال حاضر حتی هزینه نیروگاه‌های توانیر نیز از سوی دولت پرداخت نشده است و بیم آن می‌رود که در آینده حتی توان تامین برق را نداشته باشیم. در چنین شرایطی طرح موضوع جلوگیری از افزایش نرخ دلار منطقی نیست.همچنین مساله دیگری که با آن مواجه خواهیم شد و در پی آن مشکلاتی جدی خواهیم داشت عدم اطمینان است. افزایش عدم اطمینان بی‌واسطه منجر به افزایش تورم خواهد شد و از آنجا که ریال یک واحد پولی بسیار شکننده در طول 40 سال گذشته است بحرانی جدی گریبانگیر اقتصاد ایران خواهد شد.
از آنجا که عموما هیچ چاره‌ای در روند مدیریت وجود ندارد بعد از شکسته شدن نرخ دلار باید به زودی در انتظار شکسته شدن نرخ اوراق بهادار با درآمد ثابت بود. این کاهش بسیار خطرناک خواهد بود و نمی‌توان با این شرایط آینده اقتصاد کشور را پیش‌بینی کرد هرچند این موضوع واضح است که به زودی شاهد اتفاق‌هایی ناخوشایند در اقتصاد کشور خواهیم بود. شاید افرادی استعفا دهند و نهادهایی برای کاهش هزینه با هم ادغام شوند.
*کارشناس ارزی
بلیط اتوبوس