روزنامه جهان صنعت
1396/10/21

پیامد تصمیم برجامی ترامپ برای محور آمریکا-اروپا

محکم‌ترین اتحاد آمریکا با نقطه بی‌بازگشت روبه‌رو است‌. زیگمار گابریل، وزیر خارجه آلمان ماه گذشته در سخنرانی خیره‌کننده‌ای گفت این واقعیت که آمریکا در حال تعدیل نقش خود در امور جهانی است، نمی‌تواند تنها به سیاست‌های یک رییس‌جمهور گره ‌خورده باشد‌. هیچ تغییر جدی در این فرآیند وجود نخواهد داشت حتی پس از انتخابات بعدی‌.
به نوشته سایت امریکن کانسروتیو، آنچه زمانی تنها یک زمزمه بود، حال آشکارا گفته می‌شود اروپا در حال آماده‌سازی خود برای جهان پساآمریکاست، حتی پس از پایان دوران دونالد ترامپ‌. در یک چرخش شگفت‌آور، سرنوشت محور آمریکا- اتحادیه اروپا ممکن است به تصمیمات ترامپ در مورد توافق هسته‌ای ایران وابسته باشد‌.
بسیاری در ماه دسامبر گذشته که ضرب‌الاجل کنگره برای اعمال تحریم‌های جدید علیه ایران پایان یافت، نفسی از سر آسودگی کشیدند‌. آنها با خود گفتند توافق هسته‌ای از یک چالش دیگر نجات یافت‌ اما خوشحالی‌ موقت بود‌. ترامپ می‌تواند طی هفته جاری با انجام ندادن هیچ کاری، این توافق را نابود کند‌. ما پیش‌ از این هم شاهد چنین اقدامی بوده‌ایم اما این بار روابط آمریکا با اروپا در مرکز این نمایش قرار دارد‌.
هر 120 تا 180 روز، واشنگتن باید لایحه تعلیق تحریم‌های ایران را تایید کند‌. عدم انجام این کار نقض توافق هسته‌ای به حساب می‌آید و چه بسا منجر به اقدامات تلافی‌جویانه تهران ‌شود که می‌تواند از بین رفتن کل این طرح ابتکاری را به دنبال داشته باشد‌. هر بار که زمان تایید این لایحه رسیده، نگرانی‌ها در مورد اینکه ترامپ با بی‌عملی خود از توافق خارج شود، افزایش یافته است‌.
اما این بار شرایط نگران‌کننده‌تر است‌. ترامپ در اکتبر گذشته با عدم تایید پایبندی ایران به توافق، توپ برجام را به زمین کنگره انداخت‌. این اقدام باعث آغاز فرآیندی شد که به کنگره 60 روز زمان داد که تحریم‌های جدید علیه ایران را آغاز یا به‌واسطه دیگر اقدامات آن را «اصلاح» کند‌. ترامپ تاکید کرده بود اگر کنگره نتواند در این مورد تصمیم بگیرد، به توافق هسته‌ای پایان می‌دهد‌.
اما این‌بار حفظ توافق هسته‌ای فقط مربوط به سانتریفوژ‌ها و بندهای پایان‌دهنده به محدودیت‌های ایران نیست بلکه در مورد این است که آیا اتحادیه اروپا، آمریکا را یک رکن نظم لیبرال بین‌المللی خواهد دید یا ستون پنجمی که به دنبال سقوط اتحادیه اروپاست‌. توافق هسته‌ای به تازه‌ترین و شاید مهم‌ترین توافق بین‌المللی تبدیل شده که اتحادیه اروپا خواهان حفظ آن است و ترامپ به دنبال پاره کردنش؛ از توافق پاریس تا آینده ناتو، یکپارچگی اتحادیه اروپا، تامین بودجه سازمان ملل و مساله جایگاه اورشلیم (بیت‌المقدس).
برای اروپا دو واقعیت تازه آشکار شده است‌؛ نخست، اگر اتحادیه اروپا در مورد توافق هسته‌ای کوتاه بیاید، ترامپ یک توافق دیگر را هدف قرار خواهد داد و بعد توافق دیگری و... تا زمانی که حتی بنیان نظم فعلی بین‌المللی نیز از ریشه کنده شود‌. همین مساله نهایتا باعث شده اتحادیه اروپا خطوطی را ترسیم کند و مقابل ترامپ بایستد‌. منطق می‌گوید هرچه اتحادیه اروپا بیشتر صبر کند، صدماتی که ترامپ پیش از توقف وارد خواهد کرد، بیشتر خواهد بود‌. بنابراین اتحادیه اروپا بهتر دید موضع خود را در مورد توافق ایران مشخص کند تا اینکه منتظر بماند و شاهد جسور شدن ترامپ در آینده باشد‌. بنابراین فدریکا موگرینی، مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در نیمه‌های ماه دسامبر اعلام کرد حفظ و اجرای توافق هسته‌ای 2015 یک الزام قطعی است‌. وی تصریح کرد: نمی‌توانیم شاهد تضعیف اعتبار توافقنامه چندجانبه‌ای باشیم که به‌واسطه قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل تایید شده است‌.
دومین واقعیتی که اروپا دریافته این است که حضور ترامپ یک ناهنجاری یا امری خلاف قاعده نیست‌. ممکن است بیگانه سیاسی باشد اما برای آمریکا بیگانه نیست‌. ریاست‌جمهوری وی تجلی احساسات عمیقی است که مدت‌ها پیش از ورود ترامپ به عرصه سیاسی نیز در ایالات‌متحده وجود داشته و همچنان-اگر به لحاظ سیاسی غالب نشود- مدت‌ها بعد از ترک پست او نیز ادامه خواهد داشت‌. بنابراین نه شکست انتخاباتی و نه استیضاح برای بازسازی هنجار آمریکا کافی نخواهد بود چراکه ترامپ بخشی از هنجار تازه آمریکاست‌.
زیگمار گابریل ماه گذشته آشکارترین نکته را در مورد تفکر تازه اروپا بیان کرد‌. او درحالی‌که دولت ترامپ را به کمک به توسعه استراتژی‌های مشترکی که نظم لیبرال بین‌المللی و سیستم تجارت جهانی را حفظ می‌کنند، ترغیب می‌کرد، کاملا آگاه بود که از نظر آمریکا دیگر «جامعه جهانی» معنا ندارد بلکه جهان عرصه‌ای است که در آن ملت‌ها، بازیگران غیردولتی و شرکت‌ها برای پیشرفت می‌جنگند‌.»
شاید ترامپ با لغو توافق هسته‌ای، شاهد جدایی جبران‌ناپذیر از اتحادیه اروپا باشد‌. اما حتی سرسخت‌ترین مخالفان توافق هم باید بدانند که با به خطر انداختن محور آمریکا- اتحادیه اروپا، بیش از آنچه برایش چانه زده‌اند، نصیب‌شان خواهد شد‌.