روزنامه جهان صنعت
1396/10/21

دیوان عدالت اداری رای به خروج از آثار ملی داد؛

فاطمه روشن- «دیگر او را ندیدم تا به خانه شمیران رفتند‌. شاید در حدود سال 29 و 30 که یکی، دو بار با زنم سراغ‌شان رفتیم‌. همان نزدیکی‌های خانه آنها زمینی وقفی از وزارت فرهنگ گرفته بودیم و خیال داشتیم لانه‌ای بسازیم‌. محل هنوز بیابان بود و خانه‌ها درست از سینه خاک درآمده بودند و در چنان بیغوله‌ای آشنایی غنیمتی بود‌. آنهم با نیما‌.» «جلال» از همسایگی‌شان در محله دزاشیب با پیرمردی می‌گفت که چشم‌شان بود‌. حرف‌های «سیمین» و عکس‌هایی که از آن روزها به یادگار مانده، گواهی می‌دهند همسایه‌ها شب و روزشان در آن خانه با هم می‌گذشت‌. «می‌اومد خونه ما می‌نشست‌. آن زمان اینجاها همه بیابون بود‌. ما برای نیما آمدیم اینجا‌. گفت اینجا یک زمینی هست بیایین بسازین‌. تقریبا ما شب و روزمون با نیما بود‌. صبح می‌آمد دنبال من، با هم می‌رفتیم راهپیمایی‌.» نیما در همان خانه هم از دنیا رفت و آنطور که سیمین گفته، اولین کسی که بالای سرش رسید، جلال بود‌. «عالیه خانم آمد و گفت: نیما مرد‌. جلال رفت به منزل‌شان و بالای سرش نشست‌. جلال خوابوندش‌. چشماشو بست‌. چشماش باز بود‌. جلال نشست قرآن خوند بالاسرش‌.» حالا سال‌ها از آن روزها گذشته و خانه همسایه‌ها که شاهد رفت‌وآمد بزرگان ادبیات ایران بودند، هرکدام سرنوشتی پیدا کرده‌. خانه «سیمین دانشور» و «جلال آل‌احمد» را شهرداری خریده و می‌گوید قصد دارد پاتوق فرهنگی‌اش کند و خانه «نیما یوشیج» محل رفت‌وآمد معتادها شده و دیوان ادالت اداری می‌گوید «هیچ مدرکی» از اینکه اینجا خانه نیما باشد نیست؛ از ثبت ملی خارجش کرده تا احتمالا پس از تخریب پاساژ شود یا برجی در منطقه 1 تهران‌. سال 1380‌، همزمان با سالمرگ نیما یوشیج بود که خانه‌اش در محله دزاشیب ثبت ملی شد‌. حالا که 16 سال از ثبتش گذشته معاون میراث فرهنگی تهران می‌گوید امسال چند روز پیش از سالروز تولد نیما خانه‌اش از ثبت ملی خارج شده و میراث فرهنگی نتوانسته کاری کند‌. «متاسفانه اخیرا مالکان خانه نیما، به دیوان عدالت اداری شکایت کرده‌اند مبنی بر اینکه هیچ سند و مدرکی در خصوص اینکه این خانه متعلق به نیما یوشیج است، وجود ندارد و از دیوان خواسته‌اند تا این خانه از فهرست آثار ملی کشور خارج شود‌. دادگاه هم به‌رغم دفاعیات سازمان میراث فرهنگی و موارد مندرج در پرونده ثبتی و دیگر اسنادی که نشان می‌دهد این خانه، عملا خانه نیماست؛ متاسفانه به درخواست مالکان رای مثبت داده و این خانه را در تاریخ ۱۵ آبان‌ماه ۱۳۹۶ از فهرست آثار ملی کشور خارج کرده است‌.»
سپیده سیروس‌نیا می‌گوید معلوم نیست دیوان عدالت اداری پرونده ثبتی خانه را استعلام کرده یا نه، که این حکم را صادر کرده :«در رای دیوان اینگونه آمده است که هیچ‌گونه سند ثبتی واجد ارزش قضایی در نسبتِ خانه مورد نظر، با نیما وجود ندارد و با توجه به آن، حکم خروج از ثبت صادر شده است‌. البته ما هنوز نمی‌دانیم که آیا دیوان عدالت اداری، پرونده ثبتی خانه را استعلام کرده است یا خیر‌. این مساله‌ مهمی است که باید مشخص شود و دیوان عدالت اداری باید به آن پاسخ دهد‌.» او درباره کارهایی که سازمان میراث فرهنگی برای جلوگیری از خروج این خانه از فهرست آثار ملی باید انجام می‌داد هم توضیح می‌دهد: «ما دفاعیات خود را به دیوان عدالت اداری ارائه دادیم و از آنها خواستیم که در رای خود تجدیدنظر کنند، ولی درخواست ما رد شد‌. درنهایت به‌رغم موجودیت اسناد کافی در این‌باره، این حکم صادر شده است‌. دیوان عدالت اداری تنها به شرعیات تکیه کرده تا بندهای قانونی سازمان میراث فرهنگی‌.»
مالک معلوم نیست
سیروس‌نیا درباره اینکه که آیا مالک خانه از وراث نیما (و به‌طور خاص، پسر او) هست یا نه هم می‌گوید: «اسامی مالکان خانه به گونه‌ای است که به نظر نمی‌رسد از اقوام نیما باشند‌. در پرونده‌ای که پیش ماست، «شریف‌نیا» به وکالت از مالک خانه «سهرابی» به دیوان شکایت برده ‌است‌.» او البته می‌گوید خروج از ثبت ملی معنی‌اش این نیست که مالک می‌تواند هر وقت دلش خواست خانه را تخریب کند اما در عین حال هم انگیزه مالک را مجوز تخریب و نوسازی از شهرداری می‌داند: «خانه‌ای که از ثبت خارج می‌شود به این معنا نیست که مالک می‌تواند آن را تخریب کند‌. این ملک قاعدتا به دلیل شخصیت مهمی که در آن حضور داشته، بنایی ارزشمند است و مالک حق تخریب آن را ندارد‌. زمین این خانه بزرگ است و در منطقه ۱ تهران واقع شده است‌. به همین خاطر شاید مالکان، پیگیر این موضوع هستند تا با خارج کردن خانه از فهرست آثار ملی، مجوز تخریب و نوسازی را از شهرداری بگیرند‌.»
خانه بنیانگذار شعر نو فارسی، پاتوق معتادها
اهالی محل می‌گویند خانه نیما که روزگاری محل رفت‌وآمد بزرگان بوده حالا تبدیل به محلی برای رفت‌وآمد معتاد‌ها شده و پاتوقی برای مواد کشیدن‌شان‌. اما سیروس‌نیا می‌گوید نتوانسته‌اند وارد خانه شوند و وضعیتش را از نزدیک ببینند: «چند باری یگان‌ حفاظت میراث خواسته از خانه بازدید کند اما چون کسی نبوده که در را باز کند، نتوانسته‌اند به خانه ورود کنند‌. با این حال، گویا خانه‌‌ رها شده است، اصلا به آن رسیدگی نمی‌شود و در وضعیت بدی به سر می‌برد‌.»
سرونوشت مبهم خانه نیما
درست یک‌سال پیش بود که احمد مسجدجامعی از ساخت‌وسازهای بی‌رویه در منطقه یک تهران گلایه کرد و گفت: «متاسفانه کارهای عجیب و غریبی در منطقه یک انجام می‌شود که خود شهرداری هم مستاصل می‌شود‌.» آن موقع مسجدجامعی از مرمت خانه سیمین و جلال هم گلایه کرد و گفت باید خانه آنها و نیما را پاتوق فرهنگی کنیم و احتمالا فکرش را نمی‌کرد مرمت که درست پیش نرود هیچ، خانه نیما هم از ثبت ملی خارج شود‌. او گفته بود: «این خانه پاتوق تعداد زیادی از اهالی شعر و هنر بوده اما متاسفانه مرمت آن اصولی نیست و اگر در مرمت آن دقت نشود، دیگر خانه‌ای با هویت جلال و سیمین نداریم چراکه خاطرات آنها در حال آسیب دیدن است‌. هیچ شاعری به اندازه نیما به گردن ادبیات شعر فارسی حق ندارد، به همین دلیل پیشنهاد می‌شود شهرداری منطقه یک از این خانه محافظت کند تا در صورت تملک، به خانه شعر تبدیل شود‌.»
خانه نیما که در دوره پهلوی ساخته شده، معماری‌اش از نوع خانه‌های قدیمی شمیران است با سقف شیروانی و ستون‌های فلزی‌. خانه اگرچه ارزش معماری ندارد اما اهمیت‌اش زندگی نیما یوشیج، بنیانگذار شعر نو فارسی و یکی از بزرگان ادبیات ایران در آن است‌. خانه‌ای که در نزدیکی خانه جلال آل‌احمد است و قرار بود با مرمت هردو خانه تبدیل شود به گذر فرهنگی‌. اما سال‌ها گذشته و نه تنها هنوز تکلیف خانه جلال روشن نشده که خانه نیما هم از ثبت ملی خارج شده‌. این خانه 688 متر مربع عرصه دارد و به نظر می‌رسد باید منتظر تخریب قریب‌الوقوع‌اش بود‌.