جشنواره روي نت تكرار و كسالت

جشنواره موسیقی فجر با استفاده از بودجه دولتی چه کاری در جهت رشد و پیشرفت موسیقی کشور انجام می‌دهد
به غیر از سه خواننده، سایر خوانندگان پاپ نتوانستند در این دوره از جشنواره بلیت‌های خود را سولداوت کنند
یکی از معضلاتی که جشنواره موسیقی فجر از آن رنج می برد، نبود پژوهش در این حوزه است
استان هایی مانند سیستان و بلوچستان هرگز با چنین رویدادی آشنا نمی شوند
رسالت جشنواره موسیقی فجر، سال ها پیش از میان رفته است
بسیاری از مردم تهران حتی از وجود این جشنواره خبر ندارند
سی و سومین جشنواره موسیقی فجر ، روز گذشته بیستم دی، کار خود را با روی صحنه بردن 10 کنسرت آغاز کرد. این رویداد که مهم‌ترین رویداد موسیقی کشور محسوب می شود، قرار است تا پایای دی در تهران برگزار شود. سی و سومین دوره این جشنواره نیز مانند سال های گذشته همراه با حواشی مختلفی برگزار می شود و این را در ابتدای امربا انتشار جدول اجراها به وضوح شاهد بودیم. در ادامه نیز مانند سال های گذشته قرار است با کنسل شدن اجراها، دروغین بودن برخی اجراهای بین المللی و تغییرات شگرفی در انتخاب سالن یا جایگزینی خوانندگان و نوازندگان روبه رو باشیم. این اتفاقات در چند دوره گذشته جشنواره آن‌قدر اتفاق افتادند که به امری طبیعی بدل شدند و ما از ابتدا می دانیم قرار است با جشنواره پر حاشیه‌‌اي روبه‌رو باشیم.
جشنواره با بودجه دولتی در پی درآمد زایی است
با گذشت سی و سه دوره از برگزاری این رویداد، انتظار می رود نگاه مدیران به جشنواره و تطابق آن با استانداردهای جهانی تغییر کرده باشد؛ البته این تغییرها صورت گرفته اما تنها در ظاهر. جایزه سی و سومین دوره جشنواره با دوره‌های اولیه آن قابل مقایسه نیست؛ تغییراتي وجود دارد که اگر پای صحبت مدیران جشنواره بنشینید، ارقام و آمار مختلفی را ردیف می کنند تا نشان بدهند چقدر در این سال ها کار کرده‌اند و جشنواره را رو به جلو سوق داده اند، تغییراتی در ظاهر امر هستند و رسالت جشنواره موسیقی فجر، سال ها پیش از میان رفته است.
جشنواره موسیقی فجر با استفاده از بودجه دولتی چه کاری در جهت رشد و پیشرفت موسیقی کشور انجام می‌دهد؟ کدام استعدادها در پایان دوره‌های جشنواره معرفی شدند که در سال های بعد توانستند درخشش داشته باشند و کاری برای موسیقی رو به افول ایران انجام دهند؟
سی و سومین جشنواره موسیقی فجر با رقم بودجه یک میلیارد و هشتصد میلیون تومان کار خود را آغاز کرده است. البته که اندک بودن بودجه برای برگزاری مهم‌ترین رویداد موسیقی کشور بسیار بارز است اما به نظر می رسد جشنواره بیشتر تمایل دارد درآمدزایی کند تا کاری برای موسیقی انجام داده باشد. نگاهی به جدول اجرا بیندازید؛ آيا اينكه کسانی مانند حامد همایون و محمد علیزاده با دو اجرا در جشنواره حضور دارند، معنایی جز درآمد زایی دارد؟ خواننده‌ای مثل حامد همایون یا سیروان خسروی در طول سال در حال برگزاری کنسرت در شهرهای مختلف هستند و نیازی به حمایت جشنواره ندارند. آن کسی که برای دیده شدن به حمایت جشنواره نياز دارد، نوازنده تار و کمانچه ای است که در یک شهرستان دورافتاده زيست مي‌كند و صدای سازش از دایره اطراف خود فراتر نمی‌رود. اگرچه موسیقی پاپ به بخش جنبی جشنواره رانده شده است اما مسئولان به هیچ عنوان نمی توانند از درآمد این بخش چشم بپوشند و حتی با کنار زدن و حذف موسیقی‌هایی که نیاز به دیده شدن و حمایت دارند، این بخش را در سطح گسترده در جشنواره جای می دهند. این توجیه درستی نیست که جشنواره برای درآمد زایی نیاز به بخش پاپ (آن هم با چنین گستردگی ای) در جشنواره دارد. اگر دولت نمی تواند از پس هزینه های جشنواره بربیاد، چرا هر ساله برای برگزاری آن اقدام می کند؟ جشنواره موسیقی فجر نباید با استفاده از خوانندگانی که در سال جز برگزاری کنسرت کار دیگری انجام نمی دهند، برای خود درآمد زایی کند و به اعتبار جشنواره بی توجه باشد.
جدول جشنواره دست کم در بخش پاپ به گونه‌ای بسته شده که خبری از آرتیست‌های پاپ مانند محمداصفهانی، محسن یگانه و احسان خواجه امیری که در دوره‌های پیشین توانسته بودند بلیت‌های جشنواره را سولداوت کنند نیست. تمام توجه سی و سومین جشنواره تمرکز بر خوانندگانی است که موسیقی‌های‌شان امروز در بین مردم دست به دست می چرخد و بدون حضور در جشنواره هم از درآمد بالایی برخوردار هستند و این جز توجه گردانندگان جشنواره به مسائل مالی چیز دیگری نیست. جشنواره ای که انتظار می‌رود در هر دوره خود قدمی رو به جلو بردارد، هر سال پسرفت می کند و جدولی عاری از کیفیت ارائه می‌دهد. جالب است که به غیر از سه خواننده، سایر خوانندگان پاپ نتوانستند در این دوره از جشنواره بلیت‌های خود را سولداوت کنند و به نظر می‌رسد جشنواره در حوزه‌ای که تمام تمرکزش را روی آن گذاشته نیز با شکست مواجه خواهد شد.
جای خالی پژوهش در جشنواره موسیقی
یکی از معضلاتی که جشنواره موسیقی فجر از آن رنج می برد، نبود پژوهش در این حوزه است. جشنواره موسیقی نیز مانند بسیاری از رویدادهای فرهنگی و هنری که در ایران برگزار می شود، به یک وظیفه از سوی دولت بدل شده است. این جشنواره باری بر دوش وزارت فرهنگ و ارشاد است که باید هرچه زودتر و به هرشکلی که هست بر زمین گذاشته شود. جای خالی پژوهش در جشنواره موسیقی به شدت احساس می شود. گردانندگان جشنواره به خود زحمت نمی دهند تا در شهرستان ها و روستاهای دور افتاده در پی نوازندگان و خوانندگانی باشند که شاید تا به حال پای‌شان به تهران هم نرسیده است و در کنج عزلت خود به می خوانند و می نوازند و گاه در بین‌شان کسانی را می بینیم که می توانند در سطح جهانی معرفی شوند اما جشنواره موسیقی فجر با اینکه تنها وظیفه اش همین است، در پی چنین چیزی نیست. بحث پژوهش به طور کلی در جشنواره نادیده گرفته می شود و برآیند جدول و اجراها این است که مدیران جشنواره چند ماه پیش از برگزاری جشنواره به صرافت می‌افتد که چه کنیم؟ همین است که جشنواره فجر را از هر سال خالی تر از دوره قبل می یابیم. اين جشنواره تنها نمادی محسوب مي‌شودکه به خود عنوان بزرگ‌ترین رویداد موسیقی کشور را داده اما مانند بسیاری از رویدادهایی که در کشور ما برگزار می ‌شود، خالی از هرگونه پشتوانه علمی است.کمبود پژوهش در حوزه موسیقی، کاری است که جشنواره موسیقی فجر با استفاده بودجه دولتی می‌توانست انجام دهد اما این بخش به حاشیه رانده شده و مدیران، هر دوره سردرگم تر از دوره قبل به برگزاری جشنواره‌ای می‌پردازند که هیچ صدایی از آن بلند نمی شود و کوچک‌ترین قدمی در راستای معرفی موسیقی ایرانی برنمی دارد.
هر سال می بینیم که جشنواره با گروه های تکراری کار می کند؛ این مساله جز ضعف پژوهش دلیل دیگری ندارد. نوازندگان و خوانندگان زیادی در سراسر ایران مشغول به کار هستند که امکان دیده شدن برای آن ها فراهم نمی‌شود اما جشنواره هر بار روی گروه ها و اشخاص تکراری دست می‌گذارد و در نهایت به آن ها جایزه می دهد و بساط جشنواره تا سال دیگر تعطيل مي‌شود. این انتظار اهالی موسیقی از جشنواره نیست و همین است که باعث شده بسیاری از بزرگان موسیقی ما جشنواره را تحریم کنند و علاقه ای به حضور و شرکت در آن نداشته باشند چون ساز و کار اين رويداد هربار به گونه ای رقم می خورد که جز یک بازی تکراری چیزی را به مخاطب نشان نمی دهد.
ایران فقط تهران نیست
اگر بخواهیم عنوان بزرگ‌ترین رویداد موسیقی کشور را به این جشنواره دهیم، سوالی که پیش می آید این است: «چرا جشنواره تنها در تهران برگزار می شود؟». چه کسی تاکنون توانسته پاسخ درست یا دست کم قانع کننده‌ای به این سوال دهد؟ بسیاری از پژوهشگران و استادان حوزه موسیقی بر این باور ند که تمرکز جشنواره در تهران، یک گاف بزرگ است که در طولانی مدت جشنواره تضعیف می کند. می شود حتی با صرف هزینه های کمتر، در چند شهر مختلف جشنواره را برگزار کرد. استان هایی مانند سیستان و بلوچستان هرگز با چنین رویدادی آشنا نمی شوند. تمرکز روی تهران، نقطه ای است که جشنواره موسیقی از آن ضربه مي‌خورد.
مساله دیگر تبلیغات جشنواره است. بسیاری از مردم تهران حتی از وجود این جشنواره خبر ندارند و در این شرایط نمی توانیم انتظار استقبال گسترده داشته باشیم. در شرایطی که تبلیغ ژیلت و پفک، تمام بیلبوردهای شهر را اشغال کرده است، کوچک‌ترین تبلیغی برای این جشنواره نشد. نه تنها بیلبوردهای شهری بلکه صدا و سیما نیز عاری از هرگونه صدایی است که از جشنواره موسیقی فجر برآمده باشد.
اگر نمی توانید، کار را به بخش خصوصی بسپارید
سی و سومین جشنواره موسیقی فجر با ارائه جدولی که تا حدودي می توان گفت از هرگونه صدای تازه که راهی برای موسیقی ایران بگشاید خالی بود، کار خود را آغاز کرده است. در این گزارش مجال پرداختن به بخش بین الملل جشنواره و حواشی ای که هرساله در آن شاهدش بودیم نیست اما انتظار اهالی موسیقی و مخاطبان از جشنواره ای که نام بین المللی بودن را با خود یدک می کشد، چنین نیست. امید است در دوره های بعد جشنواره برای تغییر رویکرد خود تلاش کند یا اگر به دنبال درآمدزایی است، کار را به طور کل به بخش خصوصی بسپارد که بي‌شك بهتر از عهده آن برمی آید. این نگاه ارشاد که تلاش می کند همه چیز را خود به تنهایی اداره کند و در بدترین شکل ارائه اش دهد، نیازمند تغییر است. شاید بخش خصوصی بتواند جشنواره مفیدتري برگزار کند.
بلیط اتوبوس