روزنامه ایران
1396/10/21

حسن بهشتی پور؛ سناریوهای فرجام برجام / امرالله امینی؛ خروج ترامپ و راهکارهای اقتصاد ایران

حسن بهشتی پور
کارشناس مسائل بین‌الملل
دونالد ترامپ بیش از آنکه یک سیاستمدار باشد، یک بازرگان است و کار بازرگانی با ریسک‌پذیری بالا آمیخته است. این همان ویژگی است که سبب شده تصمیم‌های رئیس جمهوری
که تا پیش از این به کار تجارت و برج‌سازی مشغول بود آنقدر پیش‌بینی‌ناپذیر و خارج از انتظار باشد که هر بار پیش از
یک تصمیم‌گیری او کارشناسان و سیاستمداران به گمانه‌زنی درباره تصمیم احتمالی‌اش بپردازند. چنانکه در روزهای اخیر تصمیم‌گیری او درباره برجام برای سومین بار جهان را در چنین موقعیتی قرار داده است.    رئیس جمهوری امریکا دو بار مجبور شد که پایبندی ایران را به برجام تأیید و تعلیق تحریم‌ها را تمدید کند. در بار سوم او تأیید پایبندی ایران به برجام را به کنگره ارجاع داد. کنگره هم بدون اینکه تصمیمی بگیرد
و مسئولیتی بپذیرد، موضوع را به دولت برگرداند. حالا قرار است روز جمعه ترامپ موضعش در قبال تحریم‌ها و برجام را اعلام کند و برای تصمیم او سه سناریو مختلف قابل فرض است.
سناریو اول که بدبینانه‌ترین پیش‌بینی ممکن است، این است که او با تأیید نکردن پایبندی ایران به برجام و نیز تمدید نکردن تعلیق تحریم‌ها به نحوی خروج امریکا از برجام را کلید بزند. طبیعتاً در چنان شرایطی لازم است که کمیسیون مشترک برجام با حضور نمایندگان ایران و 1+5 یک بار دیگر تشکیل شود و برای اقدامات مقتضی تصمیم‌گیری کند. این سناریویی است که در صورت رخ دادن همه طرف‌های در آن متضرر خواهند شد. هر چند نسبت زیان طرف‌ها متفاوت است و بیش از همه خود امریکایی‌ها ضرر خواهند کرد.
سناریو دوم این است که او تعلیق تحریم‌ها را تمدید و پایبندی ایران به برجام را
بر اساس گزارش‌های متقن آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای که یگانه نهاد محق در تعیین این گزاره است، تأیید کند. عملاً هم دولت امریکا چاره دیگری ندارد. البته این به معنای ناتوانی ترامپ برای خروج از برجام نیست، زیرا او اختیارات لازم برای این امر را دارد. اما واقعیت این است که به نفع امریکا و به نفع هیچ کشور دیگری نیست که برجام اجرایی نشود و پایان یابد. بنابراین  طبیعی است که احتمال رخ دادن سناریوی دوم را بیش از دیگر سناریوها بدانیم. زیرا وجه دیگر ماجرا این است که وزیر امور خارجه و وزیر دفاع امریکا، مشاور امنیت ملی ترامپ و حتی رئیس سازمان اطلاعات و امنیت این کشور جملگی معتقدند ادامه یافتن برجام به نفع امریکا است و طبیعتاً آنها به ترامپ مشاوره‌هایی خواهند داد. همچنان که گفته شده او پیش از اعلام تصمیمش با وزرای خود رایزنی خواهد کرد.
اما در این میان سناریوی دیگری نیز قابل فرض است. اینکه ترامپ باز هم برجام را به نحوی در موقعیت معلق و نامشخص نگاه دارد. چنانکه می‌تواند تعلیق تحریم‌ها را تمدید کند، اما تأیید پایبندی به برجام را در بازی جدیدی به کنگره بسپارد. این یک احتمال بسیار ضعیف است، اما چون ترامپ فردی غیر قابل پیش‌بینی است کمترین احتمال هم قابل بررسی است. در این سناریو امریکا به سمت بهانه‌جویی برای تصویب تحریم‌های غیر هسته‌ای علیه ایران خواهد رفت. امریکا سعی خواهد کرد با بهانه‌هایی چون نقض حقوق بشر، حمایت از تروریسم و یا ادعای بر اساس واژه مجعول بی‌ثبات‌سازی که مدعی است  برنامه موشکی ایران یا حضور مستشاری‌اش در کشورهای منطقه عامل بی ثبات سازی است تحریم‌های جدیدی وضع کنند که ربطی به مسائل هسته‌ای نداشته باشد اما عملاً برجام را برای ایران بی خاصیت می‌کند.
در هر حال جمهوری اسلامی ایران چنانکه مقامات دیپلماتیک کشور اعلام کرده‌اند برای هر سه سناریوی احتمالی آمادگی دارد و البته هشدارهای لازم را به طرف امریکایی داده است. طرف امریکایی هم می‌داند که دست ایران بسته نیست و می‌تواند اقدامات مقتضی به صلاح  خود را در برابر تصمیمات امریکا انجام دهد.
اما در اینجا لازم است به این نکته اشاره کنم که باید توجه داشته باشیم وقتی می‌گوییم «خروج امریکا از برجام» این به چه معنا است. اگر خروج امریکا از برجام به این معنا باشد که مبادلات تجاری با ایران را انجام ندهد که خب ما اصلاً مبادلات خاصی با طرف امریکایی نداریم. اما اگر به معنای آن باشد که امریکا تحریم‌های ثانویه را اعمال کند و بگوید هر کشوری را که با ایران معامله کند تحریم می‌کنیم؛ آن وقت دیگر عملاً برجام از میان رفته است. بنابراین آنچه به عنوان فرض برجام بدون امریکا  مطرح می‌شود مشروط است. هرچند ترامپ  پیشتر در اعلام موضعی گفت که قصد ندارد بر سر راه معاملات اروپا با ایران مانعی ایجاد  کند، اما باید دید که هر یک از اقدامات امریکا منافع ایران از برجام را تا چه حد تحت تأثیر قرار می‌دهد و در برابر آن باید چه رویکردی اتخاذ شود.

خروج ترامپ و راهکارهای اقتصاد ایران
امرالله امینی
استاد دانشگاه
 علامه طباطبایی
رئیس‌جمهوری امریکا روز جمعه تصمیم خود را در خصوص برجام، اعلام می‌کند با فرض اینکه امریکا از برخام خارج شود 2 فرضیه پیش‌رو داریم و آن دو فرضیه در مورد همراهی کردن
یا همراهی نکردن اروپا با این تصمیم امریکا است. اگر اروپا نخواهد امریکا را در خروج از برجام همراهی کند در مبادلات اقتصادی وضعیت دیگری پیش خواهد آمد. نمی‌توان مشکلات اقتصادی بعد از خروج امریکا از برجام را کتمان کرد چون بسیاری از کشورهای دنیا به عملکرد و رفتار امریکا در روابط اقتصادی با ایران نگاه می‌کنند و بیشترین مشکل مربوط به بانکداری و سرمایه‌گذاری خارجی است. حتی اگر اروپا
با امریکا همراهی نکند سرمایه‌گذاری کند می‌شود و سرمایه‌گذاران
با تردید به ایران ورود خواهند داشت.
بیشترین هدف امریکا از تمدید تحریم‌های ایران نیز دست گذاشتن روی دو بخش مهم بانکداری و سرمایه‌گذاری است. اما ما نباید منتظر تصمیم‌گیری دیگران بمانیم ما باید تکلیف خودمان را روشن کنیم. ظرفیت و پتانسیل بالایی در اقتصاد داریم اما جهت گیری‌ها چندان کارآمد نیست. دولت باید در گام نخست جهت‌گیری تولید در کشور را اصلاح کند. اصلاح جهت گیری‌ها به سمت اقتصاد مقاومتی البته با برنامه‌ای قوی‌تر و رسمی‌تر. دولت همچنین باید در اجرای برنامه‌ها مشکلات و مسائل را با مردم در میان بگذارد چون با همراهی مردم برنامه‌ها سریعتر پیش می‌رود. هدف‌گیری در تولید صادرات محور باید در رأس برنامه‌های اقتصادی قرار بگیرد. هر تحریمی ضرباتی را
به اقتصاد وارد می‌کند اما اگر مشکلات تولید را در داخل حل کنیم و فضا و محیط را برای تولیدی که بر پایه صادرات باشد آماده کنیم می‌توان فشار ضربات تحریم احتمالی بر اقتصاد را کاهش داد و اثر ضربات را جبران کرد.
یکی از موانع تقویت تولید کندی روند اجرای برنامه‌ها است.
برای رفع موانع، سیاست‌های اقتصادی باید تقویت شوند و اجرای آنها
با سرعت باشد.
همچنین تقویت روابط با کشورهای منطقه و کشورهای همسایه اثرات تحریم‌های امریکا را کمرنگ خواهد کرد. ما باید از پتانسیل اقتصادی کشورهای روسیه و چین و کشورهای جنوب شرق آسیا برای توسعه اقتصادی در شرایط تحریم بیشترین بهره را ببریم.
با استراتژی‌هایی مانند افزایش سرعت خصوصی‌سازی و رفع موانع تولید تحریم‌ها قدرت خودش را از دست می‌دهد. در هر صورت کشور ما که خواهان خروج از برجام نیست و اگر امریکا از برجام خارج شود شرایط را برای پس از آن مهیا کنیم به آن معنی که ضربه را به فرصت تبدیل کنیم. سرمایه و نقدینگی در کشور ما زیاد است اما سمت و سوی سرمایه به سمت تولید نیست سرمایه‌ها به سمت بازارهای موازی مانند طلا و ارز روانه می‌شود. چرا پول به سمت تولید نمی‌رود؟ چون بازدهی آن کم است.
پس لازم است بازدهی تولید را بالا ببریم. از شاخصه‌های بازدهی تولید یکی خود تولید و دوم تولید قابل تجارت است. تولید داریم اما مشکل ما بعد از تولید است یعنی بازاریابی و صادرات. یکی از مشکلات اساسی ما در بخش بازاریابی مربوط به تولیدات کشاورزی و مواد غذایی است. کشاورز ما فقط می‌تواند بکارد و برداشت کند اما شرایط باید برای او فراهم شود تا محصول خود را صادر کند. اگر تولید با جهت‌گیری صادراتی انجام شود کیفیت محصولات بالا می‌رود. افزایش کیفیت موجب افزایش تقاضا و کاهش قیمت و در نتیجه افزایش تولید
و افزایش رقابت در بازار می‌شود. بنابراین در شرایط تحمیل تحریم احتمالی بر کشور راه بازگشایی اقتصادی فقط تولید و صادرات آن است.