روزنامه جمهوري اسلامي
1396/10/19

19 دی، ماندگارتر شد

در تاریخ انقلاب اسلامی ایران روز نوزدهم دی ماه جایگاه ویژه‌ای دارد. این روزتا سال 1395 یادآور حماسه بزرگ و با شکوهی بود که برگ زرینی از کتاب انقلاب اسلامی را رقم زده است، اما از 19 دی سال 1395 این روز به یکی از به یاد ماندنی‌ترین روزهای تاریخ انقلاب تبدیل شد، روزی که درآن شخصیت بزرگ آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و محور اجرایی بنیانگذار انقلاب اسلامی پس از یک عمر تلاش و مجاهدت به دیدار روح خدا شتافت و عالم فانی را به سوی عالم باقی ترک نمود.
19 دی سالروز قیام خونین مردم قم است؛ همان روزی که در تاریکی استبداد و ستم، روزنه‌ها را به سوی روشنایی گشود و روند انقلاب را به گونه‌ای شکل داد که طومار دو هزار و پانصد ساله نظام شاهنشاهی در مدت زمان کوتاهی در هم پیچیده شود. در روز هفدهم دی ماه سال 56 مقاله‌ای با عنوان «استعمار سرخ و سیاه»، با امضای جعلی احمد رشیدی مطلق در روزنامه اطلاعات درج گردید. این اهانت جرقه‌ای در شهر مقدس قم زد که به قیامی خونین و تاریخ ساز مبدل گردید. این مقاله احساسات و عواطف مردم را نسبت به رهبر و مقتدایشان - که در تبعید به سر می‌برد - برانگیخت و خشم و انزجار عمومی از نظام را به همراه داشت. از دیگر عواملی که در شکل گیری قیام نوزده دی و تسریع شکل گیری انقلاب نقش مهمی داشت، مرگ مشکوک فرزند گرانقدر امام، آیت‌الله حاج آقا مصطفی خمینی بود که در اول آبان همان سال رخ داد و موجی از انزجار و نفرت را نسبت به نظام طاغوت در بین مردم برانگیخت؛ چرا که مردم آن را اقدامی از سوی نظام و به دستور شاه می‌دانستند. به همین دلیل مجالس گرامی داشت حاج آقا مصطفی به صحنه‌های مبارزه علیه نظام و حمایت از امام تبدیل می‌شد. در همین محافل بود که به پاس مجاهدت‌ها و رنج‌های رهبر کبیر انقلاب، به ایشان لقب «امام» داده شد. پیام‌ها و سخنان امام(ره) در آن ایام شعله‌های انقلاب را فروزان‌تر و مردم را بیدارتر نمود. نظام ستم شاهی که از روی آوردن همه جانبه مردم به امام خشمگین شده بود در اقدامی عجولانه، با چاپ مقاله‌ای توهین آمیز شخصیت حضرت امام(ره) را مورد اهانت قرار داد. این اقدام تاوان سختی برای آنها به همراه داشت و به قیام بزرگی علیه حکومت جور انجامید.
نویسنده مقاله اهانت‌آمیز «ارتجاع سرخ و سیاه» در روزنامه اطلاعات که خشم و انزجار عمومی مردم را بر انگیخت «رشیدی مطلق» معرفی شده بود. درباره این نویسنده حرف‌های فراوانی به میان آمده است. ولی آنچه از اسناد و مدارک و اعترافات کارگزاران نظام پلید پهلوی بر می‌آید، این است که شاه در چاپ آن نقش اساسی داشته است. محافل مطبوعاتی آن را به داریوش همایون، وزیر اطلاعات و جهانگردی وقت نسبت می‌دهند. وی در خاطرات خود می‌گوید: «مقاله از وزارت دربار سرچشمه می‌گرفت. این مطلب که شاه روایت اولیه مقاله را نپسندید و گفت باید تندتر بشود، درست است». داریوش همایون همان کسی است که اینک عده‌ای در داخل کشور به بهانه تهیه تاریخ شفاهی و تصویری معاصر در آمریکا به دیدارش رفته‌اند و با بودجه‌های کلان دولتی ماهها وقت صرف مصاحبه با او کرده‌اند تا تریبونی مجانی در اختیار وی گذاشته باشند که هم دروغ‌پردازی‌کند و هم وفاداری خود به نظام طاغوت را فریاد بزند!
اولین حرکت اعتراض‌آمیز در برابر انتشار مقاله موهن در روزنامه اطلاعات، توسط روحانیت ومردم قم، فردای انتشار آن یعنی روز هیجدهم دی ماه شکل گرفت. در این روز دروس حوزه و مراجع تعطیل شد. پس از آن بازار قم هم به حوزه ملحق گردید و مردم به همراه علما و روحانیان به منزل مراجع می‌رفتند و آمادگی خود را برای اقدام علیه این حرمت‌شکنی اعلام می‌نمودند. مراجع هم با سخنان خود، ضمن آرام ساختن مردم و روحانیت و تسلی دادن به آنها، علاوه بر محکوم ساختن نظام در این اقدام توهین‌آمیز بر ادامه مبارزه و اعتراض‌ها تاکید نمودند. صبح روز نوزدهم دی ماه 1356 (برابر با بیست و نهم محرم 1398هجری قمری)، با تعطیل شدن بازار قم در حمایت از حوزه و محکوم کردن اقدام نظام و نیز ادامه تعطیلی دروس حوزه، جمعیت زیادی در مسجد اعظم گرد آمدند. رفتن به منازل مراجع و مدرسین پی گرفته شد و در این دیدارها علما در سخنرانی‌های خود، از راه‌پیمائی‌ها حمایت و جسارت به حضرت امام خمینی را محکوم نمودند.
در بعدازظهر نوزدهم دی ماه 56 جمعیتی بیش از هزاران نفر که در آن ایام خفقان و اضطراب جمعیت بسیار زیادی بود، با عزمی راسخ و اراده‌ای پولادین بر آن بودند تا قدرت پوشالی نظام شاهنشاهی را در زیر گام‌های استوارشان خرد کنند. طلاب و فضلای حوزه علمیه قم و اقشار مختلف مردم این شهر در حال راه‌پیمائی به طرف مدرسه علمیه حجتیه بودند که در چهارراه صفائیه مورد حمله کماندوهای رژیم شاه قرار گرفتند و عده‌ای شهید و عده‌ای مجروح شدند. به همین دلیل این چهارراه از آن تاریخ به بعد به چهارراه شهدا معروف شد. ماموران شهربانی و ساواک که در این چهارراه، راه مردم را سد کرده بودند به دنبال یک برنامه ساختگی، با شکستن شیشه بانک به سوی مردم بی‌دفاع آتش گشودند. مردم نیز که ترسی در دل نداشتند با چوب و پرتاب سنگ، در برابر تیر و گلوله شجاعانه مقاومت کردند. با مشاهده اولین شهید، خشم و نفرت مردم نسبت به رژیم شاه بیش از پیش و مقاومت‌ها بیشتر شد. راه‌پیمایان با شعار «اللّه‌اکبر» و «لااله‌الا‌اللّه» و با در دست داشتن سنگ و چوب به سوی عمّال شاه حمله‌ور شدند و درگیری به اوج خود رسید. در غروب روز نوزدهم دی ماه، فضای شهر پر از غم و غربت شده بود. همه جا پر از ماموران شهربانی بود و تظاهر کنندگان پراکنده شده بودند. تنها چیزی که در منطقه درگیری به چشم می‌خورد عبا، عمامه و کفش‌ها و لباس‌هائی بود که از روحانیان و مردم به جا مانده و آغشته به خون بود. مردم به خیابان‌های اطراف رفته، این شعار را سر می‌دادند «از جان خود گذشتیم، با خون خود نوشتیم، یا مرگ یا خمینی». این شعار زیبا در پایان آن روز غم انگیز، عشق بی‌کران مردم را به رهبر محبوب خویش نشان می‌داد. واقعه خونین 19 دیماه 1356 از این جهت اهمیت دارد که منشا سلسله قیام‌ها در شهرهای مختلف شد و سرانجام در بهمن ماه سال بعد یعنی 1357 با خروش سراسری مردم علیه رژیم منحط پهلوی، این رژیم وابسته و فاسد ساقط شد و ملت ایران توانست به یکی از آرزوهای بزرگ خود برسد.
اما 19 دی ماه، از سال1395 اهمیت مضاعف یافت، چرا که در این روز روح بلند مردی از تبار انقلابیون به سوی ملکوت پر کشید که در نهضت اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی همواره نفر دوم انقلاب بود. خبر، ناگهانی و تکان دهنده بود. ساعت 5/6 بعد از ظهر 19 دی ماه 1395، خبرگزاری‌ها از بروز عارضه قلبی برای آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و انتقال ایشان به بیمارستان خبر دادند. تلفن‌ها در سراسر کشور بکار افتادند تا از وضعیت جسمی این یار دیرین امام و انقلاب جویا شوند. هر چند خبرهای اولیه از مناسب بودن حال آیت‌الله حکایت داشت ولی این امیدواری بسیار زودگذر بود و ساعتی بعد خبر رسید که این استوانه انقلاب بعد از عمری مجاهدت در راه اسلام و انقلاب و نظام جمهوری اسلامی و خدمت صادقانه به مردم ایران به لقاء‌الله پیوست.
فقدان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، ضایعه‌‌ای بزرگ برای انقلاب و نظام جمهوری اسلامی و مصیبتی جبران ناپذیر برای ملت ایران و ملت‌های آزاده و مظلوم جهان است. او، از استوانه‌های انقلاب اسلامی و پشتوانه‌ای کم نظیر برای نظام جمهوری اسلامی بود. بسیاری از بزرگان و صاحبنظران، به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی عنوان «شناسنامه انقلاب» دادند، عنوانی که بسیار دقیق و مناسب این شخصیت کم نظیر انقلابی است. او از آغازین روز نهضت امام خمینی، یار همراه امام بود و در تمام نشیب و فرازهای انقلاب و دفاع مقدس با مردم مجاهد ایران همراهی کرد. از 82 سال عمر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، غیر از سال‌های تحصیل در حوزه علمیه قم، بقیه که متجاوز از 60 سال است به مجاهدت و فعالیت‌های انقلابی، خدمت به مردم در سنگرهای مختلف و مسئولیت‌های بزرگ و خطیر گذشت. ویژگی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی این بود که همچون شناسنامه، که با صداقت، شفافیت و آئینه‌وار واقعیت‌های صاحب شناسنامه را می‌نمایاند، او هم واقعیت‌های انقلاب را با صداقت در برابر چشمان عموم قرار می‌داد. با مردم، صادق بود و از ملامت‌های ملامت گران هراسی نداشت.
آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، مرد بحران‌ها بود و در تمام دوران مبارزه با طاغوت و خدمت به انقلاب و نظام و مردم، از آزمایش‌ها سربلند بیرون آمد. عده‌ای او را به دلیل صراحت لهجه و شفافیت در بیان مواضع آماج حملات ناجوانمردانه قرار دادند ولی تهمت‌ها هرگز او را از مسیری که انتخاب کرده بود، باز نداشت. تاریخ انقلاب اسلامی زندگی مردان بزرگی را در سینه خود ثبت کرده است که در عین شجاع بودن، مظلوم هم بودند. آیت‌الله هاشمی رفسنجانی یکی از این مردان است. شهید مظلوم آیت‌الله بهشتی به او گفته بود مظلومیت به سراغ تو هم خواهد آمد و دیدیم که آمد. اگر بهشتی آماج حملات منافقین و دشمنان بود، هاشمی رفسنجانی علاوه بر منافقین و دشمنان، زخم‌هائی از دوستان نادان نیز بر تن داشت و با همین زخم‌ها از میان ما رفت. این، یعنی مظلومیتی بیشتر از مظلومیت بهشتی. از این روست که می‌گوئیم 19 دی ماندگار‌تر شده است.