نقدی بر اظهارات اخیر آیت‌الله یزدی

طاهر اصغرپور- پس از ارائه لایحه بودجه به مجلس، وابستگی مالی بخش‌هایی از حوزه با دولت با انتقادهای بسیاری روبه‌رو شد. شواهد نشان می دهد این بحث‌ها به صورت جدیتری در خود حوزه نیز مطرح شده است. برخی از اساتید حوزه با استناد به آنچه کاهش محبوبیت روحانیت در جامعه می‌خوانند، قائل به استقلال بیشتر حوزه‌ها از دولت هستند تا به زعم آنان، ضعف‌ها و مشکلات دولت به پای روحانیت و تشیع نوشته نشود. در مقابل، برخی از چهره‌های ارشد روحانیت که در نهادهای حکومتی نظام حضور دارند، به این رویکرد انتقاد کرده و می خواهند از بحث درباره استقلال حوزه خودداری و طلاب را به ارتباط با نظام و حاکمیت تشویق کنند. آیت الله محمد یزدی، عضو فقهای شورای نگهبان از جمله این چهره هاست.
یکی از ویژگی‌های جامعه ایران، در طول تاریخ پس از اسلام این بوده که روحانیت توانسته استقلال خود را از دولت و نظام سیاسی حفظ کند و همین ویژگی روحانیت، یعنی با مردم و جامعه بودن، درد مردم را فهمیدن و تلاش برای حل آن مشکلات با همدلی، باعث شده تا در دورانی که واجد این خصلت بوده، محبوبیت یابد و گره از برخی مشکلات ملی و حتی بین‌المللی باز کند. مردم ایران خدمات ارزنده روحانیون مبارزی چون سیدجمال الدین، شیخ هادی نجم‌آبادی، میرزای شیرازی، نائینی و امثالهم را در مبارزه با جهل و خرافه، استعمار و استبداد را فراموش نکرده و نمی‌کنند. قطعا اگر هر کدام از بزرگان یاد شده «نان دولت» و سلاطین وقت را می‌خوردند، نمی‌توانستند آزادانه از حق خود و مردم مظلوم ایران دفاع کنند، زیرا وابستگی مالی و عقیدتی به هر نظام اعم از سیاسی و ... استقلال فرد را سلب می‌کند. سخنان جناب آیت‌الله یزدی در مورد عدم همکاری بعضی از بزرگان حوزه علمیه قم در رسانه‌ها توجه دلسوزان عرصه علم و دانش و همچنین نظام سیاسی را برانگیخته است. راقم این سطور قصد دارد با تاملی بیشتر سخنان وی را مورد ارزیابی علمی قرار دهد.
ایشان در فرازی از سخنانشان به علمای قم، تکلیفشان را هدایت مردم میدانند و به آنها توصیه می‌کنند که مردم را هدایت کنند چرا که بنا به گفته آیت‌الله یزدی، ایشان نمی‌توانند جوانان را ارشاد کنند چون مردم می‌گویند او عضو فقهای شورای نگهبان و وابسته به نظام و دولت جمهوری اسلامی است. برای روشن شدن مطلب عین سخنان وی را می‌آوریم: «من باید از تعدادی از بزرگان حوزه گلایه و عرض کنم که شما نسبت به معین کردن وظیفه جوانان تکلیف دارید! اگر بنده حرفی بزنم، می‌گویند او دولتی است، چرا که در شورای نگهبان حضور دارد.»
اگر بخواهیم با منطق خود آیت‌الله به وی پاسخ دهیم، باید پرسید: چه فرقی بین او و سایر روحانیون دولتی در ارشاد مردم وجود داد؟ اگر مردم ارشاد و هدایت شما را به خاطر «وابسته بودن به دولت»، نمی‌پذیرند چطور ممکن است سخنان یک «طلبه یا عالمِ دولتی» دیگر را بپذیرند؟ یک روحانی دولتی، وابسته به دولت است و سطح وابستگی‌اش به آن موجب می‌شود تا جوانان و توده مردم از او بیشتر فاصله بگیرند، همان استدلالی که مراجع بزرگ قم به آن توسل جسته‌اند. چون با دریافت بودجه دولتی، تعیین سرفصل دروس و تعیین اساتید توسط حکومت، طلبه‌ها نیز دولتی می‌شوند.
با این‌که در فحوای کلام آیت‌الله یزدی مشخص است که مدافع «استقلال حوزه» است ولی وی « استقلال حوزه» را تعریف نکرده است در صورتی که منتقدان به وضوح در چند مورد مثل دریافت بودجه دولتی، نداشتن اختیار انتخاب استاد و ... وابستگی به دولت و مضرات آن را با ذکر مصادیق و استدلال تاریخی تعریف کرده‌اند. در فرازی دیگر، آیت‌الله یزدی، انقلاب را « معجزه قرن» توصیف کرده است. شکی نیست که انقلاب اسلامی ایران یکی از پدیده‌های نادر و عجیب قرن بوده است ولی شایسته نیست ایشان با توسل به آن مفهوم، مراجع و عالمانی را که با آن همکاری نمی‌کنند را تلویحاً متهم به «انحراف از دین و انقلاب» بکنند. در طول تاریخ مراجع و عالمان بزرگی بوده‌اند که در سیاست دخالت نمی‌کرده‌اند و این امر کاملا طبیعی است و حق هر مرجعی است که با نظام سیاسی همکاری بکند یا نه.
آیت‌الله یزدی در سخنان خود از موضع فردی بزرگتر و عاقل‌تر طوری مراجع را نصیحت به همکاری با نظام می‌کنند که گویی او دلسوز آنهاست و خیر آنها را بهتر تشخیص می‌دهد. ایشان طوری صحبت می‌کنند که گویی وی و همفکرانش صددرصد راه حق را برگزیده‌اند و دیگران اشتباه می‌کنند، لذا به مراجع گوشزد می‌کنند که وظیفه دارید تا جوانان را ارشاد کنید و لازمه این کار همکاری با نظام است. این سخن نیز منطقی به نظر نمی‌رسد، چرا که همکاری با دولت و ارشاد مردم به معنویت و دینداری دو مقوله مجزا از هم هستند و ممکن است کسی بخواهد صرفا در امر دین و دینداری مردم کوشا باشد. در واقع بخش عمده فقها و مراجع در طول تاریخ مستقل از دولت بوده و به امور معنوی و دینی مردم و جامعه اهتمام داشته‌اند
خرید بلیط