روزنامه خراسان
1396/09/16

پشت پرده انتقال سفارت آمریکا به بیت المقدس

 دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در سخنانی که در مخالفت با یک اجماع کم نظیر جهانی بیان می شد، از تصمیم دولتش برای انتقال سفارت آمریکا از تل آویو به بیت المقدس خبر داد. ترامپ به مسئولان وزارت خارجه آمریکانیز دستور داده است تا برای انتقال مکان سفارت از هم‌اکنون برنامه‌ریزی کنند. این نخستین باری نیست که دونالد ترامپ به اعتراضات و مخالفت‌های حتی متحدان آمریکا وقعی نمی‌نهد. خروج آمریکا از توافق‌نامه اقلیمی پاریس، فرمان وی برای ایجاد محدودیت برای مهاجرت به آمریکا و همچنین سنگ اندازی های وی در توافق هسته‌ای با ایران از دیگر نمونه‌های بی‌اعتنایی ترامپ به مخالفت‌ها و اعتراضات بین‌المللی است.بدین ترتیب،آمریکا اولین کشوری خواهد بود که از زمان تشکیل رژیم اسرائیل در سال ۱۹۴۸ چنین می کند. با این حال سابقه این رفتار ترامپ به مصوبه کنگره آمریکا در بیش ازدو دهه پیش باز می گردد.  کنگره آمریکا در سال 1995 قانونی را به تصویب رساند که بر اساس آن سفارت این کشور از تل آویو به بیت المقدس منتقل شود اما این مصوبه به رئیس جمهور اجازه می داد هر شش ماه یک بار این تصمیم را بنا به مصالح به تعویق بیندازد. از سال 1995 هیچ یک از روسای جمهوری آمریکا این جسارت را پیدا نکرده اند که این تصمیم را اجرایی کنند، حتی خود ترامپ نیز شش ماه پیش همچون روسای جمهور پیشین اجرای این قانون را برای مدت شش ماه به تعویق انداخته بود. اما اکنون پس از گذشت 22 سال از تصویب این قانون، دونالد ترامپ این جرئت را پیدا کرده است که از انتقال سفارت آمریکا به بیت المقدس سخن بگوید و آن را اجرایی کند.سوال این جاست که چه شرایطی سبب شده است که ترامپ چنین گستاخانه قبله اول مسلمانان جهان را در معرض تهدید قرار دهد و بر خلاف قطع نامه های شورای امنیت از جمله قطعنامه های 242 و338، قدس را به عنوان پایتخت رژیم اشغالگر اسرائیل شناسایی کند؟ در پاسخ باید بیان کرد که فارغ از وعده انتخاباتی که ترامپ در این زمینه مطرح ساخته است، توجه به زمان بندی برای اتخاذ چنین تصمیمی در کنار تحولات بین الملی صورت گرفته در منطقه غرب آسیا و جهان اسلام می تواند در رسیدن به پاسخ مناسب ما را یاری دهد.
از منظر تحولات داخلی، این اتفاق در زمانی صورت می گیرد که پرونده رسوایی ارتباط ترامپ و نزدیکانش با روسیه، به ویژه داماد وی که اتفاقا مشاور ارشد رئیس جمهور آمریکا در مسائل غرب آسیاست، در صدر خبرها قرار گرفته است. جرد کوشنر که از خانواده ای صهیونیست و متنفذ در اسرائیل است متهم است که به مایک فلین مشاور امنیت ملی سابق ترامپ، دستور داده بود که در زمان انتخابات با ماموران اطلاعاتی و سارت مسکو ارتباط بگیرد، امری که بر اساس قوانین داخلی آمریکا نوعی خیانت محسوب می شود.
در چنین شرایطی که بسیاری از تحلیل گران مسائل آمریکا از احتمال استیضاح و برکناری ترامپ از ریاست جمهوری آمریکا  به خاطر نقش داشتن در چنین رسوایی سخن می گویند، چنین بمب خبری می تواند به راحتی افکار عمومی در داخل و خارج از ایالات متحده را از پرونده رسوایی ترامپ موسوم به"روس گیت" منحرف سازد. علاوه بر این، این روزها بسیاری، از احتمال خروج کوشنر از  کاخ سفید و بازگشت داماد و دختر ترامپ به نیویورک خبر داده اند. علت آن هم نقش وی در رسوایی روس گیت و همچنین مخالفت های جدی دستگاه های امنیتی با شیوه تعاملات خارجی او بیان شده است. کوشنر که حرفه اصلی اش فعالیت در بازار املاک است. این روزها در کسب و کار خود با مشکل مواجه شده و برای یکی از آسمان خراش‌های خانوادگی اش تا سال ۲۰۱۹ به ۲/ ۱ میلیارد دلار وام نیاز دارد. این در حالی است که شرکای خارجی وی از جمله سرمایه‌گذاران در چین، روسیه و قطر،  به دلایل مختلف پا پس کشیده اند. تصمیم برای انتقال سفارت آمریکا در سرزمین های اشغالی از تل آویو به بیت المقدس نتیجه لابی های کوشنر است. طبیعی است که ترامپ بخواهد پیش از خروج دامادش از کاخ سفید، آورده های مالی این معامله کثیف با صهیونیست ها را به حساب کوشنر ثبت کند.
از سوی دیگر آن گونه که رسانه های آمریکایی بیان می کنند به دلیل غیر منتظره بودن تصمیم ترامپ برای انتقال سفارت آمریکا از تل آویو به بیت المقدس، مقدمات این کار آماده نبوده و حداقل 3 تا 4 سال پروژه انتقال سفارت آمریکا طول خواهد کشید. در همین زمینه یک مقام ارشد کاخ سفید به شبکه خبری سی ان ان گفته است "هیچ سفارتی را نمی توان ظرف سه یا چهار سال ساخت" به همین دلیل کاملا ممکن است سفارت جدید آمریکا در بیت المقدس در دوران نخست ریاست جمهوری دونالد ترامپ باز نشود. به این ترتیب در صورت سر کار آمدن رئیس جمهور دیگری در سال ۲۰۲۰ که مخالف سیاست دولت ترامپ باشد سفارت آمریکا در بیت المقدس ممکن است هرگز باز نشود. به بیان دیگر ترامپ با این اقدام بخش بزرگی از سبد رای حزب جمهوری خواه، یعنی "مسیحیان صهیونیست" را برای انتخابات 2020 با خود همراه ساخته است. امری که می توان نوعی تضمین پیروزی او در انتخابات ریاست جمهوری آینده محسوب شود.
اما فارغ از منافع شخصی و داخلی؛ چرایی تغییر موضع واشنگتن در قبال مسئله بیت المقدس به تحولات صورت گرفته در جهان اسلام و منطقه غرب آسیا نیز باز می گردد. انشقاق در جهان اسلام به دنبال رویکرد های فرقه گرایانه برخی از سران مدعی کشورهای اسلامی و پدیده شوم داعش از یک سو و فرسایش توان کشورهای اصلی خط مقدم مقابله با صهیونیسم از جمله سوریه به دنبال این فتنه این جرئت را به ترامپ و صهیونیست ها داده است که از تفرقه موجود برای اهداف تمدنی خود بهره بگیرند. علاوه بر این آن چه بیش از همه چیز در فتنه اخیر کاخ سفید نمایان است خیانت سعودی ها   به ویژه محمد بن سلمان به آرمان فلسطین است. بن سلمان که در کشمکش داخلی قدرت به شدت نیازمند حمایت آمریکایی هاست حاضر شده است در توافقی محرمانه با جرد کوشنر به ازای دریافت امتیازاتی از جمله تضمین آمریکا در حمایت از پادشاهی اش، بیت المقدس و آرمان فلسطین را بفروشد. بی دلیل نیست این روزها و بعد از سال ها توقف مذاکرات انتقال فناوری هسته ای از آمریکا به عربستان به دلیل مخالفت لابی صهیونیسم شاهد از سر گرفته شدن این مذاکرات هستیم. علاوه بر این ریاض که تا پیش از این خود را به عنوان رهبر جهان عرب می دید، حالا حتی در حلقه پیرامونی خود هم متحدی ندارد. نشست اخیر سران کشورهای حاشیه خلیج فارس که تنها با حضور سران قطر و کویت برگزار شد، شاهد این مدعاست. از همین رو است که بن سلمان با درک واقعیت پایان عمر حکومت آل سعود به مثابه "الغریق یتشبث بکل حشیش" دست به دامن هر خار و خاشاکی از جمله اسرائیل برای تداوم حیاتش شده است. روسای جمهور پیشین آمریکا هم از لحاظ وابستگی به منابع نفتی و هم از لحاظ درگیری هایی که در منطقه غرب آسیا داشتند، از مواجهه گسترده با کشورهای اسلامی پرهیز می کردند. اما این روزها نه تنها هیچ کدام از این دو وابستگی برای واشنگتن وجود ندارد، بلکه این کشورهایی چون امارات، عربستان و بحرین هستند که رو به خود فروشی سیاسی آورده اند.
با این حال واقعیت این است که آن چه تاکنون فلسطین و بیت المقدس را در مقابل زیاده خواهی متجاوزان صهیونیست به عنوان بخشی از بدنه جهان اسلام زنده نگاه داشته است، تضمین های عربستان یا دیگر کشورهای خائن به آرمان مردم فلسطین نبوده است. فلسطین زنده به مقاومت مردمش است.  این حقیقتی است که ترامپ و تیم مشاورانش به زودی متوجه آن خواهند شد.