روزنامه قانون
1396/09/14

دستيابي به شهرهوشمند؛آرمان يا واقعيت؟

شهر دانش محور ،شهری است که با هدف گسترش دانش در شهر طراحی شده باشدو داراي معيارهايي همچون وجود ابزارهای کافی برای دسترسی همه شهروندان به دانش، وجود شبکه‌ای از کتابخانه‌های عمومی استاندارد، امکان دسترسی همه شهروندان به فناوری های جدید ارتباطی،دسترسی شهروندان به تمام خدمات و امکانات فرهنگی از طریق یک راهبرد آموزش همگانی،بالا بودن سطح مطالعه روزنامه و کتاب در شهر، فراهم بودن ابزار های لازم براي حضور اجتماعی شهروندان سایر اقلیم ها،آسان شدن فعالیت های فرهنگی مجموعه ها و موسسه ها به‌وسیله فراهم آوردن فضاها و منابع کافی، باشد. بسياري از شهرهاي دنيا، از چنين الگوهايي تبعيت‌ كرده و به شهرهوشمندشناخته مي شوند.به طور مثال دولت مكزيك، تبدیل شدن شهرهايش به شهر دانش محور را یکی از پنج اولویت خود قرار داده و مونتري، نمونه‌اي از تلاش هاي اين دولت است.ملبورن استرالیا نيز، از اين قاعده مستثنا نيست؛نقشه های راهبردی در سال 2010 ، به دنبال راه‌هایی است که موقعیت شهر را به عنوان ( شهر دانش محور ) ارتقا ببخشد.شهر دانش‌محور دلفت در هلند نيزشامل پروژه هایی مرتبط با توسعه دانایی است که در پنج زمینه فعالیت دارد: خاک ، آب،فناوری اطلاعات ، سیستم های حمل و نقل ابتکاری و فناوری محیطی. از بارسلونا در اسپانیا مي‌توان به عنوان يكي ديگر از نمونه هاي موفق شهر دانش محور نام برد.فعالیت دیوان 2004 بارسلونا ، چشم انداز فرهنگی بارسلونا را آشکار می سازد . فعالیت این دیوان ، بارسلونا را به عنوان شهر دانش محور معرفی كرده است.پالمرستون شمالی نیوزیلند ،شهری کوچکي‌است که در بیانیه خود پیرامون (شهر دانش محور) بر امر آموزش، تاکید جدی دارد. آنچه مسلم است تبديل شهرها به شهرهاي دانش‌محور، ملزومات و زیر ساخت‌هایي لازم دارد تا مدیریت دانش در شهرمستقر شود. بسترهايي نظير وجود زیرساخت‌های فناوری اطلاعات، فرهنگ سازی،ساختار سازمانی،رهبری و مدیریت‌ونیروی انسانی براي رسيدن به اين مهم ضروري است. اما دانش بنيان شدن شهرها، چه آثاري داردو دستاورد تحمل و تحميل هزينه هاي ارتقاي شهرها به چنين ساختاري چيست؟بدون شك نتايج حاصل از چنين ارتقايي، آثارسازنده اي را براي شهرها در پي دارد.افزایش هوشمندی و یا بهره هوشی سازمان،ارائه خدمات با ارزش افزوده سازی،رشد و ارتقای دانش بین کارکنان و جذب استعداد ها،حفظ دانش سازمانی و تسهیم آن میان کارکنان،ایجاد رابطه نزدیک با مردم و افزایش رضایتمندی و بهره گیری از سرمایه های اجتماعی و فکری به واسطه گستره فناوری هایی که در چارچوب نام شهر هوشمند پیاده سازی شده ‌اند، بخشي از اين آثار است.به طور كلي و باتوجه به سرعت فناوري اطلاعات در دنياي امروز، شاید ارائه تعریف دقیقی از شهر هوشمند، كمي سخت باشد. اما در كل به‌کارگیری دامنه گسترده ای از فناوری های الکترونیک و دیجیتال در بین جوامع و شهرها،استفاده از فناوری اطلاعات وارتباطات به منظور تغییر محیط زندگی و کار در منطقه،به‌کارگیری فناوری های سازمان فناوری اطلاعات و ارتباطات در سیستم‌های دولتی‌وتعیین قلمرو فعالیت هایی که فناوری اطلاعات و ارتباطات مردم را در کنار يكديگر قرار می دهد تا نوآوری و دانشی را که ارائه می دهند،بهبود ببخشدراشايد بتوان به‌عنوان چهار عاملی که می توانند شکل دهنده مفهوم و تعریف شهر هوشمند باشند ، معرفي كرد.علاوه بر اين‌ها شهر هوشمند، شهری است که باید دارای 6 معیار اصلی زندگی هوشمند شامل اقتصاد هوشمند، حمل و نقل هوشمند، محیط هوشمند، مردم هوشمند، زندگی هوشمند و حکمرانی هوشمند باشد. شهر الکترونیک و شهرداری الکترونیک در بسیاری از شهرهای معروف و مطرح دنیا ،روند متعارفی را طی می کند و این در حالی است که در کشور ما ایران متاسفانه به‌دلیل تاثیر عوامل مختلفي از جمله عدم همکاری بین سازمان های مربوطه ‌مانندشهرداری‌ها، سازمان نظام مهندسی و سایر ارگان های مرتبط با تامین نیرو و انرژی مصرفی، روند مطلوبی دیده نمی‌شود. برای رسیدن به این هدف باید سازمان فناوری اطلاعات و ارتباطات در راستای پشتیبانی طرح و در راستای تحقق اهداف هوشمند سازی سیستم های مورد نظر ایجاد شود و با ایجاد سیاست های مناسب و ارائه راهکارهای موثر، اقدام به ایجاد تعامل بین سازمان ها كند. شهرداری تهران در حوزه هوشمندسازی شهر تهران، فعالیت‌هايي را با ایجاد دفتر خدمات الکترونیک شهر انجام داده است اما پایتخت هنوز به عنوان یک مدل نیاز به افزایش توان تکنولوژی اینترنتی دارد تا هم الگوی سایر استان‌ها باشد و هم ‌مانند پایتخت کشورهای دیگر دنیا که به این صنعت ورود کرده‌اند ما نيز بتوانیم ورود کنیم. اما بايد توجه داشت كه تنها بخشی از هوشمند‌سازی شهر تهران به شهرداری بازمي‌گردد زيرا بخش ‌بسياري از تعاملات مردم با دستگاه‌های دولتی است. به همین منظور بايد دولت نيز با جدیت به این مساله ورود کند اما مشکل اصلی، نبود مدیريت یکپارچه شهری است که همچنان تکلیف آن روشن نشده است.