روزنامه جهان صنعت
1396/09/14

آسیب‌شناسی توسعه صنعتی در ایران‌؛

سارا ثبات - ارتقای بهره‌وری یکی از راهکارهای اثربخش برای تقویت توان رقابت‌پذیری فعالیت‌های صنعتی و شکوفایی بخش صنعت است. کشورهای مختلف سرمایه‌گذاری‌های زیادی را برای اجرای برنامه‌های بهبود بهره‌وری انجام داده و بیش از 50 درصد رشد تولید را از طریق ارتقای بهره‌وری به دست آورده‌اند. بررسی‌ها در کشور نشان می‌دهد صنایع در ایران بهره‌وری بالایی ندارند‌. دراین راه چالش‌ها و موانع زیادی بر سر راه بهره‌وری صنایع در ایران وجود دارد.
نگاهی به آمارهای منتشرشده در مورد سهم بهره‌وری عوامل تولید در رشد تولید ناخالص داخلی نشان‌دهنده آن است که ایران هنوز به اهمیت بهره‌وری در فرآیند رشد و توسعه پی نبرده است، حال آنکه آمارهای منتشرشده از کشورهای در حال توسعه‌ای چون کره و مالزی نشان می‌دهد این کشورها بخش قابل ملاحظه‌ای از رشد تولید ناخالص داخلی خود را مرهون رشد بهره‌وری عوامل تولید هستند.
نگاهی به آمارهای منتشر‌شده از شاخص‌های بهره‌وری در طول برنامه‌های توسعه‌ای بعد از انقلاب گویای این است که پیش‌بینی‌های در نظر گرفته شده برای سهم بهره‌وری در رشد تولید ناخالص داخلی در عمل محقق نشده‌اند و فاصله بسیاری با اهداف این برنامه‌ها دارند.
بهره‌وری ایران در 55 سال اخیر
اگر یک دوره بلندمدت 55‌ساله را در نظر بگیریم، متوسط رشد اقتصادی کشور رقمی برابر با 6/4 درصد است. محاسبات نشان می‌دهد این رشد عمدتا از محل رشد موجودی سرمایه ثابت حاصل شده است. حال آنکه آمار سازمان بهره‌وری آسیایی گویای آن است که اقتصاد چین طی سال‌های 1970 تا 2014 به‌طور متوسط نرخ رشدی برابر با 6/8 درصد داشته که 36 درصد آن از محل رشد بهره‌وری به دست آمده است. در مورد اقتصاد هند نیز متوسط رشد اقتصادی طی همان دوره برابر با 3/5 درصد بوده که 35 درصد آن از محل رشد بهره‌وری حاصل شده است.
بر اساس برآورد سازمان بهره‌وری آسیایی در مورد ایران، در همان دوره زمانی، متوسط رشد اقتصادی برابر با 6‌/3 درصد بوده که سهم بهره‌وری در آن صفر بوده است. در واقع رشد اقتصادی بلندمدت ایران همواره از محل رشد عوامل تولید به‌ویژه موجودی سرمایه ثابت حاصل شده و رشد بهره‌وری نقشی در رشد اقتصادی نداشته است، گویی مفهوم درست بهره‌وری در ایران درک نشده است.
بهره‌وری یکی از مفاهیم مهم اقتصاد است که رابطه بین استفاده از عوامل تولید و محصول تولید‌شده را نشان می‌دهد. در زبان فارسی واژه بهره‌وری معادلProductivity تعریف شده است. از سوی سازمان‌های بین‌المللی تعاریف مختلفی برای بهره‌وری مطرح شده است، به عنوان مثال آژانس بهره‌وری اروپا (EPA)، بهره‌وری را درجه استفاده موثر از هر یک از عوامل تولید می‌داند و سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه‌(OECD)، بهره‌وری را این‌گونه تعریف می‌کند: «بهره‌وری مساوی نسبت ستانده به یکی از عوامل تولید است.
عوامل تولید ممکن است سرمایه، کار، مواد خام، انرژی و... باشند.» در واقع کارایی، بازده نظام تولید را‌ اندازه‌گیری می‌کند. به صورت روشن‌تر می‌توان گفت راندمانی که طی آن منابع به محصول تبدیل می‌شوند به صورت اشتباه مصطلح به آن بهره‌وری می‌گویند، حال آنکه باید کارایی نامیده می‌شد. پس بهره‌وری بالاتر به مفهوم تولید بیشتر از مقدار معینی از نهاده یا تولید مقدار مشخصی از محصول با استفاده از مقدار کمتری نهاده است.
در سطح یک کارخانه یا فعالیت، بهره‌وری نسبت ستانده به نهاده است اما در سطح کلان نشان‌دهنده عملکرد اقتصاد یک کشور است. به طور کلی بهره‌وری را می‌توان ترکیبی از کارایی و اثربخشی دانست‌ یعنی درست انجام دادن کار درست. در این تعریف، درست انجام دادن کار را کارایی نیز می‌گویند به این معنی که از حداقل مواد، حداکثر محصول برداشت شود یا از مقدار معینی مواد، محصولی با کیفیت بالاتر تولید شود. اثربخشی به مفهوم کار صحیح است‌ یعنی ممکن است با مصرف کمتر نهاده‌ها محصول بیشتری تولید کرد ولی این محصول کیفیت مورد نظر مصرف‌کننده را نداشته باشد. در این حالت کارایی واقع شده ولی چون محصول فاقد کیفیت است، از این‌رو اثربخش نبوده و نمی‌تواند رضایت مصرف‌کننده را جلب کند. به این ترتیب تحقق کارایی و اثربخشی هر کدام به تنهایی موجب افزایش بهره‌وری نخواهد شد.
با افزایش بهره‌وری در فرآیند تولید می‌توان با استفاده از سطح معینی از نهاده‌ها به تولید بیشتری دست یافت. نیروی کار و سرمایه دو نهاده مهم تولید هستند، به همین جهت دو مفهوم بهره‌وری نیروی کار و بهره‌وری سرمایه در حقیقت استفاده بهینه از نیروی کار و سرمایه را نشان می‌دهند.همچنین بهره‌وری کل عوامل تولید (TFP)، استفاده بهینه از ترکیب عوامل مذکور را نشان می‌دهد. رشد بهره‌وری کل عوامل، علاوه بر رشد کمی نهاده‌های تولید، یکی از منابع مهم تامین‌کننده رشد اقتصادی در سطح کلان است و در واقع به نوعی نشان‌دهنده مدیریت استفاده از منابع تولید است.
اهمیت بهره‌وری در توسعه اقتصادی
امروزه رقابت در عرصه تولید و تجارت جهان به واسطه کمرنگ شدن مرزهای اقتصادی ابعاد دیگری یافته و کوشش در جهت بهبود و ارتقای بهره‌وری، پایه اصلی این رقابت را تشکیل می‌دهد. به بیان دیگر بهبود بهره‌وری مستلزم به فعل درآوردن توان بالقوه است، از این‌رو این حرکت به یک ابزار محرک نیاز دارد‌ و مناسب‌ترین محرک، رقابت در صحنه بازارهای داخلی و خارجی است.ارتقای بهره‌وری سبب پیشرفت و توسعه‌یافتگی می‌شود و اکثر کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه به منظور اشاعه نگرش به مقوله بهره‌وری و تعمیم به به‌کارگیری اصول و روش‌های آن، سرمایه‌گذاری زیادی انجام داده‌اند. بررسی عملکرد کشورهایی که در چند دهه اخیر رشد اقتصادی قابل توجهی داشته‌اند، حاکی از آن است که اکثر این کشورها رشد را از طریق افزایش بهره‌وری به دست آورده‌اند.
بهره‌وری مترادف با پیشرفت است
در جهان امروز بهره‌وری تقریبا مترادف با پیشرفت است. استاندارد زندگی در یک جامعه به درجه‌ای از تامین حداقل نیازهای جامعه بستگی دارد. به عبارت دیگر مقدار و کیفیت غذا، پوشاک، مسکن، آموزش و امنیت اجتماعی، استاندارد زندگی را تعیین می‌کنند. برای ارتقای استاندارد زندگی باید غذا، پوشاک و مسکن بیشتری تولید شود. افزایش مقدار تولید کالاها و خدمات می‌تواند از طریق افزایش نهاده‌های نیروی کار و سرمایه صورت گیرد یا از منابع موجود به صورت کاراتری استفاده شود. با توجه به محدود بودن منابع کشورها، بهره‌وری بیشتر یک ضرورت برای ارتقای استاندارد زندگی یک ملت محسوب می‌شود. بهره‌وری بیشتر موجب رشد اقتصادی و اجتماعی خواهد شد. با بهبود بهره‌وری، شاغلان به دستمزد بیشتر و شرایط کاری مناسب‌تر خواهند رسید و فرصت‌های شغلی بیشتری نیز تولید خواهد شد.
بهره‌وری بالاتر از یک سو موجب کاهش قیمت‌ها شده و از سوی دیگر سود سهامداران را افزایش می‌دهد. با توجه به ترکیب سنی جمعیت ایران که عمدتا جمعیت مصرف‌کننده هستند، وجود نرخ بیکاری نسبتا بالا، عدم استفاده از ظرفیت کامل واحدهای تولیدی و نبود ساختارهای مناسب در اکثر بخش‌های اقتصادی، توجه به بهبود بهره‌وری و ارتقای آن در همه سطوح به عنوان زمینه‌ساز توسعه و پیشرفت اقتصادی، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است.
رشد تولید ناخالص داخلی در سطح ملی یا ارزش افزوده در هر یک از بخش‌های اقتصادی از دو طریق می‌تواند انجام شود؛ افزایش نهاده‌ها (نیروی کار و سرمایه) و بهبود ساختارها (ماشین‌آلات و تجهیزات، بهبود کیفیت نیروی کار و مدیریت و...). در موقعیت کنونی به واسطه رقابت فشرده‌ای که بین کشورها برای سهم بیشتری از بازار جهانی وجود دارد، آنها سعی می‌کنند رشد تولید ناخالص داخلی یا ارزش افزوده بخش‌ها را حتی‌الامکان از طریق بهبود ساختارها تامین کنند‌ یعنی به جای اینکه تعداد نیروی انسانی را افزایش دهند، تلاش می‌کنند با اجرای برنامه‌های آموزشی کوتاه‌مدت تخصصی، سطح مهارت شاغلان را افزایش دهند یا اینکه به جای ایجاد ظرفیت‌های جدید، سعی می‌کنند ظرفیت‌های موجود را به آخرین فناوری نوین مجهز کنند تا به این ترتیب محصولاتی با کیفیت بالاتر تولید کرده و توان رقابتی خود را افزایش دهند.
مهم‌ترین موانع رشد بهره‌وری در ایران
بررسی‌های انجام‌شده نشانگر آن است که برخی از مهم‌ترین موانع رشد بهره‌وری عبارتند از:
- کم‌سوادی بیشتر شاغلان صنعتی و کم‌توجهی بنگاه‌ها به آموزش حرفه‌ای کارکنان: برای اصلاح ساختار صنعت و حرکت به سمت تولید بیشتر محصولات با فناوری متوسط و بالا، ارتقای سطح آموزش نیروی کار ضروری است.
- اختصاص سهم بسیار ناچیزی از ارزش افزوده برای فعالیت‌های تحقیق و توسعه و کم‌توجهی بنگاه‌ها به نوآوری، ارتقای کیفیت و کاهش قیمت تمام‌شده کالاها
- تنزل سهم سرمایه‌گذاری از ارزش افزوده و در نتیجه فرسودگی ماشین‌آلات و تجهیزات صنعتی
- سهم کم صادرات مستقیم از ارزش ستانده صنایع و در نتیجه درونگرایی و بها ندادن به صادرات
قدیمی و سنتی بودن صنعت ایران
یکی از مشکلات صنعت کشور، پایین بودن بهره‌وری است و این می‌تواند صنعت را در عرصه رقابت با کشورهای دیگر دچار مشکل کند. به نظر می‌آید که یکی از موارد پایین بودن بهره‌وری در این بخش واقعی از اقتصاد کشور در تکنولوژی و ماشین‌آلات قدیمی و سنتی آن است.
برای ارتقای ماشین‌آلات که در زمره کالاهای سرمایه‌ای قرار دارند، به دلیل نداشتن ارتباطات و تعاملات مناسب با کشورهای صاحب این‌گونه ماشین‌آلات در سایه وضع تحریم بر کشور طی سال‌های گذشته‌، ایران دچار مشکلات جدی شده است.
بسیاری از مسایل تولید و صنعت کشور به محیط و عوامل داخلی کشور برمی‌گردد و برای حل آنها باید اقدام اساسی انجام شود.
از یک طرف با توجه به افت شدید قیمت محصولات فولادی در بازارهای جهانی، رکود بخش مسکن در داخل، کاهش فعالیت‌های عمرانی دولت و کاهش قدرت خرید مردم در چند سال اخیر، فعالیت‌های اصلی(مهم) بخش صنعت از شرایط مساعدی برخوردار نیست و از طرف دیگر، از بخش صنعت انتظار می‌رود به عنوان پیشران اقتصاد کشور در برنامه ششم توسعه ایفای نقش کند.
برخی راهکارها برای ارتقای بهره‌وری در بخش صنعت پیشنهاد می‌شود که مهم‌ترین آنها عبارتند از:
- راه‌اندازی کلینیک‌های تخصصی و اختصاصی ارتقای بهره‌وری در بخش صنعت با همکاری بخش خصوصی
- ترویج تجارب برتر در زمینه بهبود بهره‌وری بین واحدهای صنعتی از طریق شبکه‌سازی، بهینه‌کاوی و راه‌اندازی پورتال
- حمایت دولت از برنامه‌های سرمایه‏گذاری در زمینه تحقیق و توسعه و افزایش مهارت کارکنان صنایع
- حمایت از شرکت‌های نوآور و تولیدکننده محصولات با فناوری متوسط و بالا
- اولویت دادن به تکمیل زنجیره ارزش در سرمایه‌گذاری‌های جدید
- بسترسازی برای تولید مشارکتی با شرکت‌های بین‌المللی قدرتمند با هدف انتقال دانش و تکنولوژی
در چنین شرایطی، تدوین برنامه‌های کوتاه‌مدت (یک‌ساله)، میان‌مدت (دو تا سه ساله) و بلندمدت (چهار تا پنج ساله) برای رشد ارزش افزوده بخش صنعت با اتکا به نقش ارتقای بهره‌وری در تامین رشد تولید، بیش از پیش ضروری است.