زلزله مشت‌خيلي‌هارا بــــاز كرد

زلزله اخیر در غرب کشور محک مناسبی برای مسئولان بخش‌های مختلف بود. به نظر شما آیا مسئولان از این آزمون سربلند بیرون آمدند؟
مهم‌ترین تفاوت زلزله اخیر با زلزله‌های مشابه که در گذشته در مناطق مختلف کشور رخ داده این بود که ما شاهد واکنش سریع‌تر نهادها و مسئولان برای کمک به زلزله‌زدگان بودیم. وضعیت به شکلی بود که پس از یک هفته ساماندهی اولیه آسیب‌دیدگان زلزله صورت گرفت و بحران تا حدود زیادی کنترل شد. مسئولان دولت و همچنین نهادهای نظامی نیز از تمام تلاش و امکانات خود استفاده کردند تا آلام و مصیبت این زلزله برای مردم شریف استان کرمانشاه و همچنین مردم ایران کاهش پیدا کند. این در حالی است که مردم سراسر ایران نیز در کمک به زلزله‌زدگان سنگ‌تمام گذاشتند و ما شاهد بودیم که مردم مناطق مختلف کشور از هیچ‌ کمکی به زلزله‌زدگان دریغ نکردند و یک بار دیگر وحدت و نوع‌دوستی و احترام به هم‌وطن خود را نشان دادند.
در زلزله اخیر موضوع مسکن مهر به یکی از مناقشات بین دو دولت آقای احمدی‌نژاد و آقای روحانی تبدیل شد و مسئولان هر دو دولت نسبت به رویکرد دیگری در این زمینه انتقاد داشتند. به نظر شما ساختن مسکن‌های مدرن امروزی نباید مقاومت بیشتری در مقابل زلزله داشته باشد؟
در مرحله اول ما باید این نکته را بپذیریم که زلزله با قدرت3/7ریشتر در غرب کشور رخ داده و مردم زیادی آسیب دیده‌اند. در نتیجه نباید به حاشیه‌ها پرداخت بلکه باید تمام وقت و انرژی خود را صرف کمک به آسیب‌دیدگان زلزله بکنیم. با این‌همه، برخی از اتفاقات رخ‌داده در این زلزله جای تحقیق و بررسی بیشتری دارد. برای مثال چرا باید بیمارستانی که در فروردین‌ماه امسال افتتاح شده، چند ماه بعد در زلزله ویران شود؟ نکته دیگر اینکه بسیاری از مسکن‌های مهر در منطقه زلزله‌زده از بین رفته و یا اینکه با آسیب‌های جدی مواجه شده است. به هرحال انتظار از مهندسی و سازندگان مسکن‌های جدید بیشتر از مسکن‌های قدیمی است. به همین دلیل نیز مسئولان و سازندگان مسکن مهر باید به جنبه‌های مختلف این قضیه بیشتر فکر می‌کردند تا این سازه‌ها با کوچک‌ترین زلزله‌ای از بین نرود. البته از گوشه و کنار خبر می‌رسد که کسانی که مسکن مهر را ساخته‌اند به دلیل کمبود بودجه از مصالح مرغوب استفاده نکرده‌اند و یا اینکه در زمینه نظارت اقدامات جدی انجام نداده‌اند. به نظر من زلزله اخیر کشور آزمون بزرگی بود تا مچ همه باز شود. این زلزله به‌خوبی به همه نشان داد که چه کسانی در خدمات‌رسانی به مردم دلسوزانه و متعهدانه رفتار کرده‌اند و در مقابل چه کسانی سهل‌انگاری کرده و بیشتر به فکر منافع خود بوده‌اند. بدون شک کسانی که با سهل‌انگاری و ندانم‌کاری خود زمینه‌ساز آسیب‌های بیشتری به مردم شده‌اند باید مجازات شوند. از سوی دیگر برخی بی‌اخلاقی‌ها و توهین‌های سیاسی نیز در زلزله اخیر مشاهده شد که جای تامل و دقت بیشتری دارد. به نظر من بیکاری، مشکلات اقتصادی و چالش‌های اجتماعی سبب بی‌اخلاقی در بین مردم شده است.
در زلزله اخیر کرمانشاه مردم به حساب شخصی برخی از چهره‌های سیاسی و ورزشی مانند علی دایی و دکتر صادق زیباکلام مبالغ زیادی برای کمک به زلزله‌زدگان واریز کردند. دلیل این پدیده جدید اجتماعی چیست؟
در کمک به مناطق زلزله‌زده همه مسئولان و نهادها نقش مهمی داشتند. برای مثال هلال‌احمر، ارتش، سپاه و کمیته امداد امام خمینی(ره) با تمام توان و امکانات پای کار آمدند تا مشکلات مردم زلزله‌زده را مرتفع کنند. با این‌همه، برخی از چهره‌های سیاسی مانند آقای زیباکلام نیز مورد اعتماد مردم قرار گرفتند. جامعه ایران یک جامعه گسترده و شناور است به شکلی که گروه‌های اجتماعی و سیاسی مختلفی در آن زندگی می‌کنند. به همین دلیل نیز تنوع دیدگاه‌ها و عقاید باعث شده که برخی از افراد جامعه به آقای زیباکلام اعتماد کنند. به نظر من ما باید این مساله را به فال نیک بگیریم اما نباید چنین حرکاتی را به منزله فاصله‌گیری و بی‌اعتمادی مردم به نهادهای دلسوزی مانند کمیته امداد امام خمینی(ره) و هلال‌احمر تعبیر و تفسیر کنیم.
احمدی‌نژاد و یارانش با اظهارات و اقدامات اخیر خود مانند بست‌نشینی در حرم عبدالعظیم حسنی(ع) رویکرد جدید و ساختارشکنانه‌ای را در پیش گرفته‌اند. چرا احمدی‌نژاد دست به چنین اقداماتی می‌زند؟
بنده سه نکته خطاب به آقای احمدی‌نژاد عنوان می‌کنم. نکته اول اینکه آقای احمدی‌نژاد باید این نکته را قبول کند که به دلیل عملکرد سوال‌برانگیزش در طول هشت سال ریاست‌جمهوری و پس از آن، پرونده سیاسی ایشان برای همیشه بسته شده است. به همین دلیل نیز ایشان نباید دیگر ابراز وجود کند و خودش را به نمایش بگذارد. احمدی‌نژاد در دوران ریاست‌جمهوری و شهرداری تهران به اندازه کافی پرونده دارد و باید نسبت به این پرونده‌ها به مردم پاسخگو باشد. هنگامی که احمدی‌نژاد قصد داشت مشایی را به عنوان معاون اول خود انتخاب کند، مقام معظم رهبری عنوان کردند به صلاح شما و دولت شما نیست که این اتفاق رخ بدهد. این مساله درباره حضور احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست‌جمهوری نیز تکرار شد و مقام معظم رهبری هم در جلسه خصوصی با ایشان و هم در جلسه درس خود به‌صورت علنی عنوان کردند که به صلاح شما نیست که در انتخابات شرکت کنید. احمدی‌نژاد باید خیرخواهی و دلسوزی رهبر معظم انقلاب را می‌پذیرفت و در انتخابات شرکت نمی‌کرد، نه اینکه بدون توجه به توصیه مقام معظم رهبری در انتخابات ثبت‌نام کند. نکته دوم اینکه به نظر می‌رسد احمدی‌نژاد گمان می‌کند نانش در دعوا درست‌کردن بین بخش‌های مختلف جامعه است. به همین دلیل نیز قوه قضائیه باید پرونده احمدی‌نژاد را علنی کند و بدون هیچ ‌تعارف و ملاحظه‌ای با وی برخورد کند. نکته سوم به مردم و دیدگاه افکار عمومی نسبت به احمدی‌نژاد مربوط است. کسی نباید «کاسه داغ‌تر از ‌آش شود» و راه افراط و تفریط در پیش بگیرد. به هر حال آقای احمدی‌نژاد مدت هشت سال رئیس‌جمهور کشور بوده و نمی‌توان این مساله را نادیده گرفت. با این‌همه، نباید چشم خود را به روی تخلفات ایشان نیز ببندیم. احمدی‌نژاد نیز باید این نکته را در نظر داشته باشد که کش‌دادن این وضعیت و ادامه رویکردی که در پیش گرفته نه به سود خودش است و نه به سود نظام و مردم. در نتیجه باید هرچه زودتر در مسیری که در پیش گرفته تجدید نظر کند.
رویکرد جدید و بی‌محابای احمدی‌نژاد و یارانش چه تاثیری بر افکار عمومی خواهد گذاشت؟
احمدی‌نژاد علاقه زیادی دارد که خودش را نشان بدهد. به نظر من احمدی‌نژاد با اینکه در مسیر اشتباهی افتاده گمان می‌کند در مسیر صحیح حرکت می‌کند و به همین دلیل به مسیر خود ادامه می‌دهد. به قول شاعر: «چندین چراغ دارد و بیراهه می‌رود/ بگذار بیفتد و بیند سزای خویش.» به نظر من مسئولان قضائی باید . ابتدا تلاش کنند احمدی‌نژاد را کنترل کنند و در مسیر صحیح قرار بدهند. اگر وی نپذیرفت، به عنوان یک متهم با وی برخورد کنند و پرونده‌های وی را به صورت جدی مورد رسیدگی قرار بدهند. بنده در پنج دوره به عنوان نماینده در مجلس شورای اسلامی حضور داشتم اما عذابی که در دوران احمدی‌نژاد یعنی در دوره پنجم نمایندگی‌ام کشیدم در هیچ ‌دوره‌ای نکشیدم. شگرد احمدی‌نژاد این بود که دیگران را تحقیر می‌کرد. این وضعیت به‌خصوص درباره مجلسی که به فرموده حضرت امام(ره) در راس امور است، وجود داشت.
با دیدار دوم آقای ذوالنوری با یکی از محصوران، این پرونده وارد فاز جدیدی شده است. دیدگاه شما در این زمینه چیست؟
به نظر من این دیدارها مثبت و سازنده است و تکلیف بسیاری از مسائل را روشن می‌کند. با این وجود، نتیجه‌ای که از این دیدارها حاصل می‌شود دارای اهمیت است. به هر حال ما باید این مساله را بپذیریم که در سال 88 اتفاقاتی در کشور رخ داده که خوشایند هیچ‌کس نبوده است. پس از این اتفاقات بود که حصر آغاز شد و تا به امروز نیز ادامه داشته است. به نظر من ادامه‌دارشدن این ماجرا به سود هیچ‌کس نیست و به همین دلیل این پرونده باید هرچه سریع‌تر به نتیجه برسد. بدون شک به نتیجه‌رسیدن این پرونده به سود نظام و کشور است و به همین دلیل مسئولان باید از روزنه‌های به وجودآمده در این زمینه استفاده کنند و این زخم که روزبه‌روز کهنه‌تر شده را به نتیجه مطلوب برسانند.
آیا آقای روحانی پس از انتخابات ریاست‌جمهوری سال 96 گردش به راست کرده اند؟ اگر آری، چرا و به چه دلیل؟
رئیس‌جمهور به دلیل جایگاهی که در اختیار دارد نمی‌تواند به‌صورت جناحی عمل کند و این تنها مختص به آقای روحانی نیست. به نظر من آقای روحانی پس از انتخابات ریاست‌جمهوری تا حدود زیادی محدوده خود را بازتر از گذشته کرده و تلاش دارند جریان‌های سیاسی را بیشتر به دولت نزدیک کنند. به همین دلیل هم بوده که ایشان پس از انتخابات ریاست‌جمهوری دیدارهای خود را با گروه‌ها و تشکل‌های سیاسی بیشتر از گذشته کرده است. این در حالی است که اگر ایشان قصد دارند به هر دو جریان سیاسی نزدیک باشند و جریان‌های سیاسی نیز از ایشان در آینده حمایت کنند، باید دیدارهای خود را از این نیز بیشتر کند. نکته دیگر اینکه آقای روحانی باید مشورت بیشتری با بزرگان و نخبگان در زمینه‌های مختلف انجام بدهد. هیچ‌کس از مشورت‌کردن بی‌نیاز نیست و این وضعیت برای آقای روحانی نیز وجود دارد. به همین دلیل مدیران دولتی باید در هر سطحی که قرار دارند اعم از استاندار، فرماندار و بخشدار، دارای اتاق فکر برای حل مشکلات مردم باشند.
آیا آقای روحانی به جلسات جامعه روحانیت مبارز بازمی‌گردد؟
در این زمینه صحبت‌هایی شده است و احتمال این مساله وجود دارد. در زمان حیات آیت‌ا... هاشمی‌رفسنجانی جلسات جامعه روحانیت مبارز به‌صورت سالیانه در مجمع تشخیص مصلحت نظام برگزار می‌شد. در نتیجه در آینده نیز این احتمال وجود خواهد داشت که جلسات جامعه روحانیت مبارز در دفتر آقای روحانی و در نهاد ریاست‌جمهوری برگزار شود.
زمزمه‌هایی مبنی بر بازگشت آقای ناطق‌نوری به عرصه سیاسی به گوش می‌رسد. این مساله تا چه میزان صحت دارد؟
واقعیت ماجرا این است که ما در این زمینه اصرار زیادی کردیم اما در نهایت فایده نداشت و به نتیجه نرسیدیم. آقای ناطق‌نوری به دلیل جسارت احمدی‌نژاد به ایشان در پخش زنده تلویزیونی در سال 88 به‌شدت آزرده است و به همین دلیل قصد بازگشت به صحنه سیاسی کشور را ندارد. احمدی‌نژاد در مناظرات تلویزیونی سال 88 بدون هیچ‌ دلیل و مدرکی آقای ناطق‌نوری را متهم کرد. بنده از دوران طلبگی تاکنون با آقای ناطق‌نوری دوستی و ارتباط دارم و به‌خوبی ایشان را می‌شناسم. ایشان روحانی وارسته و متدینی هستند و با گوشت و پوست خود به نظام و انقلاب علاقه دارند.
خرید بلیط