روزنامه جهان صنعت
1396/08/23

چرا عبرت نمی‌گیریم

مسعود سلیمی- زلزله به عنوان یکی از «بلایای طبیعی» شناخته می‌شود که در بسیاری از مناطق جهان ردپای آن دیده می‌شود اما تفاوت کشورهایی که مدام با زلزله و پس‌لرزه‌های این بلای طبیعی زندگی می‌کنند، مانند ژاپن یا کشوری به نام ایران در این است که آن کشور خود را برای مبارزه با زلزله، پیش از وقوع و قبل از فاجعه به تمام امکانات، آن هم با اتکای به علم روز و به دور از شعار و عوام‌گرایی تا بن دندان مجهز می‌کند.
از طرفی هستند کشورهایی که نه از نوع ژاپن اما مثل تایلند که خود را برای رویارویی با سونامی، آماده نکرده بود اما از فاجعه سال2004 پند گرفت و به تجهیز خود برای مبارزه در صورت تکرار سونامی پرداخت.
با نگاهی به شمار زلزله در ایران از قوی‌ترین آن با 9/7 ریشتر با 200 هزار کشته در دامغان (پنجمین زلزله مرگبار تاریخ) در سال 235 خورشیدی تا یکشنبه‌شب گذشته در غرب کشور که با کشته و خسارت‌های فراوان همراه بوده، هیچ کدام عبرت‌آموز نبوده است چراکه همچنان نه قبل از وقوع و نه پس از آن، هیچ‌گونه آموزش و پیشگیری و امدادگری درست و... برای رویارویی با این بلای طبیعی در کار نبوده است.
اگر نخواهیم به دل تاریخ برویم، نخواهیم از بوئین‌زهرا و طبس و منجیل در همین نزدیکی‌ها حرف بزنیم، اما نمی‌توان از مثال «بم» چشم‌پوشی کرد. نگارنده چند ماه پیش از زلزله 5 دی سال 82، چند روزی در بم بودم و یک روز مهمان یک خانواده که مانند خیلی‌ها، دیگر در دل خاک مدفون شدند. از زلزله بم 14 سال می‌گذرد، اگر سری به شهر خرمای ایران بزنیم، هنوز زخم قدیمی بر دل و جان شهر و مردمانش باز است ما از زلزله‌های متنوع و متعدد کشورمان مانند بسیاری دیگر از وقایع رخ‌داده درس نگرفته‌ایم که گویا قرار است درس هم نگیریم در غیر این صورت زلزله غرب کشور، نمی‌گویم رخ نمی‌داد اما ابعاد آن تا این اندازه فاجعه‌بار نبود تا دست‌کم چیزی به نام «مسکن مهر» برایشان ساخته نشود.
رویارویی با هر بلایی- طبیعی و غیر‌طبیعی- قاعده و قانونی دارد تا اگر از وقوع آن نتوان جلوگیری کرد، دست‌کم از ابعاد فاجعه کاسته شود؛ رویارویی با زلزله روش علمی می‌طلبد، از آموزش به مردم گرفته تا شرایط ساختمان‌سازی و امداد‌رسانی، نمونه می‌دهم، چندی پیش سفری داشتم به شمال کشور و ساختمان‌هایی دیدم که نه‌تنها هویت شهری و منطقه‌ای را به هم زده بلکه درست در چند قدمی دریا، سر به آسمان کشیده بودند در چنین شرایطی اگر با زلزله و سونامی رو‌به‌رو شویم، باز هم باید دل به قضا و قدر سپرد؟
زلزله یکشنبه‌شب گذشته می‌تواند آخرین در جهان و ایران نباشد به طور مثال پایتخت کشور، کلانشهر تهران سال‌هاست در خطر این بلا قرار دارد، فقط یک لحظه تصور کنید چه بر سر برج‌های قارچ‌گونه که تمامی هم با خلاف و رانت و... ساخته شده‌اند، خواهد آمد.
خلاصه؛ آنچه می‌گوییم بلای «طبیعی» به جای خود اما نباید همه چیز را به قضا و قدر نسبت دهیم در غیر این صورت در بر همان پاشنه می‌چرخد تا پس از فاجعه هیچ مرهمی زخم‌های باز را درمان نکند.
massoudmehr@yahoo.fr