روزنامه جوان
1396/08/20

جستاري در پايدارسازي ديپلماسي دفاعي در منطقه

در روزهاي اخير شاهد حضور رئيس ستاد ارتش پاكستان در تهران بوديم. اين سفر را مي‌توان در راستاي توسعه ديپلماسي دفاعي در منطقه، به خصوص از سوي ايران و انديشه‌هاي جديد دفاعي در منطقه ارزيابي كرد كه بي‌ترديد رهاورد اين گونه فعاليت‌ها، توسعه صلح و امنيت براي تمامي ملت‌هاي منطقه و فراهم شدن بستر مناسب براي همكاري‌هاي مشترك در مبارزه با تروريسم خواهد بود.  ديپلماسي دفاعي از راه‌هاي اصولي تقويت قدرت دفاعي و امنيتي كشورها در كنار همديگر است، چرا كه امروزه امنيت به عنوان يك عنصر مجزا از سايرين براي كشورها تعريف نمي‌شود، بلكه كشورها تلاش دارند با توسعه ارتباطات از طريق ديپلماسي عمومي و دفاعي بر پايه علايق سياسي و اهداف ملي، امنيت شبكه‌‌اي در منطقه‌ خود ايجاد كنند. بنابراين در وهله اول بايد گفت كه امنيت شبكه‌اي و منطقه‌اي يك ضرورت و نياز است و براي برآورده ساختن اين نياز ضروري كشورهاي منطقه بايد به تقويت ديپلماسي دفاعي در بين خود با رعايت اصول و مباني هم افزا اقدام كنند. 
1ـ تأكيد بر مشتركات و تلاش براي اعتماد‌سازي متقابلاز پيش نيازهاي مهم براي نزديكي بين كشورها، شناسايي و تأكيد بر مشتركات، به خصوص در حوزه‌هاي ملي، مذهبي، فرهنگي، دفاعي و امنيتي است. در اين ارتباط بايد گفت چنانچه كشورهاي مسلمان بخواهند روي مشتركات ارزشي خود با همديگر به تحكيم روابط همت بگمارند، زمينه‌هاي غني و اساسي براساس آموزه‌هاي پيامبر اعظم(ص) و ريشه‌هاي فرهنگي و تاريخي مشترك، وجود دارد. از سوي ديگر اين اشتراكات مي‌تواند به اعتمادسازي بين ملت‌هاي مسلمان بينجامد. بنابراين مسير توافق و همسويي در راستاي منافع منطقه‌اي و جهاني بين امت اسلامي بسيار هموارتر از آنچه تصور مي‌شود، به نظر مي‌رسد. اما آنچه بايد ملت‌هاي مسلمان به آن توجه كنند، احترام به همديگر و پرهيز از دميدن در آتش اختلافات است. به عنوان نمونه مي‌توان به تماس‌ها و گفت‌وگوهاي مقامات ارشد نظامي منطقه‌اي در روزهاي گذشته اشاره كرد. بايد بر اين نكته تأكيد كرد كه هر اندازه مراودات و مذاكرات مقامات نظامي ايران با كشورهاي منطقه به ويژه همسايه‌ها افزايش يابد، مي‌توان عمق ديدگاه‌هاي مشترك را افزايش داد و طرفين را از ظرفيت‌هاي يكديگر در زمينه‌هاي دفاعي آگاه‌تر كرد تا با دركي مشترك از موانع و چالش‌ها به رفع بهتر آنها بپردازند و همكاري‌هاي پر ثمري را براي توسعه صلح و امنيت داشته باشند. 
2ـ نگاه كاربردي و كلان در خصوص منافع ملي كشورهاي منطقهصلح و امنيت زيرساخت توسعه در تمامي زمينه‌ها براي همه كشورهاي جهان است و ملت‌هاي منطقه و مسلمان نيز از آرامش توأم با صلح عادلانه سود مي‌برند. طبيعتاً اين مسئله يك راهبرد مناسب براي تمام منطقه است، بنابراين چنانچه كشورهاي منطقه تمركز خود را روي مسئله امنيت مشترك و صلح و همگرايي بسيج كنند و به اين موضوع به عنوان يك راهبرد كلان در برنامه‌ريزي‌هاي خود نگاه كنند، در دراز مدت نتايج مثبت آن ابتدا به خود ملت‌ها و دولت‌هاي اسلامي و منطقه‌اي بر خواهد گشت. بنابراين بايد گفت كه نگاه راهبردي و دراز مدت در خصوص منافع ملي كشورهاي منطقه، در گرو همگرايي و تأمين امنيت و صلح براي همگان است. 
3ـ اولويت منافع اسلامي براي همگرايي كشورهاي منطقهتقريباً مي‌توان مدعي شد كه همه كشورهاي منطقه غرب آسيا مسلمان هستند، بنابراين با توجه به اشتراكات مذهبي بيشمار و اساسي بين باورهاي مذهبي مردم منطقه و ديگر كشورهاي اسلامي، يكي از راه‌هاي مطمئن براي ايجاد زمينه همگرايي پايدار، توجه به منافع امت اسلامي و ترجيح آن بر مسائل فرعي است. در اين صورت تلاش براي هماهنگي و همگرايي كشورهاي منطقه با نگاه به منافع اسلامي و جمعي محقق شدني است. توجه به آموزه‌هاي اسلامي به دور از تعصبات مخرب مي‌تواند از مهم‌ترين محورهاي حركت در مسير همكاري‌هاي منطقه در حوزه دفاعي باشد. 
4ـ عدم مداخله قدرت‌هاي فرا‌منطقه‌ايبي ترديد مسائل هر منطقه و كشوري ويژگي‌ها و ملاحظات خاص خود را دارد كه با نسخه‌هاي ديگران حل نخواهد شد. متأسفانه يكي از مشكلات منطقه، حضور و دخالت قدرت‌هاي فرا منطقه‌اي در آن است و طبيعتاً اين كشورها ادامه حضور خود را در وجود يك محيط آنارشي، آشفتگي و فضاي آشوب‌زده در جهان اسلام مي‌دانند. بنابراين با قدرت مي‌توان مدعي شد كه آنها براي تأمين منافع خود با بهره‌گيري از زمينه‌هاي موجود در بعضي دولت‌ها به دنبال ايجاد اختلاف و تأمين امنيت رژيم صهيونيستي هستند و چنانچه كشورهاي اسلامي بخواهند و بتوانند از مداخله قدرت‌هاي فرا منطقه‌اي در مسائل خود جلوگيري كنند، از مهم‌ترين گام‌ها براي همگرايي و وفاق منطقه‌اي برداشته خواهد شد. 
5ـ صيانت از سطوح ارتباطاتوقتي صحبت از منافع بيشمار تقويت ارتباطات كشورهاي منطقه با همديگر به خصوص در مسائل دفاعي و امنيتي مي‌شود، اولين نتيجه آن كاهش سطح تأثير و تخريب منافع قدرت‌هاي فرا منطقه‌اي و حاضر در منطقه است كه مي‌خواهند روندهاي سياسي منطقه را در راستاي منافع خود تنظيم نمايند. واضح است كه تقويت روابط كشورهاي اسلامي مانع از پيشبرد اهداف آنها خواهد بود و سعي خواهند كرد تا سطح ارتباطات را با مداخله خود كاهش دهند، پس تأكيد بر حفظ سطح تماس‌ها و ارتباطات به رفع ابهامات و همگرايي بيشتر كمك كمك كرده و در اثر تماس‌هاي مستمر، امكان تخريب و اختلاف افكني به حداقل خواهد رسيد. 
6ـ افزايش سطح هوشياري در مقابل توطئه قدرت‌هاي فرا منطقه‌ايبعضي قدرت‌هاي بزرگ و رژيم صهيونيستي منافع خود را در اختلاف بين مسلمانان و كشورهاي منطقه تعريف كرده اند، چرا كه آرامش، امنيت و اتحاد و همگرايي كشورهاي اسلامي موجب تقويت كشورهاي اسلامي و انزواي رژيم نژادپرست صهيونيستي خواهد شد. بنابراين آنها به صورت جدي تلاش دارند با نفوذ در منطقه و طراحي انواع توطئه‌ها، ضمن دامن زدن به آنارشي و آشوب در منطقه، حضور خود را تثبيت و توجيه نمايند كه نمونه بارز آن تحريك و حمايت از برگزاري همه‌پرسي در اربيل عراق و مسائل اخير لبنان است. پس بايد با مراقبت دائمي و مطالعات دقيق نسبت به جلوگيري از اين توطئه‌ها و افزايش سطح امنيتي منطقه هوشيار بود و با همكاري و ايجاد ائتلاف منطقه‌اي اقدامات نا امن‌ساز رژيم صهيونيستي را خنثي كرد. 
7ـ پرهيز از نگرش‌هاي هيجاني و تقويت برخوردهاي خردمندانهاختلاف سليقه و تفاوت در نگرش نسبت به مسائل و موضوعات بين‌المللي به خصوص مسائل امنيتي و دفاعي در بين كشورها يك امر طبيعي است، اما آنچه مهم است مديريت و پرهيز از برخورد هيجاني است. به عنوان نمونه اختلاف نگرش و سياست‌هاي جمهوري اسلامي ايران و تركيه به بعضي مسائل منطقه‌اي يك نمونه واقعي بود كه دو كشور به رغم پيگيري سياست‌هاي گاه متضاد با همديگر، هيچ‌گاه اجازه ندادند اين مسائل تبديل به يك بحران شود و به ارتباطات راهبردي دو كشور لطمه وارد كند، هرچند با مسائلي روبه‌رو شد اما با مراقبت دو كشور همواره بر مديريت آن تلاش شد كه روندي مثبت در روابط دو كشور مسلمان محسوب مي‌شود. 
8ـ استمرار تماس‌ها و گفت‌وگوهاي كارشناسي در اولين گام كشورها بايد بتوانند از طريق مباحث كارشناسي و نخبگي درون كشوري، اهداف بلند مدت خود را ترسيم و راه‌هاي رسيدن به آنها را مشخص كنند. دومين گام، ايجاد زمينه‌هاي گفت‌وگو بين كارشناسان و نخبگان داخلي و منطقه‌اي به صورت دوجانبه و چندجانبه است. در اثناي اين مذاكرات نخبگي بسياري از سوءتفاهمات برطرف و مشتركات دفاعي و امنيتي مشخص مي‌گردد. بنابراين با توجه به نقش و اهميت ديپلماسي دفاعي در روابط بين كشورها، اين گفت‌وگوهاي كارشناسي به عنوان يكي از روش‌هاي تحكيم روابط مي‌تواند بسيار ثمربخش باشد. اما آنچه در اين خصوص بسيار حايز اهميت است، برگزاري مستمر و جلوگيري از قطع تماس‌ها مي‌باشد. 
9ـ برداشتن گام‌هاي عملي و افزايش تعاملات و همكاري‌هاي دو و چند جانبهتوسعه ارتباطات به خصوص در حوزه‌هاي دفاعي و امنيتي توأم با احتياط و نگراني‌هايي از جانب كشورها دنبال مي‌شود، چرا كه غالباً دولت‌ها ملاحظات و اسرار دفاعي و امنيتي خود را تا حد ممكن به صورت محرمانه نگهداري مي‌كنند و اين طبيعي است، اما براي توسعه ديپلماسي دفاعي اگر اقدامات راهبردي در بعضي زمينه‌ها ممكن نبود، مي‌توان از برنامه‌هاي اجرايي و كمك‌هاي مستشاري، آموزشي و مطالعاتي شروع كرد تا در نهايت اعتمادسازي كافي براي همكاري‌هاي بزرگ‌تر فراهم گردد.  بايد بر اين نكته اذعان داشت كه ايران به عنوان كانون و محور مقاومت نقش مهمي در ايجاد و ثبات امنيت پايدار در منطقه دارد و تقويت و گسترش مناسبات و همكاري‌هاي دفاعي و امنيتي با كشورهاي منطقه از اولويت‌هاي مهم جمهوري اسلامي ايران مي‌تواند باشد. 
10ـ طراحي نقشه راه با مشاركت جمعي براي منطقه كشورها براي رسيدن به همگرايي واقعي و رسيدن به يك سطح مناسب از اتحاد و همكاري به خصوص در مسائل دفاعي و امنيتي، بايد بتوانند يك نقشه راه با چشم‌انداز روشن طراحي كنند. اين روند بايد تضمين‌كننده منافع ملي همه اعضا باشد تا مورد اقبال جمعي قرار گرفته و مشاركت حداكثري طرفين را برانگيزاند. بنابراين طراحي يك نقشه‌ راه با مشاركت همه كشورهاي ذينفع مي‌تواند روند همگرايي و همكاري‌هاي دفاعي را تسريع و تسهيل نمايد. شايسته است كشورهاي با نفوذ منطقه، سطح تدبير و آينده نگري خود را در طراحي يك نقشه امنيتي فراگير به قدرت‌هاي فرا منطقه‌اي نشان دهند و اين امر به شرط همراهي، اراده جمعي و تمرين، ميسر و دست يافتني است.