روزنامه آرمان امروز
1396/07/20

یک چهارم ایرانیان اختلال روانی دارند

باور اینکه از هر چهار ایرانی یک نفر درگیر اختلالات روانی در سطح خفیف تا شدید است با دیدن شهروندانی که به سرعت عصبانی می‌شوند، از کوره در می‌روند یا در ارتباطات روزمره‌شان با چالش‌های زیادی رو‌به‌رو هستند، چندان سخت نیست. انجمن علمی روانپزشکان ایران میزان شیوع اختلالات روان بین افراد ۱۵ تا ۶۵ سال بدون احتساب اختلالات شخصیتی را ۲۴‌درصد اعلام کرده است. اورژانس اجتماعی کشور نیز با اعلام اینکه 6/23‌درصد از ایرانیان به انواع اختلالات روانی مبتلا هستند، نشان می‌دهد مساله توجه به «سلامت روان» در کشور موضوعی جدی است که باید توجه مسئولان را به خود جلب کند. بر اساس تعریف سازمان بهداشت جهانی، سلامت افراد یک جامعه نه تنها ابعاد جسمی را در برمی‌گیرد، بلکه بیش از همه ابعاد ذهنی و فکری شهروندان یک جامعه را شامل می‌شود. بر اساس تعریف این سازمان سلامت روانی در درون مفهوم کلی سلامت قرار دارد و سلامت یعنی توانایی کامل برای ایفای نقش‌های روانی و جسمی؛ سلامت به معنای نبود بیماری یا عقبماندگی نیست. ۱۰ اکتبر (18 مهر) روز جهانی سلامت روان است که اولین بار در سال ۱۹۹۲ میلادی توسط فدراسیون جهانی سلامت روان به این نام خوانده شد. «در دنیا از هر چهار نفر، یک نفر دچار مشکلات روانشناختی و اختلالات روانی است. گاهی این اختلالات با یکدیگر همپوشانی نیز دارند، یعنی ممکن است یک نفر هم افسردگی و اختلالات اضطرابی داشته و هم مصرف‌کننده موادمخدر باشد. در ایران نیز بر اساس تحقیقی که چند سال گذشته انجام شد، 6/23‌درصد افراد به انواع اختلالات روانی مبتلا هستند.» این اظهارنظرات روز گذشته توسط رئیس اورژانس اجتماعی انجام شد. به گزارش ایسنا، حسین اسدبیگی افزود: بر اساس نتایج این پژوهش متوجه شدم از هر ۷۵ نفری که مانند خانواده معتادان درگیر این مساله بودند، تنها هشت نفر افسردگی نداشتند؛ یعنی از هر ۷۵ نفر، ۶۷ نفر به افسردگی مبتلا بودند.
23 ‌درصد ایرانیان اختلال روانی دارند
بیماری روانی به گروهی از بیماری‌ها گفته می‌شود که با تاثیر بر تفکر و رفتار باعث ایجاد ناراحتی برای فرد مبتلا یا ایجاد ناتوانی در وی می‌شود. علت بیماری‌های روانی به خوبی شناخته نشده است، ولی آنچه مسلم است این است که عوامل ژنتیک، استرس‌های مختلف و نوع تعامل فرد با دیگران در ایجاد یا بروز آنها موثر است. افسردگی، اضطراب، وسواس، اختلال دو قطبی و اسکیزوفرنیا ازجمله این اختلالات هستند. روز گذشته رئیس انجمن مددکاران اجتماعی با بیان اینکه جامعه دچار نوعی بی‌اعتنایی اجتماعی در همه حوزه‌ها شده است، گفت: از هر چهار ایرانی یک نفر از اختلالات روانی رنج می‌برد. حسن موسوی چلک با اشاره به اینکه موضوع سلامت روان در کشور مغفول واقع شده است، افزود: سلامت اجتماعی و سلامت روان در مقایسه با سلامت جسم هم از نظر منابع و اعتبارت و هم از نظر ساختار بسیار عقب است. او ادامه داد: ۲۳ تا ۲۵‌درصد مردم ایران دست‌کم از یک نوع از اختلالات روان رنج می‌برند. به عبارت دیگر یک چهارم ایرانیان دچار اختلالات روان هستند. او خاطرنشان کرد: سبک زندگی ایرانیان استرس‌زا شده است و از سویی جامعه در همه حوزه‌ها دچار بی اعتنایی اجتماعی شده است که همین از دلایل گسترش اختلالات روان در کشور به شمار می‌رود. موسوی چلک اضافه کرد: خانواده امروزی در ایران قوام و مسئولیت‌پذیری خانواده گذشته را ندارد و افراد حمایت کمتری از سوی خانواده دریافت می‌کنند و نتیجه آن همین شرایطی است که در کشور شاهد آن هستیم. به گزارش مهر، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی با تاکید بر اینکه باید تدابیری برای ارتقای سلامت روان در کشور اندیشیده شود، به مهر گفت: متاسفانه در بحث اجتماعی در بسیاری موارد جامعه ما دچار ضعف مطالبه گری است. جامعه ما در موضوعات مختلف حساسیت لازم را نشان نمی‌دهد و به ویژه در موضوع سلامت روان دچار ضعف مطالبه‌گری هستیم.
خدشه به سلامت روان افراد با تعارض
یک پژوهشگر مسائل اجتماعی درباره شیوع افسردگی در گفت‌وگو با «آرمان» می‌گوید: یک بخش افسردگی به عقل افسرده برمی‌گردد. در واقع ما مهارت زندگی را از دست داده ایم، یعنی نیازهای کاذب جای نیازهای ضروری را گرفته‌اند. حسن عشایری می‌افزاید: وقتی در زندگی کم می‌آوریم خلقمان تغییر می‌کند و دیگران به ما می‌گویند عصبی هستیم، در حالی که شوق تغییر داریم، ولی اتفاقی نمی‌افتد. او ادامه می‌دهد: به عبارت دیگر آن چیزی که می‌خواهیم عملی نمی‌شود و دائما در تعارض با خواسته‌‌هایمان هستیم. عشایری بیان می‌کند: تعارض سلامت روان افراد را به مخاطره می‌اندازد. در واقع مولکول روان رنجوری تعارض است. این استاد دانشگاه می‌گوید: منظور از تعارض صرفا مسائل اقتصادی و فقر نیست. مسائل فرهنگی، اجتماعی، بی عدالتی و... هم موجب تعارض در افراد می‌شوند. او اظهار می‌کند: توجه به این مسائل بسیار مهم است. انسان تنها از منظر روانی بررسی نمی‌شود، بلکه از نظر زیستی و اجتماعی هم باید آن را مدنظر قرار داد. عشایری می‌گوید: شهرنشینی توام با استرس است، اما در مقابل این استرس از نظر روانی ایمن نیستیم. او بیان می‌کند: افسردگی صرفا ژنتیکی نیست. من فکر می‌کنم یک بخش آن به مسائل فرهنگی و ارتباطات میان فردی برمی‌گردد. او خاطرنشان می‌‌کند: شخصی که افسرده است هم خودش و هم جامعه در افسردگی‌اش نقش دارند. این مساله کاملا روشن است. او بیان می‌کند: مردم ما دائما معترضند، در حالی که باید خودشان هم در بهتر شدن شرایط موجود پیشقدم باشند. عشایری می‌افزاید: همه ما در یک قایق هستیم؛ فردی که افسرده و روان‌نجور است در جامعه تاثیر می‌گذارد. از طرف دیگر باید بپرسیم آسیب‌رسان کجاست؟ و مانع گسترش آسیب‌ها در جامعه شویم. او اضافه می‌کند: خلق افسرده چندعاملی است و فقط مربوط به مغز نیست. البته عده‌ای واقعا بیمار هستند و ممکن است حتی علائم خودکشی نیز داشته باشند، اما در آمار ارائه شده باید بگوییم که همه بیمار نیستند، بلکه واکنش‌های روانشناختی وابسته به شرایط و روح حاکم بر زمان است. این روانشناس اظهار می‌کند: اصل قضیه این است که مشکل جای دیگری است. او خاطرنشان می‌کند: آنهایی که افسرده هستند علت‌یابی نمی‌کنند و باید بگویم با نق زدن هم به جایی نخواهیم رسید. فردی که رنج می‌برد باید چاره اندیشی کند. او توضیح می‌دهد: فقط روانشناسان و مشاوران نباید کارآمد باشند و با تجویز داروهای ضد افسردگی یا طی مراحل روان درمانی به بهبود شرایط بیماران روانی کمک کنند، بلکه خود افراد هم سهم بسزایی در کنترل افسردگی و اضطراب خود دارند. او ادامه می‌دهد: از نظر بهداشت روانی در جامعه کلان ما می‌توانیم کارهایی انجام دهیم که استرس، اضطراب و افسردگی کاهش پیدا کند، وگرنه از بین بردن این گونه اختلالات روانی غیر ممکن است. فقط می‌توانیم برای مثال استرس بیمارگونه را به استرس استرس مفید تبدیل کنیم.