رفتار بازیگر سرشناس در همایش «صدای آب» حاشیه‌ساز شد! آقای کیانیان !شما به کارشناس می‌گویید دهانش را ببندد؟

سلبریتی‌ها در ایران روز به روز بیشتر بدل به «جریان انحرافی در موضوعات تخصصی» می‌شوند
آساره کیانی: به نظر می‌رسد این تغییرات عجیب و غریب مزاجی سلبریتی‌ها نیاز به کار پژوهشی گسترده و کارشناسانه عمیق از منظر روانشناسی و روانکاوی روح و شخصیت داشته باشد. شواهد و قرائن نشان می‌دهد، به تدریج، این اپیدمی در میان چهره‌های شناخته‌شده سینما و تلویزیون، به‌وجود می‌آید که گمان می‌کنند «در همه کار تمام‌اند؛ همه کاری که شامل همه هنرها می‌شود و فعالیت‌های مدنی، اجتماعی در تمامی حوزه‌هایش را دربرمی‌گیرد».
افراد همه‌چیز تمام، کارشناسان همه حوزه‌هایی را که خود در آن تخصصی نداشته و به واسطه بازیگربودن صرف(برای نمونه) به آن حوزه‌ها راه پیدا کرده‌اند و برصندلی کارشناسی‌اش تکیه زده‌اند، مسخره می‌کنند، سرشان داد می‌زنند؛ از آن‌ها دعوت می‌کنند تا دهانشان را ببندند و حتی به بیرون از محیط مربوطه‌شان هدایت می‌کنند!
همین دیروز وقتی در نشست «بررسی طرح جمع آوری و بازداشت کودکان کار و خیابان»، شرکت کرده‌بودی، می‌خواستی تیتر بزنی که «مهناز افشار در همایش مربوطه چیزی نگفت» که رشته افکارت پاره می‌شود؛
«ببند آن دهانت را؛ اگر نمی‌بندی پاشو برو بیرون؛ صدایتان را بلند نکنید؛ قواعد ما این است؛ قبول ندارید؛ بیرون!» یکی این وسط داد زد که «آقا شما مجری نیستید» و صدایش قطع شد؛«حرف نزن؛ حرف نزن؛ حرف نزن» و هربار بلندتر از بار قبل باید حرف نمی‌زد.
یکی دیگر از آدم‌هایی که در سالن نشسته بود، فریاد زد که«آقا ما اعتراض داریم؛ برخوردشان توهین‌آمیز است» و فوری جوابش داده می‌شود که «اگر توهین‌آمیز است می‌توانید تشریف ببرید بیرون!»
حضار، گفتند که «آقا وقتی یک هنرمند نمی‌تواند صدای مخالفش را تحمل کند! ما از وزارت نیرو(در اینجا) چه انتظاری باید داشته باشیم؟؛ باز هم جواب از همان شخص پاسخ‌دهنده عصبانی و البته هنرمند این است؛ «هر انتظاری که دارید، شما حق ندارید صحبت کنید!»
حالا است که نشستگان در همایش «صدای آب» (که شامل فعالان محیط زیست و اغلب خبرنگار می‌شوند) -همایشی که با حمایت شرکت آب نیرو و مهاب قدس(وابسته به آستان قدس) برگزار شده-، بلند می‌شود؛ می‌گویند «چرا حق نداریم؟ چرا حق نداریم صحبت کنیم؟»
و شاید حق با آن‌ها باشد وقتی خود را که در عرصه محیط زیست و خبرنگاری(به ویژه در این حوزه) با یک بازیگری مقایسه می‌کنند که چند نقش درخشان هم در سینما داشته!
در مواقع نیاز مهربان شوید!
برای جمع‌کردنشان به هر حربه‌ای متوسل می‌شوند؛ حتی به رسانه مطبوعشان سری می‌زنند و ممکن است به هرکدام از آدم‌های آن‌جا سکه‌ای، چیزی هم بدهند؛ اما وقتی دیگر خیالشان از معروفیتشان، جمع ‌شد؛ می‌آیند می‌نشینند(البته همه‌جا می‌توانند بنشینند؛ از نشست‌های بررسی طرح جمع آوری و بازداشت کودکان کار و خیابان تا همایش‌های آب و محیط زیستی؛ تا همه نشست‌ها، جلسات، همایش‌های مربوط به هرآن‌چه حدس‌اش را هم نمی‌شود زد؛ بعد اخمی می‌کنند؛ ممکن است به نشانه این‌که حوصله آدم‌‌ها را ندارند؛ توهینی هم کنند و می‌گویند شما «فقط بنویسید» و حرف ممنوع!
شاید اگر خودتان را جای همه خبرنگارها یا افراد کارشناس در حوزه‌های مختلف مثل محیط زیست بگذارید؛ تنها این سوال به ذهنتان رجوع کند؛ آیا خودم مقصرم؛ کم‌کاری من باعث نفوذ «غیر» به حوزه تخصصی‌ام شده یا چهره‌بودن از همه‌چیز دیگر مهم‌تر است. چرا باید به من توهین شود؛ البته خانم افشار در نشست کودکان مذکور، خیلی مهربان بود.
بی سوادهای خمار
چیزی‌که با عنوان «توهین‌ سلبریتی‌ها» از آن یاد می‌شود، بار اول نبود که اتفاق می‌افتاد؛ پیش‌تر هم بود؛ در جلسه نقد و بررسی یک سریال به یکی از خبرنگاران متخصص حوزه خودش، که بنا به وظیفه و کارش در نشست حاضر بود، گفته شد«نقد و بررسی یعنی چی؟ آقای خمار! می‌گویم نقد و بررسی یعنی چه؟ مثل این‌که یک چیزی انداختی بالا!»
خبرنگار مربوطه به خانم بازیگر، گفت: «من خمار نیستم» و بازیگر، باز هم ادامه داد: «نه! یک چیزی ننداختی بالا؟»
و این‌طور بود که خانم جعفری که از قضا بازیگر خوبی هم هست(از نظر کارشناسان امر) به خبرنگارها گفت بی‌سوادند و رفت بیرون و البته قبلش گفت: حتما «فکر می‌کنید من به واسطه شماها شده‌ام بهناز جعفری؟»
وقتی رسما به استهزاء گرفته می‌شوید!
برخوردهای توهین‌آمیز به عقب که می‌روند، بازیگرهای خوب‌تری هم (البته به نظر کارشناس‌ها) درصف اهانت‌کننده‌ها جای می‌گیرند؛ خبرنگارها به لیلا حاتمی می‌گویند؛ «ما امروز هرچه بپرسیم شما عصبانی می‌شوید.»
و او داد می‌زند«چون سوالی را که از یکی دیگر باید بپرسید از من می‌پرسید. من از حرکات نابجا عصبانی می‌شوم نه در مورد خودم در مورد هرکس. ببخشید. آدم باید سوال جالب و مربوط به طرف بپرسد. الان شما از من می‌پرسید از ابتدا که آقای نعمت الله(کارگردان فیلم سینمایی رگ خواب) این را می‌نوشت قرار بود تو باشی؟ من چه می‌دانم.»
آن‌ها می‌گویند «اگر حوصله ندارید مزاحم نمی‌شویم» و حاتمی می‌گوید «حوصله دارم. من نمی‌فهمم شما چه می‌گویید. شما چیزهای فرامتن را با متن قاطی می‌کنید. می‌خواهید سوال کنید سوال‌تان را بکنید برایتان مهم است که من حوصله دارم یا حوصله ندارم؟ حوصله که معلوم است ندارم چون از اول گفتم دوست ندارم مصاحبه کنم.»
با مرور همه این دیالوگ‌ها شما اگر خودتان را جای خبرنگارها می‌گذاشتید، گمان نمی‌کردید رسما به استهزاء گرفته شده‌اید؟
یک دورهمی
اما خبرگزاری‌های رسمی که شاید هنوز فیلم توهین کیانیان را ندیده‌اند، این‌طور گزارش دادند: «نشست رونمایی از پویش مردمی «من صدای آب هستم» با حضور چهره‌های شناخته شده عرصه (سینما و تلویزیون)، فعالان اجتماعی و مذهبی کشور و اقشار مختلف مردم برگزارشد. جمعی از (جوانان دغدغه‌مند) با همراهی برخی چهره‌های سرشناس سینما و تلویزیون و فعالان اجتماعی و مذهبی با راه‌اندازی پویشی مردمی با عنوان «من صدای آب هستم» قریب به یکسال است که در راستای آگاهی‌بخشی‌های لازم به مردم و نیز مسئولین مرتبط با بحران آب با تولید محتوا و توزیع آن از طریق فضای مجازی به مطالبه گری جدی در حوزه بحران امنیتی آب پرداخته‌اند.» این را دیگر همه می‌دانند(از جمله جوانان دغدغه‌مند) که بحران آب تنها 3 درصد ناچیزش به مصرف مردم مربوط است و کار از جای دیگری خراب است؛ 97 درصدی که در بخش کشاورزی هدر می‌رود و به مردم مربوط نیست؛ همان آدرس غلطی که معترضین می‌گویند ( چهره‌های شناخته‌شده سینما و تلویزیون)به مردم داده‌اند.
چهره‌های مختلفی که از هر سلیقه و گرایش با تخصص و بی‌تخصص به این همایش آمده‌اند؛ خبرگزاری‌ها می‌گویند: « در این نشست که با حضور چهره‌هایی از جمله رضا کیانیان، سیدحسن آقامیری، عشرت شایق، فضه سادات حسینی، پرستو صالحی، نرگس آبیار، جلال ملکی، دکتر کاوه مدنی، بهاره کیان افشار و جمع کثیری از مردم دغدغه‌مند ایران؛ با تشکیل پنل تخصصی بحران آب و راهکارهای عبور از آن ابتدا رضا کیانیان بازیگر سینما و تلویزیون و فعال اجتماعی کشور که بعنوان سفیر آب نیز با سازمان ملل مکاتباتی داشته است توضیحاتی در خصوص چگونگی تشکیل پویش صدای آب و اهداف این پویش ارائه داد.»
آقای سفیر آب از بحران‌ها چه خبر؟
بله؛ این همایش یک دورهمی بود برای گپی و گفتی و «خودی نشان دادن» شاید؛ همایشی که درآن جوانان دغدغه‌مند بنشینند تا آقای «سفیر آب» برایشان «توضیحاتی در خصوص چگونگی تشکیل پویش صدای آب و اهداف این پویش ارائه دهد.»
یکی از شرکت‌کننده‌ها بعد از پایان همایش صدای پای آب، گفته بود «رضا کیانیان سال گذشته در نشستی که در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد، وسط صحبت‌های آرام کمیل سوهانی در مورد رویه‌های آبیاری سنتی ایران ناگهان عربده کشید که این‌جا کلاس درس نیست و اجازه صحبت به کسی که در پنل بود، نداد حالا هم که در پنل حضور دارند به کسی اجازه صحبت نمی‌دهند، موضوع آقای (ایکس و ایگرگ) نیست موضوع این است که اگر همایش مردمی است و قرار به تبادل نظر است این چگونه برخورد است؟ آقای کیانیان به چه توهمی دچار شده‌اند که به خود اجازه صدور فرمان بستن دهانی را می‌دهند که خود برای اظهارنظر دعوت کرده‌اند!»
همایش «صدای آب» با حمایت مالی پروژه‌های ضد محیط زیستی مانند سد گتوند برگزار شد؛ فعال‌های معترض که کیانیان گفت دهانشان را ببندند، معتقد بودند «موازی‌سازی در برابر تلاش‌های زیست‌محیطی مستقل آن هم با پشتوانه پول ارگان‌های خاص و جلب هنرپیشه‌ها، در شرایطی که ایران ۹۸درصد منابع آبی خود را در اثر سال‌ها سلطه مافیای آب و سومدیریت از دست داده، نتیجه‌ای جز ویرانی بیشتر آخرین بازمانده‌های آب در ایران
ندارد.»
آن‌ها به کیانیان، می‌گویند« به علت آدرس‌های غلطی که برای حل مساله آب به مردم می‌دهید؛ شما را یک جریان انحرافی در جنبش محیط زیستی می‌دانیم» که کیانیان هم در پاسخ، همان بستن دهان را مطالبه می‌کند.
بلیط اتوبوس