آثار تهدیدهای رئیس جمهور جدید آمریکا بر اقتصاد ایران بررسی شد ماهی‌گیری فرانسوی ها از آب گل آلود

مدیرعامل سیتروئن: از تهدیدهای ترامپ برای خروج رقبا استقبال می کنیم
گروه اقتصادی- ژوبین صفاری: روز گذشته مدیرعامل سیتروئن در اظهاراتی گفته بود تهدیدهای ترامپ اگر باعث عدم ورود رقبای ما به ایران شود، استقبال می‌کنیم. موضوعی که حالا بیش از گذشته اثرات اقتصادی تهدیدهای ترامپ را مشخص می کند. هر چند مدیر عامل سیتروئن از امری احتمالی سخن گفت اما واقعیت این است که متحدان اقتصادی آمریکایی ها در نهایت می توانند ایران را منطقه
نا امن برای سرمایه گذاری بدانند و از حضور در ایران اجتناب کنند. در این صورت شاید باید چشم انداز انحصاری دوباره این بار از طرف شرکای خارجی را به انتظار کشید. عدم حضور سایر شرکا، می‌تواند فرانسوی ها را که در مقاطعی بدقولی هایی هم در صنعت خودرو داشته اند تبدیل به یک انحصار خارجی در بازار تبدیل کند. هرچند لیندا جکسون مدیر عامل سیتروئن اظهار کرد که پلت فرمی که در کاشان نصب خواهد شد یکی از به روزترین خطوط تولید خودرو در جهان است و تمام استانداردهایی که در سایر خطوط تولیدی در تمام نقاط جهان داریم در کاشان نیز رعایت خواهد شد، اما باید در نظر داشت در صورت بروز هرگونه مشکل این
فرانسوی ها هستند که می توانند برای ما تعیین تکلیف کنند. به طور قطع تهدیدهای ترامپ اثرات خود را بر اقتصاد کشور خواهد گذاشت. هرچند این آثار در کوتاه مدت واکنش مقطعی بازار باشد اما در بلند مدت نیز اثرگذار خواهد بود. برجام هرچند تعامل بین المللی ایران را افزایش داده است اما در پاره ای از موارد، تصمیم گیران واشنگتن تاثیر بیشتر در تصمیم
گیری های جهانی دارد. اقتصاد ایران این سال ها بیش از هر زمان نیاز به سرمایه گذاری خارجی دارد، موضوعی که می تواند با تهدید های یک رئیس جمهور متفاوت و تندرو تحت الشعاع قرار گیرد.
ترامپ و انحصار فرانسوی
روز گذشته مدیر عامل سیتروئن در خصوص اظهارات ترامپ در خصوص ایران و تاثیر آن بر همکاری پژو با ایران گفت: ما مطابق عرف و قوانین بین‌المللی با شرکای ایرانی خود قرارداد بستیم و مشکلی از این بابت نداریم اما اگر با فشار آمریکا ورود دیگر رقبای ما به بازار ایران محدود شود ما از این موضوع استقبال می کنیم و فکر کنم در نهایت این موضوع به نفع ما خواهد شد زیرا سرمایه گذاری عظیمی در ایران انجام داد‌ه‌ایم. مهدی مطهرنیا کارشناس مسائل بین الملل در این خصوص به «ابتکار» می گوید: تهدید های ترامپ در ادامه تحرکات ایالات متحده امریکا در چارچوب سخرانی اسفند سال 91 باراک اوباما است و تنها شیوه ترامپ با او متفاوت است. در سخنرانی مشهور اوباما دو پایتخت کره شمالی و ایران در کاربرد ابزار قدرت سخت به عنوان استثنا نام برده شد ولذا آنچه که در حال رخ دادن است تهدید های پوست کنده و صریح ترامپ ست که بر خلاف استراتژی اوباما است، که سعی در استفاده قدرت نرم و هوشمند در مقابله با ایران داشت.
وی می افزاید: اکنون ترامپ با جهت گیری های پارادایمی خود که ناشی از نگرش پست نئو‌محافظه کاری است با تهران برخورد می‌کند و تا حدود زیادی سایه‌های گفتمان تحرک اقتصادی در ایران را
تحت الشعاع قرار می دهد. از یک طرف بازارهای داخلی به سرعت نسبت به اظهارات او واکنش نشان می دهند و از سوی دیگر این تهدیدها می تواند با پژواک های گوناگونی مواجه شود. ممکن است شرکتی مانند سیتروئن این تهدیدها را فرصتی برای خود بداند و شرکتی فضا را برای حضور نا‌امن بداند که در این صورت فضای رقابتی در اقتصاد کمتر شود.
این استاد دانشگاه تصریح می کند: ولی در نهایت آنچه که مهم است نه فقدان رقیب برای شرکتی مانند سیترئون که بالا بودن هزینه کالاهای درخواستی برای ایران در نتیجه این تهدیدهاست که به اقتصاد کشور ضربه خواهد زد. ممکن است شرکتی مانند سیتروئن با نبود رقیب جدی در ارسال کالاهای با کیفیت از یک سو و از طرف دیگر درخواست ناموزونی برای قیمت تمام شده و سود حاصل از فروش کالا از تهران داشته باشند. لذا اهمیت این تهدیدها بیشتر از هرچیز ایجاد نگرانی برای برهم خوردن توازن اقتصادی در داخل کشور می کند.
معادله اقتصادی با حضور ترامپ به توازن می رسد؟
هرچند در یک برخورد احساسی تهدیدهای ترامپ اثری بر تغییر شاخص های اقتصادی نخواهد داشت اما باید واقعیت را پذیرفت که بازی ترامپ هرچند با جنونی بی مثال همراه است اما اثرگذار خواهد بود. سوال اینجاست که برای کم کردن اثر اقدامات او ایران چه اقدامی را می تواند صورت دهد؟ مطهرنیا در این خصوص به «ابتکار»
می گوید: در همه دوران ها به ویژه در دوران ترامپ که متفاوت از سایر رییس جمهورها مانند کیلینتون، اوباما و حتی بوش پسر است باید بگوییم مسئله ایران سیاسی و امنیتی است تا یک مسئله اقتصادی. و تا مسائل سیاسی بین ایران و نظام بین الملل به ویژه بازیگر اصلی آن یعنی واشنگتن حل نشود استفاده از ابزار اقتصادی و حتی قدرت فرهنگی در درجه دوم اهمیت قرار می گیرد. تا مسائل ایران با نظام بین المللی حل نشود نمی توان انتظار داشت که با تغییر شرکای اقتصادی و سیاسی بتوان چندان در این معادله تغییری ایجاد کرد. به طور نمونه روسیه تهران و مسکو را شریک اصلی خود می داند اما در بزنگاه های تاریخی روس ها از تهران به عنوان ابزاری برای گرفتن امتیاز بیشتر استفاده می کنند. هرچند بیانیه هایی در حمایت از ایران ایراد می کنند اما در زمان های حساس مانند مسئله
هسته ای به سمت واشنگتن حرکت می کنند. لذا تامسائل ایران و نظام بین الملل به ویژه در راس آن واشنتگن حل نشود نمی توان انتظار داشت در سایر حوزه های معادله ای صورت پذیرد.
رزرو هتل