روزنامه اعتماد
1396/06/23

« نهنگ آبي» درفضاي ايران شنا مي‌كند؟

كتايون رازجويان
فوق تخصص روانپزشكي كودك و نوجوان
  در مبحث خودكشي مي‌گوييم اگر كسي خودكشي كرد تا 95  درصد احتمال وجود يك اختلال زمينه‌اي در او وجود دارد اما در مورد بازي نهنگ آبي نمي‌توانم اين را با اطمينان بگويم كه هر كسي دست به اين بازي مي‌زند، حتما زمينه بيماري داشته است چون داريم در مورد يك رده سني خاص صحبت مي‌كنيم. نوجوان‌ها قشر ويژه‌اي هستند، ريسك‌پذير هستند، حس مي‌كنند براي‌شان اتفاقي نمي‌افتد، مشكل هويت دارند و هنوز هويت‌شان شكل نگرفته و همين باعث مي‌شود متزلزل باشند، دل‌‌شان مي‌خواهد مورد توجه گروه‌هاي همسال‌شان باشند و حاضرند دست به كارهاي عجيب و غريب بزنند تا بيننده بيشتري داشته باشند. همين‌ها باعث مي‌شود كه گاهي عمل و بعد فكر كنند. حالا با اين ويژگي‌ها اگر چنين بازي‌اي مطرح شود و نوجوان آگاهي كافي نداشته باشد و كمي هم پاي اختلال‌هاي زمينه‌اي در ميان باشد، اثرات آن مي‌تواند مثل وبا شيوع پيدا كند.
   مسلما اگر بچه‌اي از قبل آگاهي داشته باشد و خانواده و مدرسه در اين مورد با آنها صحبت كند، جلوي خطرات بيشتر گرفته مي‌شود. اما اشكال بزرگ‌ترها اين است كه گاهي حواس‌شان نيست كه در دنياي نوجوان‌ها چه مي‌گذرد، بعد آنقدر اين مسائل آسيب‌هاي خود را مي‌زنند كه تازه والدين به خودشان مي‌آيند كه گويا اتفاقي دارد مي‌افتد. فقط هم مساله نهنگ آبي نيست. الان يك بازي ديگري هم در چين رايج شده است كه نوجوانان به خاطر آن دست به دوختن پوست‌شان يا لب‌شان مي‌زنند، يا بازي ديگري كه به خاطرش تا مرز خفه شدن پيش مي‌روند. اين موارد يكي دو تا نيستند، ما جلوي نهنگ آبي را بايد بگيريم، جلوي بازي‌هاي مشابه را هم بايد بگيريم اما حذف اينها به تنهايي خطر را از بين نمي‌برد. بايد مدارس و والدين اينها را بشناسند، بايد بدانند چه اتفاقي دارد رخ مي‌دهد و به محض اينكه علامت‌هايي در فرزندشان ديدند به دنبال دليل و علتش بگردند.
   يكي از راه‌هايي كه والدين در پيش مي‌گيرند، ترس از عواقب و در نتيجه ضبط تلفن همراه و تبلت و كامپيوتر است. اين راه مسلما راه درستي نيست چون نوجوان اگر وسايل خودش را در اختيار نداشته باشد، يواشكي به دنبال آنچه مي‌خواهد مي‌رود، از طريق دوستانش كارش را انجام مي‌دهد. اگر متوجه مشكلي مي‌شويم نبايد نخستين واكنش ما برخورد تند باشد تا مخفي‌كاري به دنبالش بيايد. اما براي اين موضوع بايد آنقدر رابطه خوبي ميان والدين و فرزندان وجود داشته باشد و از قبل نسبت به خطرهاي مختلفي كه از طريق اينترنت و گوشي‌هاي همراه و غيره نوجوانان و كودكان را تهديد مي‌كند، آگاه باشند كه بتوانند فرزندان خود را هم آگاه كنند. بچه بايد بفهمد كه كه مفهوم خودكشي و خودزني چيست، نبايد در اين موضوع با آنها برخورد تنبيهي كرد. مدارس هم بايد در همه اين موارد آگاه باشند و خبر بدهند. فكر نكنند اگر چيزي نگويند خطر كم مي‌شود. يك باور غلط اين است كه اگر مثلا در مورد خودكشي حرف بزنيم بچه‌ها ترغيب مي‌شوند و كنجكاو مي‌شوند اما بايد بدانيم كه در اين موارد بايد حرف زد، بايد به دانش‌آموزان در مدارس آگاهي داد. اين بچه‌ها به هر حال در جريان همه‌چيز قرار مي‌گيرند پس بايد خودمان در موردش با آنها حرف بزنيم.
   الان شبكه‌هاي اجتماعي مثل فيس‌بوك به خصوص در مواردي مانند شيوع بازي برخي پيغام‌هاي هشداردهنده را به كاربران‌شان مي‌دهند يا خطوط تلفن حمايتي را در اختيارشان مي‌گذارند كه اگر كسي دچار افسردگي يا مشكل روحي است با آنها تماس بگيرد. اين پيغام‌ها ممكن است كاربران را به فكر بيندازد كه: نكند جاي درستي نمي‌روم! نكند كارم اشتباه است. اما شما اگر با كليدواژه‌هاي فارسي جست‌وجو كنيد، چنين اخطارهايي داده نمي‌شود. جاي تلفن‌هاي مشاوره بهزيستي در ليستي كه از سوي اين شبكه‌ها براي كاربران كشورهاي مختلف معرفي مي‌شود خالي است. اين موضوع را بايد مثلا پليس فتا با ارتباط گرفتن بهتر با اين شبكه‌ها حل كند. اگر نوجوان ما بتواند اين پيغام‌ها را به زبان خودش دريافت كند و اگر اين فيلترها به زبان فارسي هم حساس باشند تاثير خيلي زيادي دارد.
  روانپزشكي كودك و نوجوان، هم براي پيشگيري و هم براي درمان كاملا با موضوعات اجتماعي درگير است. آنقدر اين مساله بوده و مطرح شده كه برخي از همكاران ما در موردش اطلاعات جمع كرده‌اند و قرار است در مورد اين بازي و موارد مشابه صحبت كنيم. اما من خودم در خصوص اين بازي مراجعه‌اي نداشته‌ام و از همكاران هم نشنيده‌ام كه كسي به دليل اين بازي به آنها مراجعه كرده باشد. اما بايد حواس‌مان باشد كه به صورت خاص موضوع آسيب به خود و خودزني، يك موضوع جدي در ميان نوجوانان است. اين اقدامات ديگر مثل قديم نيستند، الان بخشي از اين نوجوان‌ها به خاطر اينكه نشان بدهند چقدر جالب و به قول معروف «باحال» هستند به خودزني دست مي‌زنند و بقيه از آنها تقليد مي‌كنند. اين مدل‌سازي كه نوجوانان در ميان خودشان دارند خيلي خطرناك است. بايد به نوجوانان و كودكان آموخت كه بي‌تفاوت نباشند، كه هم مواظب خودشان باشند و همسالان‌شان. بچه‌ها فكر نكنند كه بايد فقط تماشاگر باشند، بايد بتوانند به دوستان‌شان كمك كنند و اگر متوجه مسائلي مانند آسيب به خود در آنها مي‌شوند بايد اين موضوع را اطلاع دهند.