روزنامه ابتکار
1396/06/22

فرهنگ جولایی، از احوال این روزهای رادیو می گوید موج صدا، فرکانس عشق

سعید طاهری
فرهنگ جولایی سال 48 برای اولین بار و به عنوان مهمان وارد رادیو می‌شود و از آن روز تا به الان نتواسته دل بکند. با وجود تمام کمبودها و بی‌لطفی‌ها که بخش جدایی‌ناپذیری از کارهای اینچنینی شده، جولایی کماکان به عنوان یک تهیه‌کننده رادیویی به کارش ادامه داده است...
اگر در انتخاب موسیقی آزادانا‌نه‌تر برخورد شود
فرهنگ جولایی در ابتدا می‌گوید: «رسالت رادیو راستی و اطلاع‌رسانی و پر کردن اوقات فراغت است. این‌ها موجب برقراری ارتباط تنگاتنگ با شنونده‌ها می‌شود. رادیو در سال‌هایی که اطلاع‌رسانی مانند امروز گسترده و از طریق فضای مجازی نبود، دوران درخشانی را پشت سر گذاشت اما رفته‌رفته به چندین دلیل اعتبارش کم‌ و کم‌تر شد و به جایی رسید که از شنونده‌اش عقب افتاد. از طرفی آخرین اخبار در فضای مجازی در دسترس است و دسترسی به آرشیو موسیقی هم برای مخاطبان کاری راحت شده است. هرچند هنوز هم می‌توان مخاطبان را جذب کرد؛ اگر در انتخاب موسیقی آزادانه‌تر برخورد شود و بعد خبری جدی‌تر گرفته شود، هموز هم می‌توان طرفداران رادیو را دلگرم و جذب کرد.»
جوان‌ترها قدر رادیو را نمی‌دانند
او در ادامه می‌گوید: «از طرفی دیگر حساسیت قبل بین همکاران در رادیو وجود ندارد. سال 1348 کارم را در رادیو به عنوان مهمان شروع کردم و یادم می‌آید تمام زندگی‌ام را برای کاری از بچگی به آن علاقه داشتم، صرف کردم. در حالی که امروز ورود به رادیو آسان شده و جوان‌ترها قدر رادیو را نمی‌دانند و از رسالتش کمی بی‌خبرند.»
تنها راه بازگشت به دوران طلایی رادیو، کم کردن شبکه‌ها است
جولایی معتقد است: « فکر می‌کنم تنها راه بازگشت به دوران طلایی رادیو، کم کردن شبکه‌ها است و روی آوردن به برنامه‌های تولیدی که به دلیل تعدد شبکه، بسیار کم شده و برنامه‌‌های آرشیوی جای‌شان را گرفته‌اند. موضوع مهم دیگر جای خالی شبکه‌های خصوصی است. اتفاقی که دلایلی چون ترس از ریزش مخاطبان جلویش گرفته شده و نمی‌گذارند رادیوهای خصوصی راه‌اندازی شوند و با کلام درست و به‌جا و انتخاب موسیقی مناسب با موقعیت که یکی از ظرایف کار ماست، دوباره شنونده‌‌ها را جذب کنند. سال 1374 شبکه رادیویی کیش را راه‌اندازی و در جزیر کیش کارم را آغاز کردم.از طرفی صدا و سیمای کیش با تمام امکانات نیروی انسانی‌اش بود و طرف دیگر من و چند همکار؛ طوری کار کردیم که هرجای کیش می‌رفتید، برنامه‌‌های ما را می‌شنیدند. از تمام ایران شنونده داشتیم و همزمان با تک تک نقاط کشور در ارتباط بودیم. باور کردنش سخت است اما در فضایی 60 یا 70 متری و چند گزارشگر که با قایق در دریا و دوچرخه در سطح جزیره گزارش تهیه می‌کردند و بالافاصله مخاطب در جریان امروز قرار داده می‌شد. رادیویی که با حدود 10 نفر که فقط یک سال توانست کار کند و تعطیل شد؛ به دلیل غیرقانونی بودن فعالیت‌مان و نداشتن مجوز که بهانه‌ای بیش نبود. برنامه‌مان تمام جزیره را گرفته بود، در حالی که گاه پیش می‌آمد من و تنها یک مجری، برنامه‌ها را پخش می‌کردیم.»
در اوج تابستان و ترافیک و آفتاب سوزان موزیکی در وصف زمستان پخش می‌شود
او ادامه می‌دهد: «امروز هزینه‌ها به راحتی هدر می‌رود؛ پول هدر می‌رود و نتیجه کاملا غیرحرفه‌ای است و برای شنونده جذابیتی ندارد. برای مثال؛ در اوج تابستان و ترافیک و آفتاب سوزان و گرمایش، موزیکی در وصف زمستان پخش می‌شود! موسیقی‌های مختص شب در طول روز پخش می‌شود و به دلیل حرفه‌ای نبودن، بدون توجه به ریتم و ضرب‌آهنگ ساعات شبانه‌روز، موسیقی پخش می‌کنند. خیلی مهم است که شما ساعت‌های مختلف شبانه‌روز را برای پخش موسیقی، شعر و یا هرچیز دیگری، در نظر بگیرید و متناسب با آن برای شنونده آیتم انتخاب کنید. تجربه چندین و چند ساله من در رادیو، چه پیش و چه پس از انقلاب در برنامه‌های محبوبی چون «راه شب» و یا برنامه مشترکمان با منوچهر نوذری، نشان داده که باید صبح موسیقی‌های پرانرژی پخش کنید. برنامه‌هایی که شاد هستند و امید می‌دهند، اما شب یعنی آرامش. شعر، ادبیات و موسیقی باید شب‌ها پخش شوند. ساعت از 8 شب که می‌گذرد ریتم برنامه هم باید هماهنگ پیش برود.»
مهارت شما موجب پرت شدن شنونده به نمایش می‌شود
جولایی درمورد نمایش‌های رادیویی می‌گوید: «در مورد نمایش‌های رادیویی و افکت‌های آن، باز هم مهارت مطرح است. مهارت شما موجب پرت شدن شنونده به نمایش می‌شود. افکت مناسب و همراه با صحنه‌ها تاثیر زیادی روی شنونده می‌گذارد. علاوه بر دستگاه‌هایی که افکت‌های مختلف را پخش می‌کنند، بسیاری از صداها در استدیو توسط افکتورها و وسایلی موجود ایجاد می‌شود. برای مثال کمی شن در جعبه چوبی، کفِ استدیو وجود دارد که برای ایجاد حس راه رفتن روی ساحل استفاده می‌شود. یا درهایی که برای ایجاد صدای رفت و آمد استفاده می‌شود و همچنین برای تداعی صدای برگ‌های جنگل از محتوای کاست صوتی استفاده می‌شود. روال کار برای یک نمایش رادیویی از ابتدا این چنین است؛ متن را سفارش می‌دهد، تهیه‌کننده متن را می‌خواند و تایید می‌کند و نسخه‌ای از آن را یا به سردبیر و یا به کارگردان برنامه می‌دهد و کارگردان هم آن را به بازیگرانش می‌دهد. در ادامه تهیه‌کنند، افکتورها را انتخاب می‌کند. در رادیو افکتورهای موفقی چون فرشاد آذرنیا و آقای قبادی‌فر داریم که سال‌‌ها در این حوزه فعالیت کرده‌اند.»
شنونده‌های رادیو به دنبال کلام کوتاه
و موسیقی‌های روز هستند
او می‌گوید: «در این سال‌ها دیگر نمایش‌های رادیویی محبوبیت چندانی ندارند. نمایش‌های چند قسمتی که شنونده باید چندین شب آن ها را دنبال کند هم دیگر بی‌طرفدار مانده است. استثناهایی هم مانند متن‌های بزرگ ادبی هستند که همچنان مخاطبان دنبال‌ می‌کنند. نمایش رادیویی در عین حال که ارزشمند است، نمی‌تواند شنونده بی‌حوصله را نگه دارد که 60 دقیقه آن را دنبال کند. اغلب شنونده‌های رادیو به دنبال کلام کوتاه و موسیقی‌ها روز هستند.»
دوران طلایی رادیو به سال‌های 65 تا 85 بازمی‌گردد
او در مورد دوران طلایی رادیو و استقبال شنونده‌ها از این رسانه شنیداری می‌گوید: «دوران طلایی رادیو به سال‌های 65 تا 85 بازمی‌گردد. پس از آن رادیو در سراشیبی ریزش مخاطب قرار گرفت و مدیران ضعیف هم این روند را تقویت کردند. از طرفی تهیه‌کننده‌های کارنابلد که بدون آموزش مستقیم وارد رادیو و برنامه‌سازی شده بودند، موجب کم بی‌رونقی رادیو شدند. امروز کسانی هستند که بدون آموزش، برنامه رادیویی دارند؛ آن هم در ساعت‌های بعد از ظهر که وقت بسیار مناسبی است.یادم می‌آید پیش‌تر برای ورود افراد به رادیو مراحل زیادی وجود داشت و شخصی که به استودیو راه پیدا می‌کرد، چند ماه اول فقط تماشا می‌کرد و کار دیگران را می‌دید تا هم تجربه کسب کند و هم ترسش کنار رود. پس از آن روزانه یکی‌دو بار می‌گفت:‌«اینجا تهران؛ صدای رادیو ایران» و همین! رادیو مخاطبانش را یک به یک جذب می‌کند و افت کیفی موجب ریزش گروهی مخاطب می‌شود؛ اتفاقی که با ورود افراد بی‌تجربه سرعت گرفت.»
رادیو پولی ندارد
او درآخر از رادیو و علاقه‌اش به آن از دوران کودکی تا به حال می‌گوید: « از طریق دوستان پدرم با رادیو آشنا شدم و از همان سال‌ها رویای حضور در رادیو در ذهنم شکل گرفت. چند سال بعد با برنامه «چشم‌انداز» که ویژه جوانان بود، وارد رادیو شدم و فعالیتم را آغاز کردم. رادیو هیچ پولی ندارد و من به تمام کسانی که وارد این کار می‌شدند، می‌گفتم اگر برای پول آمده‌اید، اشتباهی آمدید! نمی‌دانم شاید کار درستی نمی‌کردم اما تنها چیزی که سال‌ها آدم‌ها را در رادیو نگه داشته، عشق به این کار بوده و هست. از طرفی پایه بسیاری از جهش‌ها رادیو است. آدم‌های زیادی از رادیو شروع کردند و سر از تلویزیون، سینما و حتی تئاتر درآوردند.»