آواز همدلی در قرنطینه

[شهروند] در تاریکی شب، این آواز از پشت پنجره‌ها شنیده می‌شد: «مهر اگر برون شود، تهی شود ‏دلم». این صدای همدلی اهالی شهرک اکباتان در یکی از شب‌های قرنطینه بود؛ زنجیره امیدی که ‏دیوار به دیوار از شرق دور به تهران رسید. پیش از آن در ماه ژانویه، فریاد‌های امیدبخش «قوی باش ‏ووهان» از بالکن‌های اهالی ووهان در چین بلند شده بود. آن زمان هنوز وحشت از بیماری به ایران و ‏ایتالیا نرسیده بود. اکنون ویروس همه‌گیر بسیاری از مردم جهان را به قرنطینه خانگی واداشته و تنها ‏شعله‌های کوچکی از امید، دل‌های آدم‌ها را گرم کرده است. مردم ایتالیا که کرونا ویروس جدید در ‏کشورشان تاخته و وضع را قرمز کرده، در چند روز گذشته به بالکن‌ها آمدند و سرود ملی و آوازهای ‏محلی‌شان را خواندند و برای پرستاران و پزشکانی که در صف اول مقابله با بیماری‌اند، هورا کشیدند. ‏یکشنبه شب این شکل سپری کردن قرنطینه، به ایران سرایت کرد و همخوانی سرود «‌ای ایران» به ‏مردم دلگرمی داد‎. در این روزهای آخر اسفند که گروهی از مردم قرار همخوانی گذاشتند، خیابان‌ها مثل همیشه شلوغ ‏نیست. بسیاری در قرنطینه خودخواسته در خانه نشسته‌اند، نه مثل همیشه درگیر خرید عیدند و نه در ‏نوروز بنای دید و بازدید دارند. تحمل این خانه‌‌نشینی طولانی اما با حرکت جمعی تازه‌ای که به تهران ‏هم سرایت کرده، آسان‌تر شده است‎. ‎همین که یکدیگر را دیدیم، امیدبخش بود
یکشنبه شب، صدای هورا کشیدن و دست‌زدن و سوت‌های ممتد، در شهرک اکباتان تهران بلند شد. ‏کوچه و خیابان خلوت بود. صدا از پنجره‌ها و بالکن‌ها می‌آمد، مثل یک کنسرت در فضای باز. قرار ‏همخوانی از ساعت 5-4 بعدازظهر در شبکه‌های مجازی دست‌به‌دست شده بود. دوست‌ها و آشناها به هم ‏پیام دادند و وعده‌کردند به گردهمایی در پشت پنجره‌ها. ساکنان بلوک‌های مختلف پشت پنجره‌ها به دیدن ‏هم آمدند تا همین که عقربه‌ها روی ساعت 9 ایستاد، بزنند زیر آواز‎.‎
سیاوش یکی از ساکنان بلوک سه همان‌ وقت با دو دوست دیگرش همراه شد: «رویم نمی‌شد که تنهایی ‏بیایم لب پنجره آواز بخوانم. تا قبل از آن روزها در خانه بودیم. رفتیم به خانه دوستم در همسایگی‌مان. ‏بالاخره دل‌مان را زدیم به دریا و خواندیم. نیم ساعت طول کشید و یکی از بهترین دقایق این روزها بود. ‏بعد از این همه خانه‌نشینی، آواز خواندن حال خیلی خوبی داشت. برگزاری این مراسم بلوک به بلوک ‏فرق می‌کرد و صدای آدم‌های دیگر هم از دورتر به گوش‌مان می‌رسید. هرچه بود، انجام این برنامه‌های ‏جمعی، تأثیر زیادی در روحیه همه ما دارد. بالاخره عید است، فصل دارد عوض می‌شود و این ‏زمان‌ها یک شور عمومی باعث همدلی شده است. اما ویروس و بیماری، امکان بروز این احساس را از ‏ما گرفته  و هر کس در خانه خودش تنها شده است. خیلی از ما، تجربه تنها ماندن، معاشرت نکردن و ‏بیرون نرفتن را به‌خصوص در این روزها نداریم. این نوروز با همه سال‌ها فرق دارد و این‌طور سر ‏کردنش سخت است. برنامه‌های جمعی شبیه این همخوانی، تجربه بسیار امیدبخشی بود. این امید با ‏شادی جمعی ما کمک می‌کند با شرایط روحی بهتری از این روزهای سخت عبور کنیم‎.»‏
‏زرین هم در همان ساعت‌ها برای شرکت در دورهمی بلوک هشت در فاز دو شهرک پشت پنجره ‏ایستاد اما خبری از آواز و همخوانی نبود. دورهمی شبانه با سوت و دست و گوش دادن به پژواک ‏همخوانی بلوک‌های دیگر تمام شد اما در بلوک 10 صدای‌ «ای ایران» فضا را پر کرده بود. «خواهرم ‏ساکن بلوک 10 است. ساعت9 رفته بودند پشت پنجره و دیده بودند که خبری نیست. برای همین بلندگو ‏برده و سرود «‌ای ایران» را پخش کرده بودند. بعد از چند دقیقه از پشت بیشتر پنجره‌ها صدای ‏همخوانی بلند شده بود.» زرین از روایت‌های مختلف شب آوازخوانی اکباتانی‌ها از بلوک‌های مختلف ‏شنیده است و گویی هر بلوک به شیوه خود قرار شبانه اکباتان را برگزار کرده است. «در بلوک ما با ‏سوت و دست و با شادی از پشت پنجره‌ها برگزار شد و اکویی از همخوانی ‏بلوک‌های دیگر. بیشترین همخوانی در بلوک 10 بود، بلوک کناری ما‎.‎‏»‏
ویدیوهای قرار شبانه اکباتان حالا میان ساکنان بلوک‌های مختلف و در شبکه‌های مجازی دست به دست ‏می‌شود.«قرار بود آواز گل گلدون من خوانده شود اما همخوانی خوبی نداشت، برای همین آواز‌ ای ‏ایران خوانده شد. در فاز سه هم ‌ای ایران خوانده شده است. در بلوک‌های روبه‌رو  ‏همخوانی و ارتباط گرفتن میان ساکنان بهتر بود.» همخوانی اکباتانی‌ها خیلی کوتاه اما شاد بود. «یک ‏بازه 10 دقیقه یا 15 دقیقه‌ای بود. بعد از آن نوبت به شوخی و پیشنهاد آهنگ‌های درخواستی رسید...» شور ‌ای ایران بیشتر ساکنان را پشت پنجره کشاند و حالا اکباتانی‌ها ‏منتظر چهارشنبه‌سوری‌اند.«دوست دارم این همخوانی دوباره تکرار شود. اگر تکرار هم نشود شب ‏چهارشنبه سوری دوباره تجربه‌اش خواهیم کرد. اکباتان همیشه چهارشنبه‌سوری‌های پرشوری داشته و ‏همخوانی کردن دوباره، جایگزین خوبی برای مراسم همیشگی چهارشنبه سوری در این شرایط ‏خاص است. در آن شب شاید همخوانی یک سرود همگانی را شاهد نباشیم اما همین که کنار پنجره ‏بایستیم و حضور یکدیگر را احساس کنیم، امیدبخش است.»‏ مردم؛ فعالان روزهای بحرانی
مردان و زنان و کودکانی که یکشنبه شب را در بالکن یا پشت پنجره‌هایشان به آواز خواندن گذراندند ‏حالا امیدوارند در این روزها که کرونا ادامه دارد، بتوانند با امید شب‌های بیشتری را پشت پنجره ‏حاضر شوند و چشم در چشم هم‌محلی‌هایشان شب را با موسیقی بگذرانند. ربابه طایفه تبریزی، دبیر ‏شورایاری اکباتان به «شهروند» می‌گوید این اتفاق با برنامه‌ریزی منسجم انجام گرفت و ابتدا قرار بود ‏برای شب چهارشنبه‌سوری عملی شود اما سرعت اتفاقات تلخ رخ داده آن را زودتر عملی کرد: ‏‏«شهرک اکباتان دارای هیأت‌مدیره و کمیته‌های مختلف است و همین هم انسجام کار و هماهنگی را بالا ‏برده است. شورای نمایندگان هر بلوک را مدیریت می‌کند و در عین حال هماهنگ با هیأت‌مدیره است. در ‏عین حال کمیته‌های مختلف هم هر کدام با جدیت در این شهرک کارشان را انجام می‌دهند که یکی از ‏این کمیته‌ها، کمیته بهداشت است.» به گفته تبریزی پیش از این وظیفه کمیته بهداشت بیش از هرچیز ‏حفظ فضای سبز، بهبود آن و زیباتر کردن فضا بود و حالا بهداشت روانی بیش از هرچیز در اولویت ‏قرار گرفته که یکی از نتایج آن تلاش برای حضور افراد در خانه‌هایشان و آوازخوانی است: «ما ‏این کار را هم برای روحیه دادن به کادر درمانی و هم روحیه دادن به ساکنان و دیگر مردمی که فیلمش ‏را دیدند انجام دادیم و امیدواریم بتوانیم آن را ادامه دهیم.» تبریزی می‌گوید یکی دیگر از برنامه‌هایی که ‏در نظر دارند شمع روشن کردن پشت پنجره‌ها برای پزشکان و پرستاران و مردم از دست رفته است. ‏‏«ما معماری اجتماعی و فرهنگی خوبی در اکباتان داریم و همیشه هم درصدد بهتر کردنش هستیم تا ‏شاید تسری هم پیدا کند. این درحالی است که مردم شهرک در این مدت برای مقابله با شیوع ویروس ‏بسیار رعایت کردند و کمتر کسی را بیرون از خانه می‌بینید و در آینده هم آماری از تعداد افرادی که ‏درگیر بیماری شده‌اند ارایه خواهیم داد.» او معتقد است همه مردم باید به پا خیزند و قبل از هر چیز ‏ویروس دلمردگی را از بین ببرند. ویروسی که می‌تواند خطرناک‌تر از هر بیماری دیگری باشد. این را ‏محمد ایرانمنش، اقتصاددان و فعال حوزه مدیریت بحران که از موسسان حامیان محیط‌زیست اکباتان هم ‏است تأیید کرده و به «شهروند» می‌گوید تجربه  بحران‌های مختلف در سالیان گذشته نشان داده در ‏حین این بحران‌ها، مردم و جامعه مدنی فعال می‌شوند و باید از این دوران برای تقویت جامعه مدنی ‏استفاده کرد. «شاهدیم مردم با قدرت حاضر شده‌اند و در زمینه کمک‌های مالی اتفاقات خوبی افتاده و ‏باید این در زمینه‌های دیگر هم تقویت شود. این درحالی است که می‌دانیم جایگاه جامعه مدنی در کشور ‏ما بسیار ضعیف شده است و به همین دلیل هم بسیار لطمه می‌بینیم.» ایرانمنش حدود ۱۹‌سال است که ‏ساکن اکباتان است و سه دهه در حوزه مدیریت بحران‌ها تلاش کرده. از نظر او ما مرعوب فاجعه‌ایم و ‏مدیریت ریسک سانحه که پیش از بحران‌ها باید فعال باشد، کم‌رمق و بی‌جان است: «سال‌هاست در ‏اکباتان جامعه مدنی فعال است و از‌سال ۹۳ به بعد فعالیت‌ها بیشتر هم شد. برای مثال مردم برای ‏ساخته نشدن مگامال تلاش‌های بسیاری کردند. قرار بود جای مگامال فضای سبز ساخته شود تا هوا هم ‏راحت‌تر جریان یابد اما نشد. مسأله اما آنجاست که تلاش برای بهبود در این مکان زیاد است و بعد از ‏آنکه فضای شورایاری از‌سال ۹۳ تغییر کرد و ائتلاف همراهان محیط‌زیست در آن زیاد شدند کارهای ‏گروهی که قبلا مختص چند بلوک بود به سطح کلان کشانده شد.» او می‌گوید فضا به سمت خوبی از ‏این نظر در حرکت است و در عین حال فقط نمی‌توان به مردم بسنده کرد و دولت هم باید همراهی کند ‏تا با کم کردن فشارها اجازه دهد روحیه مردم عوض شود: «در این شرایط ارتباطات مجازی کفایت ‏نمی‌کند. مردم باید بتوانند از پشت پنجره خانه‌هایشان همسایه‌هایشان را ببینند و با آنها در تجربه‌ای ‏مشترک شریک شوند، حرف بزنند و همخوانی کنند تا بتوانند از فضای سخت موجود عبور بگذرند.»‏ راهی برای تقویت پیوندهای اجتماعی
بلوک‌های اکباتان با صدای مردان و زنان و کودکانی به صدا درآمدند که در خانه مانده‌اند و امیدوارند ‏بتوانند بهار خوبی را تجربه کنند. نمونه‌اش سارا ثابت، پژوهشگر و کنشگر شهری است که چهار سالی ‏می‌شود ساکن اکباتان است. او صدای خواندن مردم را از دور شنیده و می‌گوید بلوک‌های اکباتان ‏فضاهای خاصی دارند و خانه او که جزو ساکنان خانه‌های روبه‌روی ایستگاه مترو است به صورت مستقیم با ساکنان ‏دیگر خانه‌ها ارتباط نداشته؛ اما او هم به کنار پنجره آمده و با مردم شهرکش همراه شده است: «این ‏اتفاق بیشتر در بلوک‌های فاز دو رخ داده که معروف به مسیر سلامتی است و همین‌طور جاهایی که ‏میدانچه‌هایی دارد هم شاهد این اتفاق بوده. همه اینها نشانه‌ است. نشانه از اینکه فضای اجتماعی و ‏تعامل مردمی مهم است و هرکجا که با برنامه‌ریزی‌هایی که معماری شهری داشته این اتفاق پیش آمده ‏و مردم توانسته‌اند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.» او می‌گوید علاوه بر اکباتان، فضای نارمک هم این ‏حس را دارد و این فضا علاوه بر آن‌که کالبدی است، الگویی اجتماعی و تعاملی هم دارد و فقط شکل و ‏شمایل و کالبد ساختمان‌ها اهمیت ندارد؛ ارتباط آدم‌ها با یکدیگر و از سویی زندگی طولانی مدت در یک ‏مکان که حس محله‌محوری به فرد می‌دهد هم اهمیت بسیاری در شکل‌دهی به این وضع دارد. «اگر ‏می‌خواهیم شاهد فضایی از این دست در شهر باشیم و در زمان‌ بحران‌ها از آن بهره ببریم باید ‏سرمایه‌گذاری‌های شهری به این سمت و سو برود و مدیران شهری اهمیت این موضوع را حس کنند. ‏اتفاقی که در بسیاری از شهرهای کشور نمی‌افتد.» ثابت می‌گوید حضور مردم و همراهی‌شان از پشت ‏پنجره‌ها همان‌طور که در همه دنیا رخ داد در ایران هم باید بیشتر شود و از آن بهره گرفت و تلاش کرد ‏تا پیوندهای اجتماعی را پررنگ و تقویت کرد. «ما در دهه بیست‌ و سی شمسی در کشورمان شاهد ‏شکل‌گیری بالکن در معماری هستیم. این بالکن و بیرون آمدن همان ارتباطی است که در محلات به آن ‏نیاز بود اما بعدها سوداگری در ساخت‌وساز آن را حذف کرد. چرا که قیمت بالکن ارزان‌تر از ملک ‏حساب می‌شود و این برای بساز بفروش‌ها به‌صرفه نبود و در نتیجه آنها در طول سالیان متمادی ‏درصدد حذف آن برآمدند. اتفاقی که خوب نبود و شورای‌عالی شهرسازی باید در قانون آن بازنگری ‏داشته باشد.» این پژوهشگر حوزه شهری معتقد است هرچند فضای اکباتان متفاوت است و پژوهش‌های ‏بسیاری هم درباره‌اش انجام گرفته اما لازم است فضایی ایجاد شود تا این تصویر را در بخش‌های ‏مختلف شهرها ببینیم و همین هم باعث می‌شود روحیه مردم بالا برود. ‏  
رزرو هتل