انقلاب اسلامی و کارهای انجام نشده

در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی آمده است؛ «انقلاب اسلامی همچون پدیده‌ای زنده و با اراده، همواره دارای انعطاف و آماده تصحیح خطاهای خویش است، امّا تجدیدنظرپذیر و اهل انفعال نیست. به نقدها حسّاسیّت مثبت نشان می‌دهد و آن را نعمت خدا و هشدار به صاحبان حرف‌های بی‌عمل می‌شمارد.»  اگر بخواهیم با امنیت  رسانه ای بخشی از دستاوردهای انقلاب اسلامی را نقد کنیم، به طوری که دلواپسانِ بی عمل خرده بر نقد نگیرند و حاشا نکنند بایدبه این بند از بیانیه گام دوم اشاره کنیم و برای بهبود شرایط، نقد خود را انجام دهیم. با استناد به واکنشی که در این بیانیه بر آن تاکید شده و رهبر انقلاب آن را حساسیت مثبت نامیده‌اند، می‌توان برای بهره‌گیری از فرصت‌ها و تهدیدها عرصه‌های مختلفی از سیاست، فرهنگ، اقتصاد، اجتماع و... پس از انقلاب را واکاوی کرد. متولیان رهبری و پایداری پیروزی مردم در 22بهمن ماه 57، در آن روزگاران بایستی برای نگهداشت و استمرار انقلاب برنامه‌ریزی‌ها و اقداماتی را طراحی می‌کردند که با آرمان‌های انقلاب همخوانی داشته باشد و آینده آن را تضمین کند. بدون شک یکی از بخش‌های مهم کشور که با پیروزی انقلاب به سمت تحول و تغییرات اساسی گام برداشت، نظام آموزشی و محتوای آن بود. چرا که با آموزش، هرآنچه نیاز است تا به نسل فردا و بستر جامعه منتقل شود، امکان پذیر است و جمهوری اسلامی ایران توانسته است در زمینه‌های مختلفی از آموزش و پرورش نوجوانان وجوانان خود موفق باشد. با این وجود با گذشت 41 سال از عمر انقلاب اسلامی باید نویدی امیدوارانه از اعداد و ارقامی که محصول عدالت و فرصت آموزشی هستند، به ارمغان برسد اما شواهد حاکی از آن است که در این قسمت با وجود اقدامات و تلاش‌های مطلوبی که صورت گرفته هنوز با شرایط ایده‌آل و آنچه جزو اهداف اوایل انقلاب بوده است فاصله داریم. کودکان کار، بازماندگان از تحصیل، مسیر نامساعد محل زندگی تا محل تحصیل در مناطق کوهستانی و عشایری، ایمنی نامطلوب و تجهیزات نامناسب مدارس در مناطق محروم و... نشان می‌دهد آنچنان که باید به شعار حمایت از مستضعفان و رسیدگی به مناطق محروم عمل نکرده‌ایم. باید برای صدور پیام‌های انقلاب مستضعفان، در مسیر کاهش آلام و تبعیض‌ها، گام برداشت. اینکه در کشور، منطقه‌ای وجود داشته باشد که گازرسانی نشده یا آب آشامیدنی ندارد، اما با این وجود صادرات گاز و آب داشته باشیم، عدالت اجتماعی را به چالش می‌کشاند. «چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است».
 بخشی دیگر که در این مجال می‌توان به آن نقد کرد، حضور زنان در عرصه‌های مدیریتی کلان و مناصب تصمیم گیر و سیاستگذار است. این ادعا که زنان چندین درصد از فلان و بهمان پست و حضور اجتماعی را دارند آن سخنی نیست که عدالت جنسیتی و حضور برابر را برساند. در بین اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام یک زن حضور ندارد، در هیات دولت یک وزیر زن نیست، در مجلس شورای اسلامی زنان اقلیت هستند، در مناصب مدیریتی زنان کمتر از مردان در میدان تصمیم و عمل هستند، در مناسبات اجتماعی زنان کمتر از مردان دعوت به کار می‌شوند و... بار اصلی آموزش در کشور بر عهده زنان است؛ چه در خانواده و چه در مدارس. اما در واقعیت تعداد مدیران زن دانشگاه‌ها، ادارات کل آموزش و پرورش استان‌ها، معاونت  وزارتخانه‌های آموزشی و فناوری و دستگاه‌های اجرایی و نظارتی  به انگشتان یک دست هم نمی‌رسد. با این وجود در هر عرصه‌ای که مدیریت با زنان بوده است غیر از تعهد، مسئولیت پذیری، خلاقیت، نوآوری، پاک دستی و مدیریت کارآمد و... چیزی دیگری برجای نمانده است. باید پذیرفت که در عدالت آموزشی و جنسیتی آنچنان که باید مطلوب اقدام نشده است. گذشت 41 سال از انقلاب به این معناست که زنانی که در همین انقلاب آموزش دیده و تربیت شده‌اند آماده حضور در سیاستگذاری و تصمیم گیری‌ها هستند، اگر نخواهیم به بودن آنها در مناصب کلان اعتماد کینم یعنی به انقلاب و تربیتی که از آن حاصل شده، اعتماد نشده است.
رزرو هتل