ساعتی در آشپزخانه تولید مواد مخدر تقلبی

سفره رنگی پهن شده و بوی تندی فضا را احاطه کرده و گویا مهمانی در پیش است. از همه نوع خوراکی از قبیل جگر گاو، تعدادی تخم مرغ، چای خشک، نوشابه سیاه، نان سوخته، نشاسته، قرص های کدئین و غیره فراهم شده است. آدم را به فکر فرو می برد و سرت سوت می کشد که این همه وسایل درهم و برهم برای چه کاری است. قهقهه تعدادی از هپروتی ها فضای سرد و تاریک یک شب زمستانی را شکسته است.  همه منتظر آشپزباشی هستند تا آشی بپزد که یک مشت ناخالصی روی آن است. افراد عادی سهمی از این دست پخت ندارند و فقط مختص گروه خاصی از هپروتی هاست. باور کردنش سخت است، مخرب تر از مواد مخدر، ناخالصی آن هاست. همین نزدیکی ها موقعی که شب ها از فرط خستگی و مشکلات اقتصادی سر بر بالین می گذاریم، سودجویانی بیدار و سخت مشغول پخت و پز برای گروهی خاص هستند. شبی از شب های زمستان وقتی ننه سرما، زوزه کشان مثل سوزن از لباس چند لایه آدم رد می شود و تن را می گزد به اتفاق چند مهمان وارد اتاقکی در حاشیه شهر می شوم که ابری از دود در فضا جولان و در نگاه اول خبر از یک مهمانی پر چرب می دهد. همهمه‌ای بر پاست، هر کس برای دیگری کری می خواند و با یک ساز (مواد) در حال کوک کردن خودش است.  هپروتی ها جوک می گویند و از فرط خنده مثل لواشک وسط اتاق پهن می‌شوند. در یک گوشه سفره ای رنگین پهن است و انواع خوراکی از قبیل چای خشک، تخم مرغ، جگر، نوشابه سیاه، نان سوخته، شکلات تلخ، انواع قرص توهم زا و غیره چشم هر تازه واردی را خیره می‌کند. هنوز در شوک هستم که به قول هپروتی ها سرآشپز وارد می شود و همه با خارج کردن حلقه های دود از ریه های شان به او خوش آمد می‌گویند. ننه سرما  بیرون از خانه خودش را به در و دیوار می کوبد و صدای تیک تاک ساعت زهوار در رفته روی دیوار به گوش می رسد. شخص زبردست(سرآشپزهپروتی ها) کارش را شروع و ابتدا تریاک را روی چراغ تک شعله آب و بعد از آن چاشنی های مد نظرش (چای خشک، نوشابه سیاه جوشانده شده، جگر سیاه، زرده تخم مرغ پخته شده، نان سوخته و قرص های کدئین وتوهم زای آسیاب شده) و بعضی از چیزهای دیگر را به مواد اضافه می کند. تقریبا به یک سوم یا بیشتر وزن تریاک ناخالصی اضافه می کند. بعد از آن برای جبران ضعف گیرایی مواد آماده شده به واسطه وجود ناخالصی ها، کمی مواد صنعتی به آن اضافه می کند تا مصرف کننده با چند پک شنگول شود. یکی از مصرف کنندگان که بیش از 15 سال اعتیاد داشته و حالا چند صباحی است مهمان کمپ شده و رد پای اعتیاد در چهره اش نمایان است، خطاب به من می گوید: «قیافه ام داغان شده است، مگر نه؟ بیشتر به خاطر ناخالصی مواد است، البته دندان های من را سرب خراب کرده، چون بعضی ها در تریاک می ریزند تا سنگین بشود و بیشتر سود کنند. خوب معلوم است با این وضعیت قیافه ای برای آدم باقی نمی ماند، همه جا این کار ناجوانمردانه را می کنند، مختص یک جا و یک آدم نیست، بیرون که بودم با چشم های خودم دیدم که یکی از هم پاتوقی هایم به خاطر ناخالصی زیاد مواد و وجود سرب در بدنش فوت کرد.»  
رزرو هتل