تغییر انتخاب مردم، بن‌بست یا راه خروج از بن‌بست!

محمدعلی جعفری، فرمانده سابق سپاه به تازگی گفته است: «تنها راه خروج از بن‌بست تغییر انتخاب مردم است و رفتن به سمت نیروی جوان مسلمان انقلابی مجاهد است که پشت سر رهبری مشکلات مردم را یکی پس از دیگری حل کنند». این یادداشت نقدی و توضیحی است بر این سخنان. 
به زعم نگارنده تمام مشکلات کشور ناشی از نوع فکری است که جناب جعفری مطرح می‌کنند یعنی سیاستی که قائل به تغییر انتخاب مردم است و تصور می‌کند قرائت خودش فراتر از انتخاب مردم است، به جای مردم حرف می‌زند، به جای مردم عمل می‌کند و در برابر مردم نیز خود را پاسخگو نمی‌دانند! این‌گونه تفکر نوعی تقلیل مشکلات کشور، نادیده گرفتن اراده مردم و بصورت بالقوه متضمن قیمومت برای مردم است‌‌. چرا باید تلاش‌هایی در راستای تغییر انتخاب مردم صورت بگیرد؟ 
تلاش برای تغییر انتخاب مردم کاری اشتباه و زیانبار است که عاقبت مفیدی برای مردم و تغییردهندگان نخواهد داشت و تجربه نشان داده صدمات جبران ناپذیری را به کشور تحمیل کرده است که به تقریب سرچشمه نابسامانی‌های فعلی کشور به زمانی بر می‌گردد که عده‌ای به این فکر افتادند تا انتخاب مردم را تغییر بدهند یا به عبارتی سیاست مهندسی انتخابات را پیاده کردند.
سوال اساسی این است که آيا تمام مشکلات کشور ناشی از انتخاب مردم است؟ مگر نهادهای انتخابی چه کسری از تصمیم‌گیری و مدیریت کلان کشور را برعهده دارند؟
مفروض آقای جعفری این است که تمامی‌ نابسامانی‌های کشور نشأت گرفته از انتخاب مردم و به تبع آن نهادهای انتخابی است و گریز از آن مستلزم رفتن به سمت نیروی جوان... است! خوب بود آقای جعفری مشخص می‌کرد آیا مابقی تصمیم‌گیرندگان نظام نیروهای جوان هستند؟ به عبارتی فقط نهادهای انتخابی باید نیروهای جوان باشند و مابقی نهادها و شخصیت‌ها که از قضا دارای حاشیه امن هستند، دارای اختیار زیاد و مکانیزم پاسخگویی حداقلی هستند نیاز به جایگزینی با نیروهای جوان ندارند! عجیب است که ایشان ضرورت جوانگرایی در نهادهایی با آیتمی‌هایی موقت، قابل رصد و پاسخگویی را تشخیص می‌دهند اما جوانگرایی در نهادهای انتصابی دارای عملکرد غیرشفاف و غیرپاسخگو را نادیده می‌گیرند. اگر این نکته پایه‌ای را نمی‌بینند که بحثی نیست ولی اگر می‌دانند چرا خود را به تجاهل می‌زنند!؟
البته منظور این یادداشت، این نیست که مصاديق انتخاب مردم تماما مبری از اشتباه و ضعف است و نقدهای اساسی متوجه آنها نیست بلکه حرف از نگاهی است که با تقلیل، قطبی کردن مسائل و ریشه‌یابی ناقص عمدا بدون توجه به مشکلات عدیده‌ای که به شدت مردم را در مضیقه قرار داده است، به صورت غیر مستقیم ضمن بی‌تقصیر جلوه دادن خودشان، مشکلات را متوجه مردم می‌دانند و سیاست خطرناک مهندسی انتخاب مردم را به ذهن متبادر می‌کند. در پایان لازم است چند نکته تذکر داده شود: 
1- به قول معروف «شتر سواری دولا دولا نمی‌شود»! اگر قرار به جوانگرایی است باید شامل تمام ارکان کشور شود. تمایز و تفاوت منشا مشکلات عدیده کشور است، نمی‌شود نهادهایی که در راستای منافع بعضی‌ها هستند مصون از تغییر و تحول باشند اما آنها که در مسیر این افراد نیستند به نفع آنها دچار جوانگرایی شوند!
2-  وضعیت فعلی کشور ماحصل نگاهی است که معتقد به تغییر انتخاب مردم است و قبلا با انواع نظارت‌ها عملا آن را در منگنه قرار داده است (و شوربختانه به آن اکتفا هم نمی‌شود) و باید پرسید بعد از تجربه تلخ 1384 به این‌سو مجددا با چه منطقی زمزمه  همان رویه تکرار می‌شود؟ 
3- تنها مرجع برای تغییر انتخاب مردم خود مردم هستند و تلاش برای تغییر انتخاب مردم نوعی انحراف از قانون و برخلاف منافع و خواست مردم است که به سادگی از سوی آنها نیز پذیرفته نخواهد شد و باید دانست که انسان عاقل نباید اجازه بدهد از یک سوراخ دو بار گزیده شود. تنها کمکی که امثال آقای جعفری می‌توانند به مردم و خودشان بکنند این است که موانع مقابل انتخاب مردم را بردارند و تمام اختیارات قانونی تصمیم‌گیری را به مردم برگردانند. زیرا مردم بهتر از همه می‌دانند چطور انتخاب کنند! نگاه قیم مآبانه به مردم بحران‌آفرین است که باید به‌شدت از آن اجتناب کرد.
رزرو هتل