«همدلی» مقصد سرمایه‌های سرگردان در ایران با سایر کشورها را ارزیابی کرد چوب تولید گریزی یا چماق واردات‌پیشگی

بورس در حالی مقصد جذابی برای جذب نقدینگی سرگردان در دیگر کشورها است، که در ایران هنوز ناشناخته است
همدلی| فاطمه آقایی‌فرد: چوب تولیدگریزی یا چماق واردات‌پیشگی همچنان بر سر اقتصاد وجود دارد. این را می‌توان از مقصد نامعلوم سرمایه‌های اقشار مختلف در جامعه به خوبی فهمید؛ از روزهایی که 20 میلیارد دلار ارز خانگی در اقتصاد رکورد زد و سرمایه‌های مردم به جای بورس و تقویت تولید به چهارراه‌استانبول سرریز شد؛ سال‌های زیادی است که دلار، سکه، مسکن و خودرو، مقصد جذابی برای سرمایه‌های سرگردان در میان مردم هستند اما در میان گفته‌های سرمایه‌داران حرفی از بورس یا بازار سرمایه نیست. البته نمی‌توان به مردم این حق را نداد، چرا که به دلیل بی‌توجهی به سیاست‌های تولید و تقویت زیرساخت‌ها، نمی‌توان انتظار داشت بورس مانند دیگر کشورها مقصد جذابی برای سرمایه‌ها باشد؛ جذابیت محصولات تولیدی در میان شرکت‌ها، رقابت‌پذیری کالاها و تلاش برای کسب رضایت مشتری از جمله مهمترین نکاتی هستند که در موفقیت و سوددهی شرکت‌های فعال در بورس مطرح هستند، این در حالی است که بی‌اهمیتی به سیاست‌گذاری‌ها در زمینه تولید همیشه مردم را از بازار سرمایه فراری داده و به بازارهای موازی هدایت کرده؛ بازارهای مسکن، سکه، ارز و خودرو که این کالاها را به جای کالاهای مصرفی به کالای سرمایه‌ای تبدیل کرده فضا را برای دلالی مهیاتر؛ نتیجه اینکه و ثبات و آرامش از فضای اقتصادی کشور بیرون می‌رود و نوسان قیمت‌ها سفره‌های اقشار ضعیف را روز به روز کوچکتر می‌کند.
واقعیت این است که در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته کارشناسان اقتصادی بهترین راه برای سرمایه‌گذاری را بورس یا بازار سرمایه معرفی می‌کنند، اما در ایران این بازار همچنان در میان سرمایه‌داران ناشناخته مانده است. نگاهی به مقالات خارجی در این زمینه نشان می‌دهد بسیاری از سرمایه‌داران در کشورهای توسعه‌یافته یکی از راه‌های جذاب برای دستیابی به سود را بازار سرمایه عنوان می‌کنند، به‌طوری که با نگاه بلندمدتی به بورس، همچنان سرمایه‌داران را تشویق به ورود به این بازار می‌کنند. به باور تحلیل‌گران خارجی در صورت خرید سهام شرکت‌ها و ورود به بورس می‌توان طی 18 سال تبدیل به یکی از میلیونرهای دنیا شد، این در حالی است که در اقتصاد ایران داستان به گونه دیگری است. تحلیل‌گران داخلی هر بار که شروع به مقایسه مقصد سرمایه‌گذاری در ایران و کشورهای توسعه‌یافته می‌کنند بر این نکته تاکید می‌کنند که علت موفقیت بورس در دیگر کشورها توجه به زیرساخت‌ها و مسئله تولید است. این در حالی است که در کشور ما بی‌توجهی به بحث زیرساخت‌ها و موانع مختلفی که در زمینه تولید وجود دارد، نمی‌تواند چشم‌انداز مثبتی به بورس ایجاد کند و در نتیجه سرمایه‌داران همیشه از بورس فراری هستند. نکته‌قابل توجه این است که بی‌اهمتی به مسئله تولید همیشه کار دست اقتصاد داده و تجارت‌محور بودن راهی برای تکیه سرمایه‌ها به بورس باقی نگذاشته است. این یعنی سیاست‌گذاری‌ها در زمینه تقویت زیرساخت‌ها و تولید آنقدر با عملکرد ضعیفی همراه بوده که حتی وقتی بورس روزهای موفقی را تجربه کرده نیز مردم با نگرانی از بازار سرمایه یاد کرده‌اند، به عبارت دیگر سرمایه‌داران ترجیح داده‌اند تا با ورود به دیگر بازارها سود حداقلی را داشته باشند تا اینکه بخواهند با ریسک بالا به بورس وارد شوند. به باور برخی از دست‌اندرکاران اقتصادی، یکی از علت‌های کمرنگ بودن بورس در اقتصاد ایران، جانیفتادن بورس در میان مردم و نبود فرهنگ برای جذب سرمایه‌های سرگردان است.
حمیدرضا میرمعینی در این‌‎باره به «همدلی»، می‌گوید:«نگاه فعالان بازار سرمایه به بورس نگاه سرمایه‌گذاری نیست و سرمایه‌گذاران با نگاه نوسانی و سفته‌بازی وارد این بازار می‌شوند. سرمایه‌گذاران ترجیح می‌دهند تا سهام را با قیمت بالا بفروشند و با قیمت پایین خریداری کنند. اما اگر سرمایه‌دارها به یک شکل در این بازار رفتار کنند و رفتار توده‌ای داشته باشند در این صورت اتفاقات خوبی در این بازار می‌افتد. نبود رفتار توده‌ای و نگاه سفته‌بازی به این بازار باعث شده تا سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی اعتماد چندانی به این بازار نداشته باشند. نبود رفتارهای یکسان در این زمینه باعث شده تا شاهد افت و خیز پرشتابی در این بازار باشیم».
میرمعینی درباره نوسانات بازار سرمایه طی چند ماه گذشته می‌گوید: «ذات بازار سرمایه نوسان است، اما این نوسانات باید به صورت منطقی باشد و پشت هر نوسانی یک تحلیل منطقی وجود داشته باشد. مثلا نوسان پنج درصدی طی یک هفته یک اتفاق طبیعی در بازار سرمایه است، اما وقتی طی یک هفته 25 درصد ارزش سهام برخی از شرکت‌ها دچار کاهش یا افزایش می‌شود، این نوسان طبیعی نیست و باعث از بین رفتن اعتماد سرمایه‌گذاران به این بازار می‌شود. با اینکه نوسان ذات بازار سرمایه است، اما ریزش و افزایش یک تعریف مشخصی را باید داشته باشد تا فضای اطمینان در این بازار وجود داشته باشد. وقتی هیجانات بدون علم و تحلیل باشد و نگاه سفته‌بازی و دلالی در این بازار وجود داشته باشد در این صورت سرمایه‌گذاری در بازار سرمایه باعث رونق تولید نمی‌شود. در کل بازار سرمایه واقعی ریسک بالایی را دارد، اما اگر رفتارها در این بازار به درستی باشد و فرهنگ سرمایه‌گذاری وارد بورس شود در این صورت بازدهی بالایی در بورس ایجاد می‌شود.»
به باور میرمعینی: «دولت از طرف سازمان متولی بازار سرمایه باید برنامه و سیاست مناسبی در این بازار داشته باشد. برای هر نوع واکنشی که فعالان اقتصادی از خود نشان می‌دهند یا هر نوع اتفاقی که می‌افتد، باید برنامه مشخصی ایجاد شود».
تفاسیر ارائه شده درباره ریزش و رشد بازار سرمایه در گفت‌وگو با این کارشناس بیشتر متوجه سرمایه‌گذاران بود. تحلیل‌های ارائه شده از سوی کارشناسان بورس نشان می‌دهد که نگاه سرمایه‌گذاری به بازار سرمایه باید نگاه درستی باشد. سوال اینجاست که آیا دولت در این میان نقشی ندارد و برای افزایش بازدهی بورس و جذب سرمایه‌های سرگردان در جامعه آیا اقدامی سازنده از سوی دولت ضروری است؟
میرمعینی در این‌باره به «همدلی»، می‌گوید: «برای عملکرد مناسب بورس در کشور و جریان سرمایه‌ها به سمت تولید نه تنها باید نگاه سرمایه‌داران به این بازار تغییر کند، بلکه باید صاحبان متولی نیز برنامه داشته باشند تا شیوه نگاه سرمایه‌داران به این بازار تغییر کند. در این باره ابزارهای خوبی مثل مرکز مشاوره برای ورود به بورس وجود دارد که باید قبل از سرمایه‌گذاری فرهنگ استفاده از این سازمان‌ها در میان سرمایه‌گذاران ایجاد شود. در غیر این صورت سرمایه‌گذاران بدون بررسی وارد بازار سرمایه می‌شوند و مشکلاتی برای آن‌ها ایجاد می‌شود».
به گفته این کارشناس : «در استراتژی کلان بازار سرمایه با توجه به اینکه نقش مهمی در اقتصاد کشور دارد و اثرگذاری این بازار در اقتصاد مشهود است، باید در جذب نقدینگی به خوبی عمل کند و سرمایه‌های خرد و خانگی برای تامین منابع مالی بنگاه‌های اقتصادی به سمت این بازار روانه شود. برای این منظور سازمان بورس باید برنامه و استراتژی مهمی را در پیش گیرد و دولت نیز حامی بورس باشد تا برنامه‌های این سازمان برای جذب سرمایه‌ها به سوی تولید به مسیر درستی هدایت شود. بورس تا به حل تحت حمایت دولت نبوده و توسعه‌یافتگی در این بازار مشاهده نشده. این در حالی است که در کشورهای دیگر مانند مالزی و ترکیه بورس به صورت توسعه‌یافته وجود دارد و بازارهای مالی از این توسعه‌یافتگی به خوبی استفاده می‌کنند و تاثیر این توسعه‌یافتگی در فضای اقتصادی این کشورها مشهود است».
آنطور که میرمعینی می‌گوید: «بدون برنامه و بر اساس تامین منافع نمی‌توان در بورس فعالیت کرد و دولت باید سیاست‌گذاری‌های ساختاری برای ورود سرمایه‌ها به این بازار ایجاد کند. برای این منظور باید سیاست‌گذاری‌های مناسبی در حوزه سیاسی، مالیاتی، تعرفه‌ای، تجاری و بازرگانی ایجاد شود و این سیاست‌گذاری‌ها سرمایه‌ها را در جهت مناسبی هدایت کند. در جهتی که بتوان سرمایه‌ها را برای رونق تولید جذب کرد و فضای امنی برای سرمایه‌گذاران ایجاد کرد تا بنگاه‌های اقتصادی به خوبی از این شرایط استفاده کنند». میرمعینی در پایان گفت: «برای ورود هر سرمایه‌گذاری به بازار سرمایه ابتدا باید شخص سرمایه‌گذار به سه سوال پاسخ دهد؛ اول اینکه افق سرمایه‌گذاری چند وقته برای این فعالیت در نظر گرفته است؟ دوم اینکه نرخ بازدهی مورد انتظار فرد چقدر است و سوم اینکه با چه میزان سرمایه‌ای می‌خواهد وارد این کار شود؟ چرا که در این بازار افراد حرفه‌ای بسیاری فعال هستند و هر روز در جلسات حضور دارند و اخبار این موضوع را رصد می‌کنند، بنابراین برای حضور در این بازار باید از مراکز مشاوره کمک گرفت».
به نظر می‌رسد برای هدایت سرمایه‌ها به بورس و ساماندهی نقدینگی سرگردان دولت باید سیاست‌های لازم برای تقویت تولید و زیرساخت‌ها را فراهم کند تا با هجوم سرمایه‌ها به بازارهای موازی اقتصاد طوفانی نشود.
سایر اخبار این روزنامه
رزرو هتل