اینجا از میز و نیمکت خبری نیست





هدی هاشمی
خبرنگار
«دانش‌آموزی داشتم به اسم پوریا. شیطون بود و پرانرژی. یک روز توی بخش بیمارستان غمگین و بی‌حوصله بودم که پوریا از اتاق شیمی درمانی بیرون اومد. بچه‌ها وقتی داروی شیمی درمانی میگیرن، دچار عوارضی می‌شن مثلاً تکلمشون به مشکل برمیخوره. پوریا بهم نگاه کرد و فهمید. با اینکه سعی کردم خودم رو خوشحال نشون بدم اما از حال و روزم متوجه شد که حالم خوب نیست. رفت توی اتاقش و برام نوشت آقا مگه غصه، خوردن داره... چند وقت بعد پوریا از دنیا رفت و این جمله رو برام به یادگار گذاشت. الان دیگه وقتی میرم سرکلاس به بچه‌هام میگم که این دنیا ارزش هیچی رو نداره و فقط شاد زندگی کنید. تا قبلش برام نمره دانش‌آموزام مهم بود. الان به دانش‌آموزام میگم برای نمره درس نخونید. شاد زندگی کردن فرمول شاد زندگی کردن و کار کردنه. نه کار کردن برای پول در آوردن، نه درس خوندن برای نمره گرفتن.» اینها را آقای معلم می‌گوید، مقداد حسن‌زاده سرگروه معلمان داوطلب محک است. شغل اصلی‌اش معلمی‌ است و حالا چند سالی می‌شود که برای دل خودش و با 70 داوطلب معلمی دیگر به بچه‌های مبتلا به سرطان

منبع خبر:

خرید بلیط