لیست سیاه آقای آرایشگر !

پشت پرده های 3 پرونده تبهکاری در پایتخت در تجسس های پلیسی فاش شدند.
باندخانوادگی
داماد خانواده وقتی دید شرایط مالی برادرهای همسرش مثل خودش خوب نیست سناریوی اخاذی در نقش تصادفات ساختگی را طراحی کرد و یک باند خانوادگی به راه انداخت.
اوایل شهریور امسال بود که ماموران پلیس تهران با مراجعه چند راننده که همگی ادعا می کردند چند مرد در تصادفات ساختگی دست به اخاذی از آن ها زده اند، مواجه شدند و همین کافی بود تا تیمی از ماموران برای دستگیری عاملان این تصادفات ساختگی وارد عمل شوند.
با بررسی های پلیس مشخص شد که چند مرد با نزدیک شدن به خودروها خودشان را به خودروها می زنند و در نقش تصادف ساختگی از سوژه ها پول می گیرند.
تجسس های پلیسی ادامه داشت تا این که ماموران با اقدامات فنی و پلیسی چهار مرد جوان را که همگی اعضای یک خانواده بودند در عملیات پلیسی دستگیر کردند.تحقیقات حاکی از آن بود که داماد خانواده همراه سه برادرزن خود در این سرقت ها حضور داشته است و آن ها پول زیادی نیز اخاذی کرده اند.
حمید 42 ساله که داماد خانواده است ادعا می کند به خاطر نداشتن پول اجاره خانه همراه برادرهای همسرش این سرقت ها را انجام می داده است.
این مرد در اعترافاتش گفت: سال گذشته از طریق رسانه ها شنیدیم یک باند 11 نفره با تصادف های ساختگی از مردم اخاذی می کنند تا این که من به خاطر مشکلات مالی و نداشتن اجاره خانه به فکر چاره بودم که یک شب که با برادرهای همسرم دور هم جمع شده بودیم تصمیم به این کار گرفتیم. وی افزود: از قبل سوژه ها را شناسایی می کردیم و به برادرهای زنم اطلاع می دادم و سپس یکی از آن ها خودش را به خودرو نزدیک می کرد و به طور مثال دستش را به آینه خودرو می زد و با این ترفند من نیز به کمک او می رفتم و با چرب زبانی راننده را وسوسه می کردم که پولی به مرد جوان که برادرزنم است بپردازد و برود، باور کنید از کسی به زور و اجبار پول نمی گرفتیم. برادرهای همسر این مرد نیز که هر یک به بهانه ای وارد باند شده بودند ادعا کردند به خاطر اعتیاد و کمک به بیماری مادرشان دست به این کار زدند و فکر نمی کردند دستگیر شوند.
 
سرقت های جوان آرایشگر
چندی قبل ماموران پلیس تهران از سرقت های سریالی از خانه های شرق تهران مطلع شدند و با توجه به حساس بودن دزدی ها تیمی از ماموران پلیس آگاهی تهران برای دستگیری عامل این سرقت ها وارد عمل شدند.
کارآگاهان در گام نخست تحقیقات پی ‌بردند که دزدان با اطلاع از خالی بودن خانه ها دست به سرقت زده اند که در این مرحله دوربین های مداربسته در نزدیکی محل های سرقت مورد بازبینی قرار گرفت و خیلی زود تصویر یکی از دزدان که اواخر سال گذشته از زندان آزاد شده بود شناسایی شد.
همین کافی بود تا تیم پلیسی در عملیاتی غافلگیرانه سارق سابقه دار را در شرق تهران دستگیر کند و متهم در بازجویی ها ادعا کرد که از طریق یک دوست مشترک با پسر جوان که در آرایشگاه مردانه کار می کرد خانه های طعمه‌هایمان را شناسایی می کردیم و پس از اطمینان از خالی بودن خانه ها من برای سرقت وارد عمل می‌شدم.
به این ترتیب ماموران در دو عملیات همزمان پسر آرایشگر و رابط بین سارق اصلی را دستگیر کردند.
گفت وگو با سارق آرایشگر
امیر 28 ساله، آرایشگر از اعتماد مشتریانش سوء استفاده کرده و با اطلاع از وضعیت مالی آن ها و نبودشان در خانه، سرنخ را به همدستانش می داد و آن ها نقشه سرقت  را اجرا می کردند.
سابقه داری؟
نه.
چه کسانی را هدف سرقت هایتان قرار می دادی؟
مشتریان آرایشگاه را که با آن ها دوست بودم هدف سرقت هایمان قرار می دادم.
چطور؟
وقتی با مشتریانم صحبت می کردم و می فهمیدم وضعیت مالی خوبی دارند آن ها را در فهرست خود قرار می دادم و آمارشان را به همدستم می دادم.
چطور متوجه خالی بودن خانه ها می شدی؟
به من ربطی نداشت، بعد از شناسایی سوژه ها همدستم برای سرقت دست به کار می شد، من نقش فیزیکی در سرقت ها نداشتم.
شغل؟
آرایشگر.
چرا دزدی؟
طمع کردم و پشیمانم.
دزد سابقه دار
حسن 30 ساله که یک سارق سابقه‌دار است ادعا می کند به خاطر بیکاری و به دلیل این که قشر ضعیف جامعه است دست به دزدی زده است.
سابقه داری؟
بله، آخرین بار اسفند سال گذشته از زندان آزاد شدم.
چه نقشی در باند داشتی؟
بعد از این که امیر سرنخ  از طعمه هایمان می داد من برای سرقت دست به کار می شدم و با کمین کردن جلوی خانه ها وقتی اهالی خانه بیرون می رفتند وارد عمل می شدم و دزدی می کردم.
چقدر پول به دست آوردی؟
100 میلیون تومان.
شنیدم میلیاردی سرقت کردی؟
اگر از خانه های دیگری که شناسایی شده بودند سرقت می کردم به پول زیادی می رسیدم.
فکر می کردی دستگیر شوی؟
نه.اشتباه کردم و به چیزی فکر نمی کردم.
چطور با امیر آشنا شدی؟
از طریق یکی از دوستان مشترکم با امیر آشنا شدم و چندبار به آرایشگاه او رفتم و بعد از این که با هم بیشتر آشنا شدیم این سرقت ها را طراحی کردیم.
 
کلاهبرداری با لباس عربی
چندی قبل دختر جوانی با حضور در پایگاه سوم پلیس آگاهی تهران از کلاهبرداری یک جوان عرب نما در یکی از هتل های شمال تهران خبر داد.
دختر جوان به ماموران گفت: در لابی یک هتل شیک در شمال تهران بودم که با یک پسر جوان که لباس عربی به تن داشت آشنا شدم و دوستی ما ادامه داشت تا این که متوجه به سرقت رفتن کارت بانکی ام شدم و وقتی خواستم ماجرا را پیگیری کنم متوجه شدم که از حسابم 50 میلیون تومان پول برداشت شده است و از همان روز به بعد دیگر اطلاعی از پسر عرب ندارم.
به این ترتیب تیمی از ماموران پایگاه سوم پلیس آگاهی تهران برای تحقیقات پلیسی وارد عمل شدند و با توجه به تصاویر دوربین های مداربسته مغازه طلافروشی و هتل شیک توانستند جوان عرب نما را شناسایی کنند.
همین سرنخ کافی بود تا پسر جوان در عملیات پلیسی دستگیر شود. این جوان که اصالتا ایرانی است با توجه به تسلط داشتن به زبان انگلیسی توانسته بود در نقش یک عرب زبان اعتماد دختر جوان را جلب و سپس اقدام به خالی کردن حساب  اوکند.
گفت و گو با جوان فریبکار
میثم 30 ساله که مادرش متولد کشورهای عربی است ادعا می کند که دختر جوان قصد سرکیسه کردن مرا داشت و من خودم دست به کار شدم و برای ادب کردن دخترفریبکار حسابش را خالی کردم.
سابقه داری؟
خوشبختانه نه.
الان به چه جرمی دستگیر شدی؟
خالی کردن حساب دختر جوان.
شیوه وشگرد؟
یک روز من در لابی یک هتل سرگرم خوردن قهوه بودم که دختر جوان با ترفند خاص خودش به من نزدیک شد و فکر می کرد من یک شیخ نشین عرب هستم و با این طرز فکر قصد داشت از من پول زیادی اخاذی کند که من متوجه نقشه اش شدم.
از کجا متوجه شدی قصد سرکیسه کردن تو را دارد؟
فکر می کرد من فارسی بلد نیستم و وقتی که با تلفن صحبت می کرد متوجه کارش شدم و حتی در این مدت که در نقش مترجم او هم بودم به من گفت که اگر مسافر عرب و اروپایی سراغ دارم به او معرفی کنم و سهم خودم را از او بگیرم.
تو چطور حسابش را خالی کردی؟
یک بار در رستوران شماره کارتش را گفت تا این که کارتش روی زمین افتاد و من بدون این که متوجه ماجرا شود آن را برداشتم و حسابش را خالی کردم.
چقدر برداشت کردی؟
50 میلیون تومان که با کارتش سکه طلا خریدم.
در پوشش لباس عربی قصد سرقت داشتی؟
مادر من عرب است و وقتی دیدم دختر جوان به پوشش لباسم توهین می کند تصمیم گرفتم او را ادب کنم و حتی می خواستم سکه ها را به او پس بدهم که دستگیر شدم.
یعنی نیت شیطانی نداشتی؟
نه، او نیتش شیطانی بود، حتی پس از دستگیری ادعا کرده که یک دستبند طلا هم سرقت کردم اما دروغ می گوید و من تنها  50 میلیون برداشت کردم که سکه ها در دفترم است و به او پس می دهم.
 
خرید بلیط