چقدر رسانه‌ها در تضعیف جریان شعر ایران در این سال‌ها نقش داشته‌اند؟ شاعران در پیله و تریبون در اختیار شاعرنماها

گروه فرهنگ و هنر - این روزها شعر حال خوبی ندارد. این جمله را بسیار از سوی اهالی شعر و ترانه و حتی منتقدان این عرصه می‌شنویم. برخی حتی رسانه‌ها را با در اختیار قرار دادن تریبون به برخی شاعران، در این اتفاق شریک جرم می‌دانند. اما آیا رسانه‌ها تنها مقصران این اتفاق هستند؟
اینکه گاهی برخی رسانه‌ها از تریبونی که دارند در جهت پررنگ کردن برخی اشخاص استفاده می‌کنند، موضوعی نیست که بتوان آن را کتمان کرد. اما نقش رسانه‌‌های رسمی در عرصه‌ای که شبکه‌های اجتماعی همگی به‌نوعی به رسانه شخصی تبدیل شده‌اند که از قضا در برخی موارد بیشتر از رسانه‌های رسمی هم مورد توجه مخاطبان و کاربران قرار می‌گیرند، چقدر پررنگ است؟ محمدرضا مهدی‌زاده، شاعر و روزنامه‌نگار از دسته افرادی است که معتقد است فضای مجازی امروز، تبدیل به رسانه بزرگی شده است. او درباره کمرنگ شدن برخی شاعران به دلیل نداشتن تریبونی از سوی رسانه‌های رسمی گفت: «به نظر من امروزه با وجود فضای مجازی همه شاعران رسانه دارند. گرچه این فضا آفت‌هایی را هم دارد، اما محاسنی هم دارد که باعث می‌شود خود شاعران صفحه داشته باشند و با این امکان بتوانند آثارشان را عرضه کنند. این روزها با توجه به این‌که تیراژ مطبوعات و حتی تعداد مخاطبان رادیو و تلویزیون پایین آمده، دیگر کسی به‌دنبال رسانه نیست. حالا هر شاعری در دستش یک رسانه دارد و کسی نمی‌تواند بگوید در فراموشی و گمنامی به سر می‌برد چون می‌تواند شعرش را به راحتی عرضه کند».
اما علیرضا بهنام، شاعر و روزنامه‌نگار تاثیر پرداختن رسانه‌های رسمی به برخی شاعران را در پررنگ شدن برخی دیگر از شاعران کم‏تاثیر نمی‌داند. او گفت: «به نظر من بخشی از این موضوع حقیقت است. از این‌رو که به هر حال رسانه‌های ما آن‌چنان‏ که باید، به وظیفه خود به عنوان یک رسانه عمل نمی‌کنند؛ یعنی یکی از اولین اصول فعالیت رسانه‌ای این است که کسی که در رسانه کار می‌کند، خودش و علاقه شخصی‌اش را پشت در رسانه بگذارد و در رسانه به عنوان کسی که بی‌طرف اطلاع‌رسانی می‌کند، فعالیت کند».
او افزود: «متاسفانه به دلایل سیاسی و اجتماعی‌ای که کشور ما در دو، سه دهه اخیر از سر گذرانده، این بی‌طرفی رسانه‌ای فراموش شده است و تحت‌الشعاع مسائل دیگری قرار می‌گیرد که واقعیت موجود کشور ما است. مثل این‌که دو خبر موجود باشد، یک خبر مربوط بشود به کسی که در جریان حکومتی کار می‌کند و دیگری مربوط به یکی که دستش از آن جریان کوتاه است یا نمی‌خواهد با آنها همکاری کند. منِ روزنامه‌نگار قاعدتا به آن‌که بی‌رسانه است متمایل‌تر هستم چون جریان حکومتی رسانه دارد پس قاعدتا من طرف کسی را که امکاناتی ندارد می‌گیرم و این طرف‌گیری خودش با اصل حرفه‌ای رسانه در تناقض است و همین جا نقطه انحرافی به وجود می‌آید که بعدا می‌تواند فراتر هم برود. ممکن است که حتی در همین روند سلیقه هم دخالت داده شود و کسی که با سلیقه ادبی روزنامه‌نگار در تضاد است، مورد توجه کمتری قرار بگیرد که در این‌جا اصل بی‌طرفی رسانه‌ای تا انتها نقض می‌شود و نهایتا این اتفاق می‌افتد که می‌بینیم گعده‌هایی اطراف رسانه‌ها شکل می‌گیرد و سکوی پرتاب و تبلیغ یک عده می‌شود. ممکن است که من بگویم چون به اصل بی‌طرفی رسانه‌ای اعتقاد دارم، سعی می‌کنم این اتفاق در کارم نیفتد اما این‌که چقدر موفق هستم یا نیستم بحث جداگانه‌ای است؛ اما عموم رسانه‌های ما این سعی را هم نمی‌کنند و انتخاب‌های‌شان حتی با دلایل غیرادبی است».
البته همه هم چنین نظری ندارند، برخی معتقدند کنار کشیدن شاعران جدی، اوضاع را به اینجا کشانده است. غلامحسین چهکندی‌نژاد، شاعر نیز با این عقیده هم‌نظر است. او گفت: « همه سعی می‌کنند خودشان را از این شرایط کنار بکشند، البته درصد کمی هنوز هم دلسوزانه کار می‌کنند و برای‌شان مهم نیست که صدای‌شان به کجا می‌رسد. این درحالی است که خیلی‌ها هنوز نمی‌دانند اصلا ادبیات چی هست! اما شلوغ‌کاری و زدوبند می‌کنند و در جراید آثارشان را چاپ می‌کنند ولی وقتی نگاه می‌کنی می‌بینی نه محتوایی دارند، نه اصلا چیزی به اسم ادبیات در آثارشان دیده می‌شود».
برخی نیز تریبون داشتن برخی شاعران را باعث آفت‌ها و لطمات بسیاری به جریان شعر در ایران می‌دانند. مصطفی محدثی‌خراسانی، شاعر از جمله همین افراد است. او در این‌باره گفت: «این یک واقعیت است که چون رسانه‌های ما حقوق مادی و معنوی شاعران را رعایت نمی‌کنند، نقشی که شاعران می‌توانند در رسانه‌ها ایفا کنند، نقش اصیل و شایسته‌سالاری نیست؛ این موجب می‌شود کسانی به رسانه‌ها راه پیدا کنند که می‌خواهند مطرح شوند، پس به هر قیمتی به حضور در رسانه‌ها تن می‌دهند. این هم همیشه لزوما از روی شهرت‌طلبی نیست و علت دیگر آن از روی اغراض سیاسی و جناحی است که سبب می‌شود فرد به هر قیمتی به حضور در رسانه‌ها تن دهد. از طرفی کسانی که مناعت‌ طبع و شانی برای خودشان قائل هستند، با برخوردها و مناسبات سبک و بدون شان برخی رسانه‌ها حاضر به همکاری با آنها نمی‌شوند و این هم خود آسیب دیگری است».
حافظ موسوی، شاعر اما درباره رسانه‌دار بودن یک طیف خاص از شاعران و در مقابل آن رسانه نداشتن شاعرانی دیگر که باعث کمرنگ شدن آنها می‌شود، گفت: «رسانه‌ها چه در حوزه ادبیات و چه در حوزه‌های دیگر اثرگذار هستند. طبیعتا دسترسی به رسانه‌ها در کار شاعران موثر است. اما فکر نمی‌کنم در نهایت رسانه‌ها بتوانند امر ممکن را ناممکن کنند؛ یعنی کسی اگر با بوق و کرنای رسانه‌ها مطرح شده باشد، این مطرح شدن برایش دوام نخواهد داشت.»
او سپس در پاسخ به این پرسش که وضعیت حفظ ارزش و جایگاه شاعران توسط رسانه‌ها، به دودستگی رسانه‌ها اشاره و بیان کرد: رسانه‌ها دو دسته هستند؛ یک دسته، رسانه‌های دولتی همانند رادیو و تلویزیون که طبیعتا سیاست خاص حکومت را پیش می‌برند و به هنرمندان، نویسندگان و شاعران مستقل تمایلی ندارند. آنها در فکر سیاستی هستند که آن سیاست را در افرادی خاص و نزدیک به خودشان جست‌وجو می‌کنند و آنها را هم در تلویزیون، رادیو، کتاب‌های درسی و... تبلیغ می‌کنند. دسته دوم، رسانه‌هایی هستند که مستقل‌ترند که آنها هم سازوکار خودشان را دارند. اما الان اصلا مشکل این است که اغلب رسانه‌های مستقل وجود ندارند. در گذشته تعدادی از نشریات و مجلات بودند که به نشریات روشنفکری مشهور بودند که الان وجود ندارند یا اگر هستند اندک‌اند. البته ما در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که مردم هم از این‌ها استقبال نمی‌کنند».
گرچه نمی‌توان گفت رسانه‌ها در تضعیف جریان شعر در ایران بی‌تاثیر هستند اما قطعا نمی‌توان تمام تقصیرها را بر گردن رسانه‌ها انداخت. گوشه‌نشین شدن بسیاری از شاعران نامدار، عزلت‌نشینی و حرف نزدن درباره مصائب و مشکلات پیش‌روی شعر و ترانه قطعا نقش پررنگ‌تری در برجسته شدن شاعران متوسط یا در برخی موارد کم‌مایه دارد و شاید یکی از راه‌های برون‏رفت از وضعیت فعلی، خارج شدن صاحب‌نامان این عرصه از پیله گاهی خودخواسته باشد تا شاید حرفای بهتری برای شنیده شدن به رشته تحریر درآیند.
خرید بلیط