نگاهی به ناسزاگویی، عوارض و درمان آن فحش می‌دهم، پس هستم!

گروه جامعه: از «گاو» و «الاغ» و حیوانات دیگر شروع می‌شود تا برشمردن صفات مذموم برای طرف مقابل، نسبت دادن افعال و ویژگی‌های منفی و تحقیر مخاطب و البته وارد کردن خانواده او به این فرآیند پیش می‌رود. صحبت از «فحش» است یا چنانکه ادیبان می‌گویند: «دشنام» و «ناسزا». اما اصلا چرا آدم فحش می‌دهد؟ در برابر فحاشی و با کسی که فحش می‌دهد چه کار باید کرد و چطور می‌توان زبان خود و دیگران را از فحش پاک کرد؟
این روزها در کوچه و خیابان فحش‌های زیادی می‌شنویم. تقریبا هر برخورد نامناسبی میان افراد جامعه، با چاشنی فحاشی همراه می‌شود. حتی در ماجرای دوباره مورد توجه قرار گرفته حضور زنان در ورزشگاه، یکی از اعضای دولت، دلیل نامناسب بودن محیط ورزشگاه برای زنان را فحاشی تماشاگران مرد عنوان می‌کند؛ آن هم در شرایطی که این فحاشی و ادبیات نابهنجار در همه جای شهر شنیده می‌شود و گویا به نظر موافقان این سخن، میزان بد بودن فحاشی به جغرافیای وقوع آن هم برمی‌گردد در حالی که چنین نیست. در این میان شاید برخی را هم دیده باشید که از روی محبت به هم فحش می‌دهند! یا جوانانی که گفت‌وگوهای دوستانه‌شان با فحش همراه است. هرچند این شیوه گفتار هم چندان از سوی عرف جامعه بهنجار تلقی نمی‌شود، اما هر فحشی، فحش نیست! از دید روانشناسان، فحاشی یکی از سوءرفتارهای کلامی است که می‌توان آن را در زمره خشونت‌های کلامی طبقه‌بندی کرد. رفتارهای خشونت‌آمیز کلامی بارز مانند فحاشی، بد و بیراه گفتن، داد کشیدن، با کلام تهدید کردن و خشونت‌های کلامی پنهان مثل قهر کردن، نادیده گرفتن انسان دیگری، به رسمیت نشناختن حضور یک انسانی در یک جایی یا با کنایه ایهام و رمز دیگری را مورد تحقیر قرار دادن است. درباره فعل فحاشی و حوزه تاثیر آن‌ باید سه عنصر را در نظر گرفت: کسی که اقدام به فحاشی می‌کند، کسی که به او فحش داده می‌شود و ناظران فحاشی.
درباره کسی که اقدام به فحاشی می‌کند، برخی با استناد به یافته‌های تعدادی از پژوهش‌ها درباره این رفتار‌ می‌گویند که فحش دادن به اصطلاح «دل آدم را خنک می‌کند». آن‌ها معتقدند فشار روانی و هیجانی و استرس فرد را کاهش می‌دهد و باعث می‌شود شخص عصبانی به جای آسیب رساندن فیزیکی به دیگران، با گفتن چند کلمه رکیک، خشمش فروکش کند و آرام شود! و بعضی از پژوهشگران هم مدعی هستند که دشنام‌گویی در زمان استرس، باعث می‌شود قدرت تحمل انسان و مقاومت او در مقابل درد چند برابر شود و مثلا مدت بیشتری دستان خود را در آب داغ نگه دارد. اما در سوی دیگر، پژوهش‌های بی‌طرفانه‌ای هم هستند که ثابت می‌کنند دشنام‌گویی و استفاده از این نوع کلمات منفی، موجب ایجاد فشار و استرس بیش از حد به مراکز هیجانی مغز می‌شود و در درازمدت آسیب‌های جدی به بار می‌آورد. به بیان دیگر، فحش دادن و جملات رکیک گفتن شاید به ظاهر در مواقع خاص و بحرانی، دردهای هیجانی را کم کند، اما اگر تبدیل به عادت شود، می‌تواند به مغز و در‌نتیجه زندگی عادی فرد لطمه‌های سنگین وارد کند. این جدا از اثرگذاری فحاشی بر وجهه عمومی و اجتماعی فرد است که خود می‌تواند عوارض ثانویه‌ ناشی از طردشدگی، کاهش احترام در جامعه، در معرض انتقاد و تقبیح رفتار قرار گرفتن و متعاقب آن کاهش اعتماد به نفس، ایجاد عقده‌های روانی و رفتاری و‌... به همراه داشته باشد. این آثار فحاشی بر فاعل آن، تنها نتایج دشنام‌گویی نیست. مخاطب این دشنام‌ها نیز همچون هر‌کسی که دچار انواع خشونت شود، شرایطی از جمله احساس تحقیر، خشم، فشار و استرس می‌شود و علاوه بر این، ممکن است با بر‌آمدن به پاسخگویی با فحاشی متقابل و یا حتی اقدام به واکنش خشونت فیزیکی، عوارض روحی و روانی آن‌ها را هم تجربه کند. در این میان، افراد ناظر این ارتباط نامطلوب انسانی نیز از ترکش‌های آثار بد آن در امان نیستند.
دین و قانون چه می‌گویند؟
در اسلام‌ همچون بسیاری ادیان دیگر، فحاشی و دشنام‌گویی مذموم دانسته شده و نکوهش می‌شود. در قوانین جمهوری اسلامی ایران نیز که مبتنی بر همین آموزه‌ها تدوین شده، جرائم مربوط به توهین به سه دسته هتک حرمت، افترا و قذف تقسیم می‌شود. قذف که به زبان عام شامل فحش‌های ناموسی می‌شود، مجازات حد دارد و طبق ماده ۲۵۰ مجازات اسلامی معدل هشتاد ضربه شلاق اعلام شده است و البته شرایطی هم دارد. نکته قابل توجه این است که حد قذف، با توبه بخشیده نمی‌شود. در ماده ۶۰۸ قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۱۳۷۵ هم مقرر می‌دارد «توهین به افراد از قبیل فحاشی و استعمال الفاظ رکیک، چنانچه موجب حد قذف نباشد، به مجازات شلاق تا ۷۴ ضربه یا ۵۰ هزار تا یک میلیون ریال جزای نقدی خواهد بود». مواد ۶۹۷ تا ۷۰۰ قانون مجازات اسلامی، تکلیف طبقه‌های دیگر فحش را معین کرده است. بر این اساس «هرکس به وسیله اوراق چاپی یا خطی یا به وسیله درج در روزنامه و جراید یا نطق در مجامع یا به هر وسیله دیگر، به کسی امری را صریحاً نسبت دهد یا آنها را منتشر نماید که مطابق قانون، آن امر جرم محسوب می‌شود و نتواند صحت آن اسناد را ثابت نماید جز در مواردی که موجب حد است به یک ماه تا یک سال حبس و تا ۷۴ ضربه شلاق یا یکی از آنها محکوم خواهد شد». نباید فراموش کرد که تمام این موارد، صرفا درباره گفتار شفاهی نیست و نوشتن کتبی به هرگونه از جمله ابزارهای روز فضای مجازی را هم شامل می‌شود.
راه‌هایی برای کنار گذاشتن فحاشی
از دیدگاه روانشناسان، فحاشی یک «رفتار» است و درنتیجه می‌توان آن را کنترل کرد. اولین گام در مسیر پیشگیری از ایجاد این رفتار نیز از بین بردن یا کنترل دلایل و زمینه‌های ایجاد آن است. مقالات گوناگون این حوزه دلایلی مثل ناکامی در رسیدن به اهداف، یادگیری اجتماعی (از جمله زبان محیط اجتماعی)، آسیب‌های روانی و ضعف در مهارت‌های گفت‌وگویی به عنوان اصلی‌ترین عوامل شکل‌گیری رفتار دشنام‌گویی و فحاشی تلقی می‌شوند. با این حال، اگر دشنام‌گویی به صورت یک رفتار حاد همیشگی در یک فرد یا جامعه بروز کرد، باید علاوه بر از بین بردن عوامل ایجاد آن، راهکارهایی هم برای درمان انتخاب کرد. بهبود شرایط درباره رفتار فحاشی در جامعه البته نیاز به عمل نهادهای تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز کلان دارد، اما برای درمان رفتار دشنام‌گویی در هر فرد، اولین قدم خواسته و تصمیم خود فرد است. در واقع تا فردی تصمیم نگیرد که فحاشی را کنار بگذارد، هیچ درمانی جوابگو نیست. آموزش مهارت‌های گفت‌وگوی بدون خشونت، استفاده از روش‌های مدیریت خشونت، تخلیه انرژی از راه‌های غیرآسیب‌زا و... از راه‌هایی هستند که روانشناسان برای طی این مسیر پیشنهاد می‌کنند. البته همراهی و کمک یک متخصص حوزه روانشناسی و رفتارشناسی در این راه می‌تواند به فرد کمک کند تا راه را درست‌تر و موثرتر بپیماید. در این میان، شرایط درباره کودکان که هنوز امکان تسلط و اختیار کامل انتخاب رفتارهای خود را ندارند، متفاوت است. درواقع اگر کودکانی فحاش را پیش روی خود می‌بینید، باید بدانید که این رفتار آن‌ها، بیش از هرچیز بازتاب محیط آن‌ها است. محیط اجتماعی، والدین، خانواده، دوستان و هم‌بازی‌ها، برنامه‌های تلویزیونی و‌... که فحش دادن از آن‌ها بسیار شنیده می‌شود، همگی به کودک دشنام‌ها و دشنام‌گویی را یاد می‌دهند. در‌نتیجه برای حل مسئله دشنام‌گویی کودکان، ضمن پاک کردن محیط آن‌ها از فحش و پرهیز از خندیدن و تمسخر (فحش دادن یک کودک می‌تواند برای بزرگسالان خنده‌دار و جذاب به نظر برسد)، به الگوسازی و بازسازی رفتار آن‌ها روی آورد. در این زمینه نیز‌ به ویژه اگر مسئله حاد باشد، استفاده از مشورت یک مشاور حوزه کودکان می‌تواند راهگشا باشد.
با ناسزاگویان چه کنیم؟
همه ما ممکن است در معرض فحاشی و ناسزاگویی دیگران قرار بگیریم. در این شرایط بهترین واکنش این است که از تحریک طرف مقابل به هر شکل خودداری کنیم. واکنش متقابل یا شدیدتر ما فقط می‌تواند وضع را بدتر کند. فحاشی اقدامی منطقی نیست که پاسخ ندادن به آن باعث شکست ما تلقی شود. راهکارهای گوناگونی از ترک کردن محیط گرفته تا دعوت طرف مقابل به آرامش می‌تواند در بهبود شرایط کمک کند. بعد از آن و در شرایط آرام‌تر حتی می‌توان خیرخواهانه به نصیحت هم پرداخت، اما طبیعتا جای این کار در اوج تنش منجر به فحاشی نیست. در این میان‌ اگر به عنوان ناظر و نه مخاطب هم در محیطی که در آن فحاشی اتفاق می‌افتد هستید، می‌توانید سعی کنید فضا را عوض کنید و یا در‌نهایت اگر موفق نشدید یا نمی‌توانستید، مجلس را ترک کنید. قانون نیز دست شما را در برخوردهای جدی‌تر با فحاشی برای شما باز گذاشته است. با این حال اگر می‌خواهید از ابزار قانون در این زمینه استفاده کنید، درباره شرایط و ضوابط استفاده از قانون و مدارک اثبات وقوع جرائم مربوط به فحاشی و توهین مطالعه کنید.
چرا باید فحاشی را از جامعه حذف کرد؟
اثرات خشونت کلامی یا فحاشی کمتر از خشونت‌های فیزیکی نیست و نباید آن را دست‌کم گرفت. کافی است این موضوع را در ذهن خودتان تداعی کنید که چه احساسی از مخاطب فحاشی قرار گرفتن یا دیدن فحاشی دو نفر به یکدیگر پیدا می‌کنید. فشار و استرس و خشمی که این رویداد در شما به جا می‌گذارد و آثار آن را در نظر بگیرید و تکثیر و تشدید آن را هم به یاد آورید. آن وقت است که دیگر نه خودتان از فحاشی کردن برای واکنش استفاده می‌کنید و هم به این فکر خواهید کرد که برای رفتن به سوی یک جامعه آرام، صلح‌آمیز و عاری از خشونت، حذف کردن فحاشی یکی از اولین قدم‌ها است. اینکه در این راه از خودمان شروع کنیم مهم است. فراموش نکنیم که این مسیر، شامل تمام عرصه‌های زندگی، اعم از خانواده، جامعه و فضای حقیقی و مجازی می‌شود. شاید این نصیحت سعدی شیرازی به کارمان بیاید که گفت: «مگوی آنچه طاقت نداری شنود، که جو کشته گندم نخواهی درود، چه نیکو زده‌ست این مثل برهمن، بود حرمت هر کس از خویشتن، چو دشنام گویی دعا نشنوی، به جز کِشته خویشتن ندروی، مگوی و منه تا توانی قدم، از اندازه بیرون وز اندازه کم».
خرید بلیط