ایران کوچک در کشمیر

جواد نوائیان رودسری- عبدالقیوم راجا، خیلی خوب فارسی حرف نمی‌زند؛ اما خوب می‌تواند به قول کشمیری‌ها، اشعار حضرت مولوی، حضرت حافظ و حضرت سعدی را بخواند و از مفاهیم زیبای آن ها لذت ببرد. او در دانشگاه علامه اقبال لاهوری کشمیر، تدریس می‌کند؛ عرصه مطالعاتی و پژوهشی او، روان شناسی، جامعه‌شناسی و ادبیات است؛ روزگار جوانی پرهیاهویی داشته و دیر زمانی را در لندن به سر برده و با اقدامات استعماری انگلیس، مبارزه کرده است. در چهره‌اش صمیمیت موج می‌زند. گفت‌وگوی ما در دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی و با حضور جمعی از فرهیختگان گروه ادبیات فارسی این دانشکده، سر می‌گیرد و در یک ساعتی که با هم گپ می‌زنیم، راجا فقط به دنبال این است که من این حقیقت را درک کنم که زبان فارسی در کشمیر، زبان دوم و گاه زبان اصلی مردم است؛ او می‌گوید: کشمیر را به این لحاظ، باید ایران کوچک بنامیم.
9 قرن ارادت به فرهنگ ایرانی
عبدالقیوم راجا می‌گوید: وقتی میرسیدعلی همدانی، عارف نامدار قرن هشتم، از ایران به کشمیر آمد، همه فرهنگ سرزمین شما را هم برای مردم من، به ارمغان آورد؛ اصلا کشمیر تبدیل به یک ایران کوچک شد. ما عید نوروز را جشن می‌گیریم؛ کشمیری‌ها خیلی بیشتر از هندی‌ها و پاکستانی‌های امروز، تحت تأثیر فرهنگ ایرانی و زبان فارسی قرار دارند. به او یادآوری می‌کنم که در پاکستان، زبان فارسی آن‌قدر رایج است که حتی سرود ملی این کشور را به زبان فارسی سروده‌اند و راجا، با لبخندی پاسخ می‌دهد: اما در کشمیر، حتی کودکان ما هم زبان فارسی را فرا می‌گیرند؛ در حالی که در پاکستان، این کار از سنین بالاتر آغاز می‌شود. او معتقد است که استعمار انگلیس، می‌خواست با محو زبان و ادبیات فارسی در شبه‌قاره هند، هویت مردم این خطه را از بین ببرد.
حضرات شاعر!
برای من، احترامی که عبدالقیوم به شعرای نامدار ایرانی می گذارد، هم جالب و خوشایند است و هم عجیب؛ قبل از نام همه شعرای فارسی‌گو، کلمه حضرت را می‌گذارد و با لهجه شیرین اش حضرت سعدی و حضرت حافظ می‌گوید. از او می‌پرسم: همه کشمیری‌ها مانند شما به مولوی، حافظ و سعدی این‌گونه احترام می‌گذارند. ابروهایش را در هم می‌کشد و می‌گوید: برای ما کشمیری‌ها، این شعرا، افرادی مقدس و قابل احترام هستند و اشعار آن ها را با شور خاصی قرائت می‌کنیم. همه کودکان کشمیری، از دوره ابتدایی، با زبان فارسی آشنا می‌شوند و به این زبان که زبان سعدی و مولاناست، عشق می‌ورزند. عبدالقیوم به من می‌گوید که حتی پیش از استقلال شبه قاره و ایجاد دو کشور هند و پاکستان و آغاز نزاع در کشمیر، مردم ما فارسی را جزو جدایی‌ناپذیر درس‌های مدارس خودشان می‌‌دانستند؛ تا آن‌جا که سخن گفتن به زبان فارسی، برای مردم این سامان، افتخاری بس بزرگ بود که برای صاحبش، احترام و توجه به همراه می‌آورد. او سپس، سری به تأسف تکان می‌دهد و می‌گوید: جدال و خونریزی میان هند و پاکستان، در منطقه کشمیر، باعث شد که دو طرف، به بهانه‌های واهی، تدریس زبان فارسی را محدود کنند و نگذارند که این زبان مانند گذشته ضریب نفوذ خود را در دیوان سالاری کشمیر، حفظ کند. او تصریح می‌کند: با وجود این، کشمیری‌ها دست به کار شده‌اند و مؤسساتی را برای آموزش زبان فارسی راه انداخته‌اند، مؤسساتی که سخت مورد توجه و اقبال مردم قرار گرفته است.
نیاز به تولید محتوا داریم
راجا تصریح می‌کند: با وجود این‌که زبان انگلیسی در کشمیر، توسط مراکز اداری مورد استفاده قرار می‌گیرد و برخی آن را رقیب جدی زبان فارسی می‌دانند، اما ریشه‌های زبان فارسی در کشمیر قوی است و اگر حمایت و پشتیبانی مراکز فرهنگی ایران را داشته باشیم، می‌توانیم میراث اجدادی خودمان را حفظ کنیم. عبدالقیوم می‌گوید: ما برای حفظ فرهنگ و زبان حضرت سعدی در کشمیر، نیازمند تولید محتوای جدید هستیم. او با صدایی که ناراحتی و غم از آن می‌بارد، ادامه می‌دهد: اکثر کتاب‌هایی که داریم، کهنه و مندرس هستند و دسترسی به منابع جدید فارسی در کشمیر بسیار محدود و مشکل شده است. از او درباره فعالیت‌های فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در پاکستان و به ویژه فعالیت‌های خانه فرهنگی‌مان در لاهور می‌پرسم و این‌که آیا کشمیری‌ها نمی‌توانند از امکانات این مراکز بهره‌مند شوند؟ عبدالقیوم پاسخ می‌دهد: فاصله این مراکز تا کشمیر زیاد و استفاده از ظرفیت آن ها برای ما چندان ساده نیست. به اعتقاد من به وجود آوردن فضای لازم برای فعالیت‌ مراکز فرهنگی مرتبط با ایران در کشمیر، می تواند یک فرصت مغتنم باشد و ما را از غربتی که در آن گرفتار هستیم بیرون بیاورد.
استعمار انگلیس علیه زبان فارسی
عبدالقیوم راجا که علاوه بر مطالعه و تحقیق در حوزه‌های جامعه‌شناسی، روان شناسی و ادبیات، روزنامه‌نگار هم هست، از پیوندهای میان اسلام و زبان فارسی در شبه‌قاره هند هم مطالبی را ارائه کرد. می‌گفت پیوند میان زبان فارسی و اسلام در شبه قاره هند، پیوندی ناگسستنی است؛ آن‌قدر که وقتی انگلیسی‌ها تصمیم گرفتند از ضریب نفوذ آموزه‌های اسلامی در میان مسلمانان هند و کشمیر کم کنند، یک دانشگاه اسلامی تأسیس کردند که زبان تدریس در آن، انگلیسی بود. راجا می‌گفت که متولیان دانشگاه مدعی بودند که آن ها فقط از انگلیس بودجه دریافت می‌کنند و بریتانیایی‌ها نقشی در ساختار آموزشی دانشگاه ندارند؛ اما اظهر من الشمس بود که پشت پرده تفکیک کردن زبان فارسی از آموزش‌های اسلامی، چیزی جز ضربه زدن به هویت اسلامی مسلمانان کشمیر و شبه‌قاره نیست.
 دکتر زرقانی، استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی که در جلسه حضور دارد و خود پیشتر سفری به هند داشته است، درباره مقدس بودن زبان فارسی نزد مسلمانان شبه‌قاره سخن می‌گوید و از راجا می‌پرسد: آیا این امکان وجود دارد که ترویج و رشد زبان فارسی در هند، پاکستان و کشمیر، باعث کاهش چالش‌های اعتقادی و سیاسی در این منطقه راهبردی شود؟ آیا زبان فارسی می‌تواند پیام‌آور صلح در شبه‌قاره باشد؟ راجا این اقدام را مؤثر می‌داند، اما می‌گوید: اگر بخواهیم آشکارا از نقش ویژه زبان فارسی استفاده کنیم، مقاومت‌هایی از سوی دولت‌ها بروز و ظهور خواهد کرد؛ لذا باید در این عرصه، یک حکمت عملی تعریف کنیم و گام به گام برای اجرای آن پیش برویم؛ من به این موضوع خوشبین هستم.
 
خرید بلیط