اولویت مذاکره بر بلوف‌های خاکستری

دکتر صلاح‌الدین هرسنی ‪-‬ «سازمان انرژی اتمی موظف است در زمینه تحقیق و توسعه هر آنچه نیاز فنی کشور است را آغاز کند و تمام تعهداتی که در این زمینه در برجام وجود داشته است را کنار بگذارد. از جمعه ۱۵ شهریور ما شاهد گسترش در تحقیق و توسعه در زمینه انواع سانتریفیوژ‌ها و سانتریفیوژ‌های جدید، سرعت عمل و هر آنچه برای غنی‌سازی نیاز داریم، خواهیم بود.»
گزاره‌های فوق بخشی از اظهارات حسن روحانی رئیس جمهوری کشور است که به منظور اجرایی‌سازی گام سوم کاهش تعهدات برجامی در دستور کار تهران قرار گرفته است. به بیان دیگر، اظهارات فوق، مواضع و استراتژی جدید تهران در مواجهه با اروپا در برجام را به نمایش می‌گذارد. آن‌گونه که گفته شده است، چنین تصمیمی در راستای حقوق مسلم مردم ایران در برجام و به‌ویژه بر مبنای پاراگراف ۳۶ آن و در پاسخ به رفتار‌های کشور‌های اروپایی در نقض گسترده و مستمر برجام طی ۱۶ ماه گذشته گرفته شده است.
به این ترتیب و با تصمیم جدیدی که گرفته است، هدف تهران آن است تا از پوسته حفاظتی برجام استفاده کند و نهایتا با کاهش تعهدات هسته‌ای‌، آن را به صفر برساند، چرا که بعید به نظر می‌رسد در فرصت‌های بعدی هم اروپا اقدام عملی انجام دهد. حال و با همه تلاش و جدیتی که تهران در این تصمیم از خود نشان داده است، اما به نظر نمی‌رسد که اعلام این مواضع، تصمیم اصلی و راهبرد واقعی تهران باشد. به واقع دست‌اندرکاران و مقامات تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر خود بهتر می‌دانند که قرار گرفتن در مسیر گام سوم استراتری کلیدی و اصلی مواجهه با واشنگتن و اروپا نیست. تهران چنین تصمیمی را نه از روی رضایت بلکه آن را به اضطرار و برخلاف میل باطنی خود اتخاذ کرده است، چرا که به خوبی از تبعات و پیامد‌های آن آگاه است. به واقع اعلام این مواضع و استراتژی جدید تهران قبل از اینکه راهبرد اصلی آن باشد، بیشتر به بلوف‌های خاکستری شباهت دارد.
آنگونه از منطق و پیام‌های آشکار و پنهان عرصه‌های خاکستری پیداست، در این عرصه‌ها راهبرد‌های به ظاهر چالش و مخاطره‌زا به طور موقت جای راهبرد‌های اصلی و کلیدی را می‌گیرد، اما به مجرد حصول نتیجه جای خود را به راهبرد اصلی می‌دهد. به واقع اتخاذ بلوف‌های خاکستری همان تلاش برای برقراری موازنه وحشت و اعمال قدرت است. هدف در بلوف خاکستری واداشتن طرف مقابل به تصمیم و عملی است که از حجم اقدامات تقابلی و مخاطرات آن بکاهد. بنابراین در بلوف خاکستری تهران می‌تواند تصمیم و عملی را به شیوه‌ای انجام دهد که واکنش‌های اروپا و واشنگتن را کنترل کند و شرایط و وضعیت آینده را طبق خواسته خود کنترل و مدیریت کند. به این ترتیب اتخاذ بلوف‌های خاکستری از سوی تهران، بیشتر برای ایجاد هراس و ترس و برقراری شرایط موازنه وحشت برای عقب‌نشینی راهبرد‌های ایذایی و آزار اروپا و واشنگتن به اجرا در می‌آید.
اما با همه مطلوبیت و فوایدی که بلوف‌های خاکستری در کنترل و مدیریت دارد، این استراتژی در قیاس با راهبرد مذاکره و گفت‌وگو، روش پیچیده، پر هزینه و پر دردسری است. به واقع راهبرد مذاکره و گفت‌وگو در قیاس با بلوف‌های خاکستری فراز و فرود و پیچیدگی‌های راهبرد‌های حمایتی اروپا و اتکا به نگاه شرق را ندارد. محققا اصرار به بلوف‌های خاکستری به‌جای شفافیت به مرور زمان فاصله ما را با اروپا زیاد می‌کند و حتی سبب می‌شود که ما حمایت‌های پاندولی و قطره‌چکانی اروپا را نیز از دست بدهیم. ضمن آنکه ممکن است موجب احاله موضوع به شورای امنیت و در نتیجه اجماع واشنگتن و متحدان علیه تهران ‌شود. حال و به دنبال شکست نقشه راه پاریس در مناسبات پسابرجامی، تنها راه و مسیر مطمئن خروج از بحران، مذاکره و گفت‌وگو است. اهمیت این مذاکره نیز با توجه به شکست دولت در سیاست تنظیم بازار و همچنین پروژه اعتمادسازی دوچندان می‌شود. مسیر و راه این مذاکره هم نه لزوما از واشنگتن یا بروکسل یا پاریس بلکه از تهران می‌گذرد. به عبارت دیگر کلید این مذاکره در دست تهران است. این مذاکره واقعی و حساب شده نیز نه لزوما به معنی واگذاری بیشترین امتیاز به اروپا، بلکه می‌تواند موجب همراهی با اروپا در حفظ و بقای برجام و در نهایت فرصتی برای اخذ امتیاز حداکثری به منظور گشایش در عرصه‌های سیاسی و اقتصادی باشد.
خرید بلیط