به مناسبت «روز جهانی انسان‌دوستی»، فعالیت زنان و ان‌جی‌اوها در حرکت‌های بشردوستانه بررسی شد

طلوع مهر از مشرق انسانیت
گروه جامعه – رضا دهکی: شاید شما هم هنگامی که به عنوان «روز جهانی انسان‌دوستی» بر‌می‌خورید، با خودتان فکر کنید که مگر می‌شود «بشر» بود و «بشردوست» نبود؟ یا کیست که «‌انسان‌دوست» نباشد! اما برای اهمیت این روز، حتی لازم نیست به تاریخ پر از خشونت و ظلم انسان‌ها به یکدیگر نگاه کنید، بلکه کافی است توجه کنید که بسیاری از انسان‌ها‌ حاضر نیستند برای کمک به انسان‌های دیگر از خود و منافع‌شان بگذرند. عنوان «بشردوست» نیاز به عمل «بشردوستانه» هم دارد.
19 آگوست هر سال مصادف با 28 مرداد ماه، در سالروز انفجار بمب در هتل کانال بغداد که منجر به کشته شدن 22 تن از کارکنان کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد، از جمله سرجیو ویرا دی ملو، نماینده ویژه دبیر‌کل سازمان ملل متحد در عراق در سال 2003 شد‌، از پنج سال بعد از آن حادثه، یعنی سال 2008، توسط سازمان ملل متحد روز جهانی بشردوستان نام گرفته است. روز جهانی انسان‌دوستی اولین بار در سال ۲۰۰۹ برگزار شد و در سال‌های بعد روی یک موضوع خاص متمرکز شده است. در سال ۲۰۱۰، تمرکز بر روی کار واقعی و دستاوردهای فعالان حقوق بشر در این زمینه با موضوع «ما فعالان حقوق بشر هستیم» بود، در ۲۰۱۱، کمپینی با شعار «انسان‌های نوع‌دوست» تشکیل شد که الهام‌بخش روح کار کمک در هر کس بود. کمپین «من اینجا هستم» در سال ۲۰۱۲ در‌مورد انجام کاری خوب، در هر جایی، برای شخص دیگری بود. در این کمپین اجتماعی بیش از ۱ میلیارد نفر در سراسر جهان عضو شدند. این کمپین توسط «بیانسه» خواننده آمریکایی با ساخت موزیک ویدئویی برای آهنگ «من اینجا هستم» حمایت شد که بیش از ۵۰ میلیون بار از این موزیک ویدئو بازدید شد.
در سال ۲۰۱۳، سازمان ملل متحد و شرکای آن یک پروژه به نام «جهان نیازمند ... بیشتر است.» با همکاری شرکت تبلیغاتی جهانی «لئو برنِت»‌(Leo Burnett)‌ راه‌اندازی کردند. هدف کمپین، نوشتن کلماتی برای کمک به افراد مبتلا به بحران‌های انسانی بود. آن‌ها با این کار شرکت‌های بخش خصوصی و بشردوستان را به حمایت از کلمه‌ای که آنها باور دارند که جهان می‌تواند بیشتر از آن استفاده کند تشویق کردند. به عنوان مثال «جهان نیازمند عشق بیشتر است.‌ مردم با به اشتراک گذاشتن این کلمات در رسانه‌های اجتماعی، پیامک و وب‌سایت کمپین‌(www.worldhumanitarianday.org) پولی را که حامیان مالی متعهد به پرداخت آن بودند، آزاد می‌کنند. هر‌ساله در ۱۹ آگوست رویدادها و کمپین‌هایی که نشانه روز جهانی بشردوستی است، در بیش از ۵۰ کشور در سراسر جهان برگزار می‌شود. امسال، این روز بر فعالیت‌های زنان در عرصه خدمات انسان‌دوستانه تمرکز دارد.
از لژیون خدمتگزاران بشر تا انجمن حمایت از کودکان کار و نرگس کلباسی
برای انسان‌دوستی یا بشردوستی می‌توان تعاریف گوناگونی ارائه کرد که البته همگی یک حرف را می‌زنند: کمک انسانی به انسان‌های دیگر نیازمند کمک، حتی اگر ملتزم به از خودگذشتگی باشد.
ایرانی‌ها، هم به خصلت دیرین و هم با عقاید مذهبی ساکنان این دیار، به طور کلی مردمی انسان‌دوست شناخته می‌شوند. نمود رفتارهای انسان‌دوستانه مردم این دیار را می‌توان در حوادث گوناگون دید که چگونه به یاری یکدیگر می‌شتابند. با این حال، بخش بزرگی از حمایت‌ها در این شرایط، حمایت‌های مالی و روانی است و حرکت‌های عملگرایانه ساختارمند همچنان نیاز به تقویت دارند.
پیش از انقلاب اسلامی، محمدرضا پهلوی در یکی از سخنرانی‌های خود در دانشگاه هاروارد آمریکا، پیشنهاد تاسیس لژیون خدمتگزاران بشر در ایران را داد. این لژیون هر‌چند در ایران تشکیل شد تا در ادامه حرکتی جهانی شود، اما توفیق چندانی نیافت. سایر حرکت‌های مشابه نیز عمدتا در چارچوب‌های سازمان‌های وابسته به حکومت انجام می‌شد؛ مثلا سپاه بهداشت، تعلیم و ترویج که در چارچوب خدمت سربازی نیرو می‌گرفت، هلال احمر که ساختاری سازمانی داشت و بنیادهای خیریه مربوط به خاندان پهلوی که نقش عملیاتی محدودی داشتند.
پس از انقلاب اسلامی، شعارهای خدمت به فقرا و پابرهنگان باعث شد در کنار تداوم عمل نهادی مثل هلال احمر، نهادهایی مثل کمیته امداد امام خمینی(ره) و جهاد سازندگی نیز تشکیل شوند. در دوران جنگ تحمیلی، بخش بزرگی از فعالیت‌های انسان‌دوستانه در چارچوب بسیج عمومی مردمی انجام می‌شد. با این حال بودند افراد یا گروه‌های محلی نیز که در دایره نزدیک به خود حرکت‌های بزرگی در عرصه‌های گوناگون انسانی، از کمک‌رسانی به زخمی‌ها یا آوارگان جنگ گرفته تا بر عهده گرفتن حمایت از خانواده‌های جنگ‌زده، رسیدگی به وضع کودکان جنگ و‌... را انجام دادند و البته بسیاری از خدمات‌شان مغفول مانده است. در دوران پس از جنگ نیز‌ نهادهای بسیاری بخشی از فعالیت خود را به حرکت‌های انسان‌دوستانه تخصیص دادند. ارتش، سپاه، بسیج و نهادهای دیگر، در دوره‌ها و زمینه‌های گوناگون، حرکت‌هایی در عرصه فعالیت‌های انسان‌دوستانه داشته‌اند.
به طور ویژه از دوران اصلاحات، نهادهای مدنی و سازمان‌های مردم‌نهاد بیشتری وارد عرصه حرکت‌های منسجم و سازمان‌یافته شدند و اسم‌های گوناگونی نیز در این عرصه مطرح شد. کسانی که به جز حمایت‌های مالی، کارهای عملیاتی نیز می‌کنند و بعضا تمام‌وقت در خدمت کمک و یاری رساندن به همنوعان خود هستند. از انجمن‌هایی مثل حمایت از کودکان کار بگیر تا موسسه خیریه محک؛ از لیلا ارشد تا نرگس کلباسی.
نقش زنان و تشکل‌های مردم‌نهاد ایرانی در فعالیت‌های انسان‌دوستانه
فاطمه رحیمی، دبیر پویش «بدسرپرست تنهاتر است»، در گفت‌وگو با «ابتکار» درباره سهم زنان در فعالیت‌های بشردوستانه در ایران می‌گوید: «امیدوارم از صحبت‌های من برداشت فمینیستی نشود، اما واقعیت این است که اگر به رویدادهای مثبت اجتماعی چند سال اخیر نگاه کنید، ردپای زنان را در آن‌ها خواهید دید. این به معنای آن نیست که مردان دلسوز اجتماع نبوده‌اند و در فعالیت‌های بشردوستانه در ایران سهمی نداشته‌اند اما سهم زنان به خصوص در یک دهه اخیر در فعالیت‌های بشردوستانه افزایش یافته است. نمی‌توان منکر آن شد که زنان ایرانی هم در زندگی خود و اطرافیان‌شان و هم در رویدادهای اجتماعی انقلابی را رقم زده‌اند». او درباره دلایل حضور پررنگ زنان در فعالیت‌های بشردوستانه می‌گوید: «چند دهه‌ای می‌شود که زن‌ها از خانه‌ها خارج شده‌اند، تحصیل کرده‌اند و در عرصه اقتصادی نقش ایفا می‌کنند. تحصیلات آکادمیک نمی‌تواند در حضور بیشتر زنان در اجتماع بی‌تاثیر باشد. دسترسی زنان به اطلاعات و قرار گرفتن آنها در مسیر این جریان اطلاعاتی که امکان دیدن آن سوی دنیای را در اختیار زنان قرار داده است، در افزایش سهم زنان در فعالیت‌های بشردوستانه نیز تاثیر داشته است. قطعا وقتی انسان اطراف خود را با چشم بازتری می‌بیند سعی می‌کند نقش خود را بهتر ایفا کند و همین دید باز زنان ایرانی آنها را به سوی فعالیت بیشتر در حوزه‌های مختلف از جمله فعالیت‌های بشردوستانه سوق داده است.»
رحیمی درباره موانعی که پیش پای فعالان زن در ایران قرار می‌گیرد و حرکت آنها را در مسیر فعالیت‌های بشردوستانه کند می‌کند، می‌گوید: «فعالیت اجتماعی در ایران با عواقب و پیامدهای بسیاری روبه‌رو است. گره خوردن فعالیت‌های اجتماعی به سیاست بزرگ‌ترین مانع در این زمینه است. اما موانع برای زنان آنقدر بسیار است که باید موانعی که پیش پایمان قرار ندارد را برشمریم. در هر حال اما جامعه مردسالار بزرگ‌ترین مانع پیش پای فعالان زن است. هرچقدر که جامعه ایران به واسطه افزایش مردان و زنان تحصیل کرده مدعی فاصله گرفتن از نظام مردسالار است، اما زمان‌هایی هست که نمی‌تواند خود واقعیش را پنهان کند و جایی علیه شما موضع می‌گیرد».
اما چرا نظام مردسالارانه باید در برابر فعالیت‌های بشردوستانه‌ موضع بگیرد؟ رحیمی در پاسخ به این پرسش می‌گوید: «بسیاری از فعالیت‌های مدنی و حقوق بشری حتی فعالیت‌های بشردوستانه‌ در زمینه کودکان بدسرپرست ناخواسته در برابر جامعه مردسالار قرار می‌گیرد. جامعه مردسالار بسیاری از حقوقی که تا به امروز برای خود قائل بوده با فعالیت فعالان مدنی متزلزل می‌بیند. «شما زنان حرف حسابتان چیست؟»؛ این جمله‌ای است که در سال‌هایی که فعالیت مدنی خود را در زمینه کودکان بدسرپرست آغاز کرده‌‌ام، از سوی افراد مختلفی شنیده‌ام. عبارت‌ها، جملات و رفتارهایی که در پس آن تحقیر کردن زنان نهفته است تا مانع فعالیت آنها شوند.»
او می‌گوید فعالیت‌های بشردوستانه شاید یکی از فعالیت‌های سختی باشد که نمی‌توان آن را از زندگی شخصی تمیز داد و بین این دو توازن و تعادل برقرار کرد. دبیر «پویش بدسرپرست تنهاتر است»، ادامه می‌دهد: «افراد بسیاری به من می‌گویند که خودت را فراموش کرده‌ای و باید به زندگی بازگردی اما من نمی‌توانم. شاید این ویژگی من باشد و افراد دیگری که فعالیت اجتماعی و بشردوستانه می‌کنند بتوانند چنین توازنی را در زندگی و فعالیت‌های اجتماعی‌شان ایجاد کنند اما در هر حال ذات فعالیت‌های بشردوستانه پیوند خوردن با روح انسانی است».
رحیمی در نقد ان‌جی‌اوها و موسسه‌های خیریه‌ امروزی در ایران می‌گوید: «بسیاری از ان‌جی‌اوها و موسسه‌های خیریه در ایران به حاشیه‌نشینی دامن می‌زنند چراکه حیات بسیاری از خیریه‌ها در تداوم حاشیه‌نشینی و حتی گسترده‌تر شدن آن است و این اصلا اتفاق خوبی نیست. اینکه به جای ماهی‌گیری ماهی به دست افراد آسیب‌دیده و فقیر دهیم و برای منفعت خود به توانمندسازی آنها فکر نکنیم، چیزی جز بازتولید آسیب به همراه نخواهد داشت.»
اکنون، انسان، نیکی
امروز بسیاری حرکت‌های انسان‌دوستانه خود را منحصر به انتشار تصویر یا پستی در فضای مجازی می‌کنند. برخی فکر می‌کنند لایک کردن، حرکتی عملی محسوب می‌شود. عده‌ای نیز تنها حمایت‌های مالی دارند که البته هرچند کمک محسوب می‌شود، اما نافی مسئولیت اجتماعی نیست. درواقع این باعث نمی‌شود که همچنان در عرصه‌های عملی و فعالیت‌هایی که نیاز به زمان و حضور فیزیکی هم دارد، نیازی به فعالیت‌های انسان‌دوستانه نباشد و همه چیز را به گردن دیگران و سازمان‌هایی انداخت که در این عرصه حضور فعال دارند.
واقعیت اینجا است که انسان‌دوستی و هوای هم‌نوع را داشتن، منحصر به یک روز نیست. شاید مرور جملات پایانی داستان کوتاه «سه پرسش» اثر لئو تولستوی که در کتاب‌های ادبیات دبیرستان نیز آمده بود، نقطه خوبی برای پایان این گزارش باشد: «به یاد داشته باش: تنها یک زمان است که بسیار ارزشمند است و آن «اکنون» است. این مهم‌ترین زمان است زیرا تنها در این زمان است که تو قدرت داری بر کار خود مسلط باشی. مهم‌ترین شخص برای تو آن است که اکنون با او هستی‌ زیرا کسی نمی‌داند آیا با کس دیگری مراوده‌ای خواهد داشت یا خیر و مهم‌ترین کار انجام کار نیک و نیکی به آن فرد است زیرا انسان برای همین به این دنیا فرستاده شده است».
خرید بلیط